چندین سال پس از اتفاقات فیلم اول، یک بلید رانر جدید، پلیس لس آنجلس، افسر کی، یک راز مخفی شده را کشف میکند که میتواند جامعه را به آشوب بکشاند. این اکتشاف کی، او را وارد سفری برای یافتن ریک دکارد میکند، یک بلید رانر سابق که 30 سال است ناپدید شده …
چندین سال پس از اتفاقات فیلم اول، یک بلید رانر جدید، پلیس لس آنجلس، افسر کی، یک راز مخفی شده را کشف میکند که میتواند جامعه را به آشوب بکشاند. این اکتشاف کی، او را وارد سفری برای یافتن ریک دکارد میکند، یک بلید رانر سابق که 30 سال است ناپدید شده …
برندهٔ ۲ جایزهٔ اسکار؛ مجموعاً ۱۰۱ جایزه و ۱۶۴ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان353
«بلید رانر 2049» سایه عظیم نسخهٔ ۱۹۸۲ را میپذیرد و با ساختن جهانی وسیع و چشمنواز، مخاطب را در دامِ وسعت و چشمانداز خود غرق میکند.
در دنیایی بهطرز لذتبخشی دلتنگ، یک کارآگاه کوشش غمگینی برای برقراری یک رابطه میکند، صحنهٔ جنسیای دارد که از نظر ابتکار بینظیر است و همزمان با بحران هستیگرایانهای دستوپنجه نرم میکند در حالی که به کارش میپردازد. این بخشها بهقدری...
«بلید رانر 2049» سایه عظیم نسخهٔ ۱۹۸۲ را میپذیرد و با ساختن جهانی وسیع و چشمنواز، مخاطب را در دامِ وسعت و چشمانداز خود غرق میکند.
در دنیایی بهطرز لذتبخشی دلتنگ، یک کارآگاه کوشش غمگینی برای برقراری یک رابطه میکند، صحنهٔ جنسیای دارد که از نظر ابتکار بینظیر است و همزمان با بحران هستیگرایانهای دستوپنجه نرم میکند در حالی که به کارش میپردازد. این بخشها بهقدری قویاند که میتوانند داستان مستقلی را شکل دهند و نشان میدهند که این فیلم ارزش دیدن را دارد. متأسفانه فیلم متوجه نمیشود که زندگی روزمرهٔ قهرمان جذابترین بخش است و بهجای آن روی یک فرضیهٔ غلوشده و کممایه تمرکز میکند تا ۲۰۴۹ را به نسخهٔ اصلی پیوند دهد و برای دنبالهٔ دیگری زمینهچینی کند، کاری که به داستانی که میتوانست صمیمی و گیرا باشد، ضربه میزند.
خدایان علمیتخیّل را باید ستود که بهعقل آمدند و دنبالهٔ باشکوه و پرزرقوبرقِ «بلید رانر» را به تماشاگران عطا کردند. شاید باید نبوغ زیرپوستی و ذهن بصیر ریدلی اسکات را برای دستاورد کارگردانیاش در ۱۹۸۲ تحسین کرد، فیلمی که در زمان خود کمتر مورد توجه قرار گرفت و حالا یکی از برجستهترین آثار علمیتخیلی شده است. شاید هم باید از هواداران متعصب و نوستالژیک «بلید رانر» تشکر کرد که با اشتیاقشان باعث احیای این اثر و بازدمیدن روح تازهای در ژانر علمیتخیّل شدند. شاید هالیوود هم صرفاً فرصت بازاریابی و فروش بلیت را در این بازگشت دید.
صرفنظر از انگیزهها، «بلید رانر 2049» حضوری باشکوه دارد و بهطرزی هیجانانگیز در خیال، رازآمیزی و هوش موفق عمل میکند. فیلمی خوشرنگ و با ابهت است که با ترانههای پاپِ گویا، گرایشهای تفکربرانگیز و اتمسفر زمخت خود تأثیرگذار است. حضور هریسون فورد در بازآفرینی نقشِ قدیمیاش پس از ۳۵ سال، انگیزهای برای بازگشت به جهان اضطرابآور رپلکانتها، نابودی اجتماعی و بازی حدس زدنِ نفوذ انسانی است.
دنیس ویلنوو (کارگردانِ «آرایول»، «سیکاريو»، «پرایزنرز») در این مسیر سخت پای در کفشهای بزرگی گذاشته و موفق شده روحِ رعبانگیز و شهوانیِ «بلید رانر» را با اقتدار به دنبالهای چالشبرانگیز و خیالانگیز منتقل کند. فیلمنامهٔ مایکل گرین و همپتون فانچر با هوشمندی یأسِ پادآرمانشهری و نقد تلخ نسبت به افولِ بشریت را منتقل میکنند؛ خطوط تاری وجود دارند که بهگونهای محاسبهشده به آشفتگی و فساد میانجامند. راجر دیکینز تصویربرداریای نمناک و مهآلود خلق میکند که سایهها با ظنون تلخِ انسانِ مصمم در برابر ماشینِ مقاوم همنغمهاند. همچنین موسیقی هانس زیمر و بنجامین ولفیش با انرژی اوجگیرانهاش تنش و آشفتگی را زیرپوستی تقویت میکند.
در اصل، رایان گاسلینگ در نقش «کی» یک بلید رانر جوان است که مأموریتی برای یافتن ریک دکارد (هریسون فورد) دارد؛ دکاردی که از صحنه ناپدید شده و راز مهمی پدیدار شده که نیاز به توجه او دارد. کار کی دنبالکردن رپلکانتهای پیشرو برای حذف آنهاست؛ این موجودات هوشمصنوعی که در میان انسانها مخفی شدهاند، تمرکز پلیس را به خود جلب کردهاند و کی با انگیزهٔ کامل در این تعقیب غوطهور است؛ هرچند از سوی مافوقش، سروان جاشی (رابین رایت)، تحت نظارت و محدودیت قرار دارد.
خوشبختانه لایهها و پیچیدگیِ داستان به «بلید رانر 2049» ساختار و کشش میدهد؛ فیلم بهطرزی آشکار به مسئلهٔ احتمالیِ رحمت انسان در برابر تسلط فناوری پیشرفته میپردازد که این موضوع در زمان ما نیز طنین دارد. این اثر سرشار از اندیشه است و نگرشی کهنهمدرسه و درعینحال تأملبرانگیز ارائه میکند. ویلنوو با ترکیب ریشههای علمیتخیلی و کنکاش هنری کسبوکارگونه، فضایی واقعگرایانه و سنگین از پیشنشانههای وجودی میآفریند. گاسلینگ در نقش مأمور خسته و مرزبنزن، حضور قویای دارد و هریسون فورد نیز همچنان در نقش دکارد مسلط و متقاعدکننده است. جرد لتو با بازی عجیب و خارج از چارچوبش در نقش نایاندر والاس خودنمایی میکند و حضور رابین رایت و آنا د آرماس نیز مکملاند. دیو باوتیستا همانطور که انتظار میرود حضوری بزرگتر از حد دارد.
بهطور خلاصه، «بلید رانر 2049» فیلمی خوشساخت، عمیق و هدفمند است؛ سینمای علمیتخیّل باشکوهی که مخاطبِ تأملکننده و طرفداران آثار ماشینمحور را هم راضی میکند.
فیلم در مجموع ناامیدکننده بود. از لحاظ سینمایی قابل قبول است، اما بهعنوان دنبالهٔ «بلید رانر» افتضاح است. شوخیها و ارجاعات درونی خوبی داشت، اما در کل زرقوبرق کممحتوایی بود که خودش را در قالبِ ظاهریِ روشنفکرانه میپوشاند. همهچیز مصنوعی و غیرطبیعی بهنظر میرسید؛ داستان کلیشهای، پیشپاافتاده و قابلحدس بود. فرصتی بزرگ هدر رفت.
ویلنوو در بهتعادلرساندنِ نو و کهنه موفق عمل میکند. در ذهن من کارگردانی او رکوردی از پدید آوردن آثار درخشان دارد و «بلید رانر 2049» این روند را با وقار ادامه میدهد.
بهعنوان فیلم، این اثر بسیار خوب است: تصویربرداری، بازیها و رنگها از نظر فنی در سطح بالاییاند. اما شخصاً فیلم برای ذائقهٔ من خیلی تیره و اندوهناک است. نسخهٔ اول هم تاریک بود، اما این نسخه تاریکی و ملال را به سطح بالاتری برده است. بازیها و جلوههای ویژه همگی خوباند، اما به دلایل سلیقهٔ شخصی به آن بیش از سه از پنج ستاره نمیدهم.
نمیفهمم مردم از این فیلم چه میپسندند. بخشهای خوبی دارد، اما لایقِ امتیازات بزرگ نیست. موسیقی و اتمسفر عالیاند و فیلمبرداری خوب است، اما داستان گیجکننده و پراکنده و بسیار کند است. دیالوگ کم و سکانسهای مشاهدهای زیاد است؛ هر کنش کوچک بیش از حد کش داده میشود. من از آن خوشم نیامد و بیش از دو ساعت و نیم برایم عذاب و خستگی بود.
تنها چیز واقعاً عالی در «بلید رانر 2049» تصویربرداری و آن تابلو/نشان آتاری است؛ اما فیلم بیشتر سعی میکند «بلید رانر» را تقلید کند تا آنکه داستانی جدید تعریف کند. موسیقی تقلیدیِ ضعیفی از وانجلیس است. داستان عمدتاً برای رضایت طرفداران نوشته شده و پر از حفرههای داستانی است. ارجاعات مذهبی و نشانههایی از آثار دیگر (مانند «فارنهایت 451» و «1984») تلاش میکنند فیلم را روشنفکر نشان دهند، اما ناموفق و ضعیفاند. عملاً رمانِ فیلیپ کی. دیک نادیده گرفته شده و این فیلم هیچ ایدهٔ تازهای معرفی نمیکند. تدوین ضعیف و کشدادنِ صحنهها صرفاً برای بهنظر رسیدن جدی یا هوشمندانه، در خدمت داستان نیست.
بهطور کلی: یکی از چشمنوازترین، خیرهکنندهترین و زیباترین فیلمهایی است که دیدهام! من شاید پیچیدگیهای فلسفی فیلم را خیلی عمیق بازتاب ندهم، اما «بلید رانر 2049» یک شاهکار است، حتی برای کسی مثل من که اهل فرار از سؤالات فلسفی است. رنگهای نئون که بر شهر سرد و کمرنگ لسآنجلس ۲۰۴۹ میتابند، نفسگیرند. هر نما جشن تصویری است؛ با وجود فناوریهای آینده و ماشینهای پرنده، اثر پر از جلوههای عملیِ ملموس است. هرچند بخشهایی از داستان و حرکت کمی کندند، اما فیلم از ابتدا تا انتها مجذوبکننده و کنجکاویبرانگیز است.
رایان گاسلینگ در این بازخوانیِ داستان ریدلی اسکات فوقالعاده است. او «کی» است؛ مأموری که بهدنبال آخرین نسلِ رپلکانتها میگردد و در یکی از مأموریتها رازِ ترسناکی را کشف میکند که میتواند منجر به فروپاشی جامعهٔ بشری شود. او بهتدریج درمییابد که پاسخ ممکن است در دکاردِ گمشده (هریسون فورد) نهفته باشد. گاسلینگ حضور محکم و مؤثری دارد و بهجای صحبتهای زیاد، اجازه میدهد داستان با تصاویر پیش رود. رابین رایت شاید در نقشِ جاشی بهترین نباشد، اما آنا د آرماس در نقش جوی یکی از بازیهای خوب فیلم را دارد. عکسبرداری تاریک و زمخت است و حسِ اضطرابِ درِ بسته منتقل میشود؛ موسیقی هانس زیمر از کارهای خوب اوست و در جمعبندی این ماجراجویی هوشمندانه و وجداندار کمک زیادی میکند. اگر امکان دارد، فیلم را در پردهٔ بزرگ تماشا کنید؛ نورپردازی و جلوهها بهتر با این فرمت درک میشوند.
تصویری خیرهکننده دارد؛ همین. سرد و بیاحساس مثل بازی بازیگر نقش اصلی است. فیلم بر پایهٔ مفروضاتی دربارهٔ اثر نسخهٔ اصلی بنا شده که باعث شده کلیشهای بیاید. افسوس که ایدهٔ زیبا نتوانسته بهخوبی اجرا شود.
آیا واقعاً نیاز به دنباله بود؟ فیلم زیباست—واقعاً زیبا—اما در عین حال نوعی خلأ هم دارد. بازیگری، کارگردانی و جلوهها نقصی ندارند، اما فیلم تا حدی خالیاش احساس میشود. سؤالهایی که نسخهٔ اول برایشان جای بحث گذاشته بود، حالا پاسخ داده شدهاند؛ این نوع حلوفصلِ معما گاهی آن حسِ جذابِ رازآلود نسخهٔ اول را میکشد. حالا که همهچیز معلوم شده، تماشای نسخهٔ اول هرگز همان حس را نخواهد داشت.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران