چان لوک کوون به طور تصادفی وارد شهرک محصور کاولون میشود. او به زودی نظم را در میان هرج و مرج آن کشف کرده و درسهای مهم زندگی را در طول راه میآموزد. چان لوک کوون در این شهرک با استاد شین و فردی به نام ای وی آشنا شده و...
چان لوک کوون به طور تصادفی وارد شهرک محصور کاولون میشود. او به زودی نظم را در میان هرج و مرج آن کشف کرده و درسهای مهم زندگی را در طول راه میآموزد. چان لوک کوون در این شهرک با استاد شین و فردی به نام ای وی آشنا شده و...
تا سال 1994 به هنگکنگ نرسیده بودم، بنابراین شهر دیواری معروف کاولون دیگر پا بر جا نبود، اما افسانهاش همچنان زنده بود. آنجا شبیه یک بلوک بزرگ از املاک در دل املاک بود — انبوهی از کوچهها، راهروها و تونلها که قانون در آنها شکلی متفاوت از بیرون داشت. داستان با نبردی آغاز میشود که کنترل را از «جیم» به «سایکلون» (لوئیس کو) منتقل میکند....
تا سال 1994 به هنگکنگ نرسیده بودم، بنابراین شهر دیواری معروف کاولون دیگر پا بر جا نبود، اما افسانهاش همچنان زنده بود. آنجا شبیه یک بلوک بزرگ از املاک در دل املاک بود — انبوهی از کوچهها، راهروها و تونلها که قانون در آنها شکلی متفاوت از بیرون داشت. داستان با نبردی آغاز میشود که کنترل را از «جیم» به «سایکلون» (لوئیس کو) منتقل میکند. نوعی آتشبس بین روسا و دنیای بیرون برقرار است، اما با ورود «لوک» (ریموند لم) همهچیز بههم میریزد. او برای گرفتن کارت شناسایی رسمی تلاش میکند اما توسط «آقای بزرگ» (سمّو هانگ) فریب میخورد و با کیسهای کوکائین وارد شهر دیواری میشود. آنجا با حاکم شهر و دستیارش «شین» (ترنس لائو) روبهرو میشود و با کار و پایداریاش دل رئیس را بهدست میآورد. در بیرون، «سایکلون» رابطه تجاری با «چائو» (ریچی جن) دارد که هدفش انتقام از قاتل خانوادهاش یعنی همان «جیم» است؛ اما کسی از سرنوشت پسر جیم خبر ندارد. خیلی زود میتوان حدس زد که آن پسر همان «لوک» است. اکنون وفاداریها آزموده میشود، دوستیها به چالش کشیده و شکل میگیرند و صلح شکننده فرو میپاشد. با مشخص شدن خطوط نبرد و اهداف، جنگی تمامعیار آغاز میشود و میزان اکشن بالا میرود. این فیلم از ابتدا تا انتها یک اثر رزمی محکم است با مبارزاتی چابک و آکروباتیکهایی که حیرتانگیزند؛ بدنهایی که انگار از فولادِ پوشیده بر پوست ساخته شدهاند. قدری رمزوراز در فیلم حضور دارد و طبیعت انسان —چه نیک و چه شر— را بهطرزی سرگرمکننده نشان میدهد و تنها به زدوبند بسنده نمیکند، بلکه تلاش میکند شخصیتها را بسازد و توسعه دهد. پایانبندی کمی کشدار و تکراری میشود، اما بهعنوان درامی سریعالسیر، دو ساعت آن سریع میگذرد. شرافت در میان دزدان — اما همیشه پشتتان را به دیوار بچسبانید.
یادم هست اولین بار که در 1987 به هنگکنگ رفتم از بالا شهری که دیوار دورش کشیده بودند (قابلمقایسه با شهر دیواری کاولون) را دیدم. فضاهای تنگ و بیرنگ و لباسهای آویزان که مثل پرچمهای چندرنگ از پنجرههای چرک به اهتزاز درآمده بودند هنوز در ذهنم ماندهاند؛ تا آن زمان نمیدانستم مردم میتوانند چنین زندگیای داشته باشند. فیلم Twilight of the Warrior: Walled In از رمان تصویری الهام گرفته تا محیط داخل شهر دیواری را بازسازی کند؛ شهری که در اصل خودگردان بود و در دل هنگکنگ قرار داشت. طبیعی است که باندهای جنایی برای تسلط بر این فضا با هم میجنگیدند. داستان روی درگیری درونی باند حاکم تمرکز دارد که با ورود یک تازهوارد با گذشتهای مشترک با رئیس گروه آغاز میشود و باند بیرونی از این وضعیت برای تسلط بر شهر بهرهبرداری میکند. این روایت بهخوبی فانتزی، هنرهای رزمی و نقد اجتماعی را تلفیق میکند. داستان مفصل است و باید با دقت دنبال شود وگرنه کمی گیجکننده میشود؛ بهعلاوه احتمالاً زبان فیلم کانتونی است نه انگلیسی. با این حال، پیشزمینهای قابل توجه و ارزش دیدن دارد که هم سختیها و هم رفاقت ساکنان شهر دیواری را برجسته میکند. سکانسهای اکشن که بر فیلم غالباند، هنرهای رزمی و پارکور را در فضاهای محدود شهر ترکیب میکنند؛ این ترکیب بسیار هیجانانگیز و گاه کمی غیرقابلباور است. حضور جمعی از بازیگران معتبر هنگکنگی نیز به فیلم عمق و صیقلی خاصی میبخشد. در مجموع، فیلم در عمقی وارد دورهای فراموششده از تاریخ هنگکنگ میشود؛ گاه نوستالژیک، گاه خام در تفسیر اجتماعی و اغلب پرزرقوبرق در سکانسهای رزمی. شاید تنها نکته منفی، سادگیزدایی و پیچیدگی داستان باشد که برای غیرچینیزبانان دنبالکردنش دشوار است.
میخواستم بهخاطر جنبه تاریخی فیلم نمرۀ بالاتری بدهم، اما اَبَرشَرور فیلم آنقدر مضحک است که اوجِ ماجرا را خراب میکند. از وقتی نیروی فوقالعادهاش نشان داده میشود، همهچیز رو به افول میگذارد چون مشخص میشود برای جمعوجور کردن داستان باید راهحلی کاملاً مضحک ارائه کنند—و دقیقاً همین اتفاق میافتد. بیشتر فیلم را دوست داشتم، اما احساس میکنم دو ساعت را هدر دادم چون اوج داستان خراب است. برخلاف یکی از نقدها، بهنظر من طرح اصلاً پیچیده نیست و قطعاً آنقدر پیچیده نیست که یک انگلیسیزبان نتواند آن را دنبال کند؛ این چیز جدیدی در تریلرهای جنایی آسیایی نیست. نکتهای که ممکن است برای کساني که از تاریخ اطلاع ندارند جالب باشد این است که شهر دیواری واقعاً تا 1994 وجود داشت و شباهت زیادی به چیزی که در فیلم میبینیم داشت. خواندم فیلم براساس یک کمیک ساخته شده؛ شاید همین توضیح میدهد چرا اَبَرشَرور اینقدر اغراقشده است. بیایید سیاسی شویم: وقتی به یک جامعه خودگردان نگاه میکنی و حتی نمیتوانی آن را کمونیسم بنامی، یا وقتی گروههای مدعی عدالت به شدت با مردی که زنی را تا سرحد مرگ کتک زده برخورد میکنند، معلوم میشود فرهنگهای جنگهای سیاسی چقدر عجیب و ناپایدارند. ظاهراً «تفسیر اجتماعی» فقط وقتی معنا دارد که درباره بردهداری آمریکا یا فمنیسم حرف نزنیم، اگرچه تمام زنانی که در فیلم میبینیم شغل دارند. شهر دیواری برای ساختن یک پارک تخریب شد. گزارشها حاکی است دهها هزار سکنه و کارگر جابهجا و بیکار شدند؛ برخی با غرامتی که امکان بازآغاز زندگی را فراهم کرد و بسیاری بدون چنین امکانی ماندند. مجموع بستههای جبران خسارت حدود 2.76 میلیارد دلار بوده و بهطور متوسط ساکنان نزدیک به 380,000 دلار برای واحدهایشان دریافت کردند. مذاکرات سالها طول کشید و تا نوامبر 1991 تنها 457 خانوار هنوز درباره توافق مردد بودند. تا آن زمان بیشتر از 33,000 سکنه رفته بودند، اما برخی تا پایان مقاومت کردند و در 2 ژوئیه 1992 پلیس ضدشورش وارد شهر شد و آخرین ساکنان را بیرون کرد. در 23 مارس 1993 بولر تخریب یک برج هشتطبقه را خراب کرد؛ آن لحظه از سوی مدعوین و مقامات تحسین شد و همزمان با فریادهای خشم former residents که برای اعتراض آخر جمع شده بودند نیز مواجه شد. بیشتر مقالات روایت را خوشنما و رمانتیک میکنند، اما همه آنها شهر دیواری را بهعنوان لانهای قانونگریز معرفی میکنند که خارجیها از آن میترسیدند. کاش خارجیها از جاهای بیشتری میترسیدند...
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران