داستان فیلم درباره ی یک ستاره موسیقی راک است که بعد از پیدا کردن یک نامه ای که چهل سال پیش از طرف John Lennon به او نوشته شده بود, میخواهد زندگی خود را تغییر دهد و ……
داستان فیلم درباره ی یک ستاره موسیقی راک است که بعد از پیدا کردن یک نامه ای که چهل سال پیش از طرف John Lennon به او نوشته شده بود, میخواهد زندگی خود را تغییر دهد و ……
یک نامهٔ چهلساله و راهِ رستگاری
ابتدا باید گفت کارگردان ثابت کرد که فیلمنامه برای موفقیت فیلم اهمیت زیادی دارد. او فیلمنامه را نوشته؛ در حقیقت او فیلمنامهنویسی است که آثار زیادی دارد و این فیلم نخستین تجربهٔ کارگردانیاش است. او با انتخاب درست عوامل پروژه را بهخوبی پیش برد. با حضور بازیگران توانمند، لوکیشنهای مناسب و موسیقی عالی، این پروژه باید برای او حکم تحقق...
یک نامهٔ چهلساله و راهِ رستگاری
ابتدا باید گفت کارگردان ثابت کرد که فیلمنامه برای موفقیت فیلم اهمیت زیادی دارد. او فیلمنامه را نوشته؛ در حقیقت او فیلمنامهنویسی است که آثار زیادی دارد و این فیلم نخستین تجربهٔ کارگردانیاش است. او با انتخاب درست عوامل پروژه را بهخوبی پیش برد. با حضور بازیگران توانمند، لوکیشنهای مناسب و موسیقی عالی، این پروژه باید برای او حکم تحقق یک رؤیا را داشته باشد.
گفتوگوها شاعرانه و درخشاناند. تماشای فیلم بدون لبخند تقریباً ممکن نیست، زیرا شوخیهای ریز و درشتی در سراسر آن گنجانده شده است. داستان از واقعیتی الهام گرفته شده، اما ظاهراً برای ترجمهٔ سینمایی تغییراتی در آن دادهاند، بنابراین نمیتوان آن را یک بایوپیک دقیق دانست.
فیلم عمدتاً حول چهار تا پنج شخصیت میچرخد و بازیگران در نقشهای خود فوقالعادهاند. بهخصوص آل پاچینو؛ بدون او این فیلم تا این اندازه هیجانانگیز نمیبود. اگر طرفدار پروپاقرص او هستید، این فیلم را از دل خواهید پذیرفت و دیگران هم آن را درامی موزیکال و زیبا خواهند یافت. او برای نقش برجستهاش نامزد گلدن گلوب شد؛ نقشی بسیار مناسب برای سن و سال او.
در زمانهای که مخاطبان منتظر فیلمهای ابرقهرمانیاند، فیلمی گرم و دلنشین مثل این نشان میدهد که هنوز برای آثار کوچکتر امید هست—بهویژه برای بازیگرانی از نسل گذشته که به لحاظ جسمی دیگر نمیتوانند با جوانترها رقابت کنند، چنین فیلمهایی فرصتی برای نفسگیریاند.
داستان دربارهٔ یک ستارهٔ خوانندهٔ سالخورده است که روزی نامهای چهل ساله را مییابد؛ نامهای که خوانندهٔ بزرگی از نسل او زمانی که هنوز موفق نشده بود برایش نوشته بوده. چهل سال بعد او تصمیم میگیرد تور موسیقیاش را رها کند و برای انجام کاری ناتمام سراغ خانوادهاش برود. باقیِ روایت پر از اتفاقات الهامبخش و دلخراش است.
«اگر قرار است حتی اندکی رستگاری پیدا کنم، دیگر وقت تلف کردن ندارم.»
زندگیِ یک خواننده، بهویژه در سالهای پیری و در جستجوی رستگاری، همواره طبق انتظار پیش نمیرود. پس از چهل سال اعتیاد به مواد مخدر، مشروبات و زنان، سفر خودیابی آغاز میشود. در دنیایی غیرقابلپیشبینی هر چیزی ممکن است رخ دهد و سفر این مرد تأثیرش را بر خانوادهای که قرار است ملاقات کند نشان میدهد. مسأله فقط روبهرو شدن با کسانی نیست که سالها قبل ترکشان کرده و حالا میخواهد جبران کند؛ زندگی واقعاً ساده نیست و خانواده تعهدات زیادی میطلبد. فیلم از همین زاویه داستانش را پیش میبرد.
تا حدودی میتوان آن را فیلمی خانوادگی دانست، اما بخشهای مرتبط با مواد مخدر برای پرداختن به موضوع ضروری بودهاند و همین موضوع ردهبندی فیلم را تحت تأثیر قرار میدهد. زیرپردههایی مثل تلاش او برای جلب یک قرار عاشقانه جنبههای رومانتیک قصه را تقویت میکنند. بهخاطر درونمایهٔ گرم و احساسی، تا حدی قابل پیشبینی است، اما پیچشهایی در روایت وجود دارد که آن را از حالت کاملاً تکراری خارج میکند؛ پیچشهایی نه از نوع نفسگیر، بلکه برای ارائهٔ دیدگاهی تازه بر تمِ آشنا. پایانبندی بهخصوص ساده اما بسیار دلنشین است.
بابی کاناواله همچون همیشه در نقش مکمل حضور دارد، اما این بار متفاوت و درخشانتر نقشآفرینی کرده است؛ حضوری قابلتوجهتر از همیشه. همراهی جنیفر گارنر نیز بخش مهمی از فیلم را پوشش داده است. بنابراین این فیلم تنها متعلق به آل پاچینو نیست؛ دیگر بازیگران نیز شایستهٔ تقدیرند. فیلم تا حدی یادآور «ریکی و فلش» است، با این تفاوت که نسخهای مردانهتر از آن است. آثار اینچنینی کمپیدا هستند؛ پس تماشای این فیلم را توصیه میکنم.
۹ از ۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران