«مرتل گوردون» (رولندز)، بازیگر مشهور تئاتر که الکلی ست در آخرین روزهای پیش از اجرای رسمی یک نمایش جدید که شوهرش «مانی ویکتور» (گازارا) کارگردان، «سارا گود» (بلوندل) نویسنده و «موریس آرونز» (کاساوتیس) بازیگر مرد نقش اول آن است، اوقات سختی را می گذراند...
«مرتل گوردون» (رولندز)، بازیگر مشهور تئاتر که الکلی ست در آخرین روزهای پیش از اجرای رسمی یک نمایش جدید که شوهرش «مانی ویکتور» (گازارا) کارگردان، «سارا گود» (بلوندل) نویسنده و «موریس آرونز» (کاساوتیس) بازیگر مرد نقش اول آن است، اوقات سختی را می گذراند...
عجیب نیست که بسیاری از ما از ابتدا تا انتهای زندگیمان وابسته به یک بطری باشیم؟ «میرتل» (جینا رولندز) یکی از این آدمهاست. او بازیگری شناختهشده است که بدون سهمیهاش از اسکاتچ نمیتواند کار کند. تا کنون این موضوع توانایی و محبوبیتش را تضعیف نکرده، چون قرار است نمایش بعدیاش را به برادوی ببرد. یک شب در طوفانی سنگین، لیموزین او بهطور تراژیک با یکی...
عجیب نیست که بسیاری از ما از ابتدا تا انتهای زندگیمان وابسته به یک بطری باشیم؟ «میرتل» (جینا رولندز) یکی از این آدمهاست. او بازیگری شناختهشده است که بدون سهمیهاش از اسکاتچ نمیتواند کار کند. تا کنون این موضوع توانایی و محبوبیتش را تضعیف نکرده، چون قرار است نمایش بعدیاش را به برادوی ببرد. یک شب در طوفانی سنگین، لیموزین او بهطور تراژیک با یکی از طرفدارانش برخورد میکند و برای مدتی «میرتل» که از احساس گناه رنج میبرد، مدام «نانسی» (لورا جانسون) را میبیند، انگار کنار او ایستاده و او را تحریک میکند.
دوست و مربیاش «سارا» (جون بلوندل) مصمم است کمک کند و پیشنهاد میدهد به سراغ یک روانگرا بروند، اما هر چه ستارهشان ناپایدارتر میشود، تهیهکننده «منی» (بن گازارا) و بازیگر اصلی (و عشق پیشین) «موریس» (جان کازاوتس) — که خودشان هم مسائل خاص خود را دارند — شروع به تردید میکنند که آیا او میتواند کنترل خود را بهدست آورد و نقشی را که در اصل چندان دوستش ندارد، خوب بازی کند.
دلیل اینکه رولندز برای این نقش تحسین بیشتری دریافت نکرد، برایم روشن نیست. بازی او در نقشِ نیمههنرپیشه، نیمهالکلی، بخشی کمدین، اغواگر و درعینحال انسانی پرنقص، گاهی بسیار ملموس و تکاندهنده است — بهویژه در نیمساعت پایانی. اگرچه هیچیک از نقشهای دیگر به پایهٔ او نمیرسند، گازارا نیز با مواجهه با دغدغههایش عملکرد قابلتوجهی دارد و بلوندل هرچند کمحضور، به کار غنای شخصیتی میبخشد.
داستان گاهی تا حدی بههمریخته است؛ من همیشه کاملاً متوجه جریان یا انگیزهٔ رخدادها نمیشدم و شاید با کمی تراشیدن فیلم وضعیت بهتر میشد. حدود نیمساعتی از فیلم میتواند حذف شود بدون اینکه چیز مهمی از منظر سمّیت داستان از دست برود. این سمّیت تا اندازهای از الکل ناشی میشود، اما بخشهایی از قصه نیز به موضوع پیری و پذیرش آن میپردازد و به این ایده توجه دارد که چگونه ستایشِ بیگانهها چیزی را فراهم میکند که او در میان نزدیکانش دریافت نمیکند.
فیلم نقدی به صنعت تئاتر وارد میکند، اما نه بیپروا و نه بیرحمانه — صرفاً نشان میدهد وقتی تمام زندگیات را صرف بازیِ کسی دیگر میکنی، آنچه بعداً در آینه میبینی همیشه قابلشناسایی نیست. این فیلمی است که باید بیحواسپرتی تماشا شود؛ اگر چند ساعت وقت دارید تا حرفهایها را در حال ایفای نقش ببینید، این اثر گاهی دلخراش، گاهی مو به تن سیخکننده و گاهی طنزآمیز است — و قطعاً ارزش دیدن دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران