اعتماد همان چیزی است که کمدیهای رومانتیک بد از آن ساخته میشوند؛ اینکه کسی فکر کرده میشود از همان ماده یک درام/تریلر ساخت، برایم قابلدرک نیست. بروک (ویکتوریا جاستیس) اِیمی (کاترین مکنامارا) را بهعنوان «طعمه» استخدام میکند تا وفاداری همسرش اوون (متیو داداریو) را امتحان کند — یا بهقول اِیمی، «یه دختر جلو شوهرم میاندازم ببینم میزنه یا نه» — و وقتی اوون واقعاً با...
اعتماد همان چیزی است که کمدیهای رومانتیک بد از آن ساخته میشوند؛ اینکه کسی فکر کرده میشود از همان ماده یک درام/تریلر ساخت، برایم قابلدرک نیست. بروک (ویکتوریا جاستیس) اِیمی (کاترین مکنامارا) را بهعنوان «طعمه» استخدام میکند تا وفاداری همسرش اوون (متیو داداریو) را امتحان کند — یا بهقول اِیمی، «یه دختر جلو شوهرم میاندازم ببینم میزنه یا نه» — و وقتی اوون واقعاً با همان دختری که جلویش گذاشته شده رابطه برقرار میکند، بروک مثل کسی است که شاخ درآورده و تعجب میکند.
این قضیه یادم میآورد به شوخی جورج کارلین درباره آدمهایی که خانهشان را درست کنار یک آتشفشان فعال میسازند و بعد تعجب میکنند چرا داخل پذیراییشان لاوا هست. همچنین یاد فیلم The Departure (۲۰۲۰) میافتم؛ فیلمی کوچک و خوب با پیشفرضی مشابه و برخوردی معقولتر با همان موضوع. در آن فیلم، مردی دوست صمیمیاش را بهکار میگرفت تا وفاداری دوستدخترش را امتحان کند — و این منطقیتر بهنظر میرسد: چنین نقشهای ۱) کار مردانهای است و ۲) کاری است که منطقیتر است قبل از ازدواج انجام شود. یعنی این ایده در هر صورت احمقانه است، اما اگر قرار است انجامش بدهی، وقتی مجردی انجامش بده که در بدترین حالت، لااقل از یک گلوله فرار کرده باشی. بعد از ازدواج، چنین چیزی انگار بهتر است نادیدهاش بگیری (فیلم The Departure در نحوه برخورد با پیامدهای کارهای شخصیتها هم هوشمندانهتر بود).
بروک توجیه میکند که «همانطور که در وگاس میگویند، عزیزم، وقتی مساوی میشود، حساب نمیشود» — کنایهای که یعنی نه تنها او با نقاش بیاستعدادی بهنام آنسگار رابطه داشته، بلکه اگر این اتفاق افتاده، اشکالی ندارد چون اوون اول خیانت کرده بود.
شاید وسوسه تنها چیزی باشد که اوون نتواند در برابرش مقاومت کند، اما این واقعیت را تغییر نمیدهد که بروک کسی بود که او را در معرض وسوسه قرار داد؛ این همان چیزی است که «پیشگویی خود-تحققبخش» نامیده میشود.
در هر حال، بروک بهعنوان زنی حقهباز و مکار جلوه میکند که میخواست بدون از دست دادن برتری اخلاقیاش سرخوردگیها و آزارهای جنسی را تجربه کند؛ بهعبارت دیگر میخواست هم کیک را داشته باشد هم بخورد. اگر فیلم صادقانهتر برخورد میکرد و طبیعت واقعی قهرمان را میپذیرفت، شاید باعث محبوبیت بیشتر شخصیت نمیشد (هرچند آن وقت شخصیت بهتر کار میکرد اگر قرار نبود او را دوست داشته باشیم)، اما دستکم صادقانه بود.
با این حال، فیلم طوری میخواهد ما برای بروک دل بسوزانیم، آرزوی خوشبختی او را داشته باشیم و امیدوار باشیم زندگی زناشوییاش را نجات دهد؛ مشکل این است که نمیتوانیم این واقعیت را نادیده بگیریم که بزرگترین تهدید برای خوشبختی زناشویی او و اوون خودِ بروک است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران