داستان فیلم در مورد کارآگاهی خصوصی با نام نیک بینستر (با نقشآفرینی هیو جکمن) است که شغلی عجیبی دارد و خاطرات خوب مشتریان خود را بازآفرینی میکند. زندگی نیک بینستر پس از ملاقات با یک مشتری مرموز (با نقشآفرینی ربکا فرگوس ...
داستان فیلم در مورد کارآگاهی خصوصی با نام نیک بینستر (با نقشآفرینی هیو جکمن) است که شغلی عجیبی دارد و خاطرات خوب مشتریان خود را بازآفرینی میکند. زندگی نیک بینستر پس از ملاقات با یک مشتری مرموز (با نقشآفرینی ربکا فرگوس ...
ترکیب جالبی از علمیتخیلی و فیلم نوآر است. فیلم بینقص نیست — در جاهایی کشدار میشود — اما اگر از طرفداران علمیتخیلی یا نوآر باشید، از آن لذت خواهید برد.
اجرای بازیگران محکم است. ربکا فرگوسن نقش یک زن فتال را خیلی خوب ایفا میکند و کل بازیگران شایسته تحسیناند.
لیزا جوی، کارگردان و نویسنده، نشان میدهد که قطعاً استعداد دارد، هرچند فیلم به یک موفقیت تمامعیار...
ترکیب جالبی از علمیتخیلی و فیلم نوآر است. فیلم بینقص نیست — در جاهایی کشدار میشود — اما اگر از طرفداران علمیتخیلی یا نوآر باشید، از آن لذت خواهید برد.
اجرای بازیگران محکم است. ربکا فرگوسن نقش یک زن فتال را خیلی خوب ایفا میکند و کل بازیگران شایسته تحسیناند.
لیزا جوی، کارگردان و نویسنده، نشان میدهد که قطعاً استعداد دارد، هرچند فیلم به یک موفقیت تمامعیار نمیرسد. میتوان آن را یک تلاش قابلقبول و محکم دانست. ارزش دنبال کردن دارد. اگر با انتظار فیلمی کامل وارد نشوید، از آنچه ارائه میدهد لذت خواهید برد؛ صحنههای بسیار خوبی دارد و بعضی صحنهها ضعیفترند. به طور کلی بسته به سلیقه بین ۳.۵ تا ۴ ستاره است.
نوعی داستان معمایی علمیتخیلی نوآر و نسبتاً سطحی و زمینی است که بازیهای قابل قبولی از هیو جکمن، ربکا فرگوسن و تاندیو نیوتن دارد، اما روایت چندان کشش لازم را ندارد و هرگز رابطه بین جکمن و فرگوسن را باورپذیر نمیسازد. فیلم زود از نفس میافتد و در بقیه زمان هم چندان علاقهای به پرداختن به جنبههای معمایی نشان نمیدهد. راستش دلم میخواست آن را دوست داشته باشم، اما بعید میدانم دوباره آن را ببینم. ۲.۷۵ از ۵
کمی کمتر از انتظاری که از این بازیگران داشتم، اما این را تقصیر خودشان نمیدانم. فکر میکنم انتظار بیشتری داشتم، هرچند خودم هم دقیقاً نمیدانم چه انتظاری داشتم. این فیلم سرگرمیای کند است با چند بخش جالب، اما نه آنقدر که اگر تنها هدفتان تماشای فیلم باشد شما را کاملاً جذب کند. برای من مشکل از داستان بود که باورپذیر نبود، اگرچه مطمئنم مخاطبی هست که این را دوست خواهد داشت. ۳ ستاره
Reminiscence فیلمی است که مردم برای گاو پول میدهند در حالی که شیرش رایگان است. در آیندهای نامعلوم که میامی تبدیل به «ونیز دنیای نو» شده، نیک بانیستر (هیو جکمن) کسبوکاری دارد که با فناوری به خاطرات افرادی دسترسی پیدا میکند که میخواهند گذشتهشان را دوباره تجربه کنند.
این افراد، توجه کنید، دچار فراموشی نیستند؛ صرفاً آنقدر تنبل یا کمذکاوتاند که از مغزشان استفاده نکنند — حتی برای به یاد آوردن چیزی پیشپاافتاده مثل بازی با یک سگ (پیشنهاد: یک سگ دیگر بخرید).
ما خاطرات مراجعان نیک را مانند فیلمهای خانگی میبینیم، که خوشایند اما بیمعنی است، چون مردم معمولاً چیزها را از دید سوم شخص به خاطر نمیآورند؛ مثلاً اگر بخواهم به یاد بیاورم که Reminiscence را دیدهام (احتمال ضعیف)، خودم را در حال تماشای فیلم نخواهم دید.
نویسنده/کارگردان لیسا جوی تلاش میکند و بهطور ناموفق توضیح دهد چرا خاطرات شخصیتها از دید خودشان نشان داده نمیشود؛ نمایش نیکی که در فیلم هست، چیزی جز این را ثابت نمیکند که هرچقدر ایدههای متفاوت به کار ببرید، لزوماً نتیجهای قانعکننده به دست نخواهد آمد.
این آغاز چندان امیدوارکنندهای برای جوی نیست؛ او به بازتولید وسواسهای معمول همسرش و برادرش، جاناتان و کریستوفر نولان، قناعت میکند.
حداقل در Memento، همانطور که از نامش پیداست، قهرمان به یادآورندهها و یادداشتها تکیه داشت نه خودِ خاطرات که ذهنی و غیرقابلاعتمادند؛ در مقابل، خاطرات در Reminiscence آنقدر دستنخورده و شفافاند که یادآور خوابهای Inception هستند. تا به حال اصطلاح «حافظه تصویری» را شنیدهاید؟ این بیشتر شبیه «حافظه فتوجنیک» است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران