عکاسی لوکیشنها و موسیقی زیبا از نینو روتا بهنظر من این را به بهترین اقتباس سینمایی از یکی از تراژیکترین نمایشهای شکسپیر تبدیل کردهاند. بهعلاوهٔ این عناصر کلاسیک، بازیگران قدرتمندی که ترکیبی از چهرههای جوان و باتجربهاند، باعث شدهاند اثری عمیقاً جانسوز پدید آید. خاندانهای متخاصم مونتگیو و کاپولت که سالهاست در وِرونا با هم درگیرند، جامعه را تحت سلطه دارند. با وجود این دشمنی...
عکاسی لوکیشنها و موسیقی زیبا از نینو روتا بهنظر من این را به بهترین اقتباس سینمایی از یکی از تراژیکترین نمایشهای شکسپیر تبدیل کردهاند. بهعلاوهٔ این عناصر کلاسیک، بازیگران قدرتمندی که ترکیبی از چهرههای جوان و باتجربهاند، باعث شدهاند اثری عمیقاً جانسوز پدید آید. خاندانهای متخاصم مونتگیو و کاپولت که سالهاست در وِرونا با هم درگیرند، جامعه را تحت سلطه دارند. با وجود این دشمنی دیرپا، رومئوی کنجکاو و جذاب (لئونارد وایتینگ) جان به لب میخرد تا در مهمانی نقابدار کاپولتها شرکت کند. در آنجا او با زیبایی ژولیت (اولیویا هاسی) روبهرو میشود و رابطهای آغاز میشود که جان خودشان و دوستانشان را در خطر بزرگی قرار میدهد.
در طول حدود دو ساعت و ربع، فرانکو زفیرلی ما را در بزرگترین داستان عاشقانهٔ ادبیات انگلیسی غوطهور میکند؛ عاشقی که آمیخته به حسادت، تعصب، کینهتوزیهای کوچک و طنزهای فراوان است، همانطور که جوانان سعی میکنند دلیل این کینهٔ تاریخی را درک کنند. وایتینگ با طراوت و شور جوانی رومئو را بهخوبی اجرا میکند؛ بازی او نشان میدهد که چرا ژولیت به جذابیت پسرانهاش جذب میشود. خانم هاسی هم معصومیت و امیدی را به نقش میآورد که وقتی آن دو روی صحنه با هماند، بسیار دلنشین و دیدنی است.
در میان بازیگران مکمل، بعضی اجراها کمی به سمت بازیهای نمایشی متمایلاند — بهویژه رابرت استفنز در نقش شاهزاده — و مایکل یورک در نقش حیلهگر و آتشینِ تیبالت آنچنان نمیدرخشد که باید، اما از سوی دیگر پت هیوود بهعنوان پرستار حضور بانشاط و جذابی دارد؛ میلو اوشی در نقش فرّار لارنس و جان مکانری در نقش مرکوتیو نیز خوب میدرخشند. فیلم فقط چند تغییر نسبت به متن اصلی شکسپیر دارد، بنابراین داستان با سرنوشت شناختهشدهاش به شکلی نزدیک به تصور شکسپیر پیش میرود؛ این ویژگی به غنای دیالوگها میافزاید — دیالوگهایی که نیاز به تمرکز دارند اما در پایان تلاش برای دنبال کردنشان کاملاً ارزشمند است.
زفیرلی کوشیده تا کاملاً وفادار به متن باشد و اثری واقعگرا و قدرتمند ارائه دهد: صحنهها و لباسها با جزئیات بازسازی دورهٔ رنسانس و فیلمبرداری در ایتالیا، از شهرها و میدانهای قدیمی بیشترین بهره را میبرند. او بهجای تکیه بر ستارگان مشهور آن زمان، بازیگران نوجوانی را انتخاب کرده تا واقعگرایانهتر دو شخصیت مرکزی را مجسم کنند. فیلمبرداری دقیق و برشهای حسابشده نیز نشاندهندهٔ نگاه موشکافانهٔ کارگردان است.
نتیجهٔ این کار چشمگیر روشن است: فیلمی محصول 1968 که باوجود تغییرات بزرگ اجتماعی در پنجاه سال گذشته، هنوز بینقص بهنظر میرسد، تماشایی و ظاهراً بهقدری تازه که میتواند هماکنون ساخته شده باشد. فیلم در چهار رشته نامزد اسکار شد و دو جایزهٔ بهترین فیلمبرداری و بهترین طراحی لباس را کسب کرد که شایسته بود.
لئونارد وایتینگ و اولیویا هاسی بهترینهای دوران جوانیشان را ارائه دادهاند؛ بازیهایی شگفتانگیز در نوجوانی که هم ستودنیاند و هم تا حدی غمانگیز، چرا که نشان میدهد بعدها در دنیای سینما نتوانستند به همان اندازه بدرخشند. مایکل یورک نیز شایسته تحسین است و من از بازی بروس رابینسون، جان مکانری و پت هیوود نیز لذت بردم.
البته فیلم عیوبی هم دارد؛ بیشتر آنها در جزئیاتی است که بهسختی به چشم میآید. یکی از نقاط ضعف، نورپردازی بیشازحد برخی سکانسهاست که رنگها و جلوهٔ تصویر را گاه غیرطبیعی نشان میدهد. مشکل دیگر تبدیل دیالوگهای صحنهای و پرتفصیل شکسپیر به دیالوگهای کاملاً سینمایی است — به عبارت دیگر، گاهی عبارتهای مفصل و نمایشی متن اصلی برای آنکه در دهان شخصیتهای واقعی باورپذیر باشند، چندان مناسب بهنظر نمیرسند. همچنین حذف صحنهٔ عطاری از فیلم را چندان نمیپسندم. برخی تماشاگران از صحنهٔ برهنگی دو شخصیت اصلی ناراضی شدند که در زمان اکران قابلفهم بوده، اما صادقانه باید گفت که اولیویا هاسی، چه پوشیده و چه ناپوشیده، بسیار زیباست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران