مخترع میلیاردر، «تونی استارک» که اکنون تمام دنیا از زندگی دوگانه او بعنوان «مرد آهنی» خبر دارند، از طرف دولت تحت فشار قرار می گیرد تا تکنلوژی ای که بدست آورده را به ارتش بدهد. استارک که نمی خواهد به این راحتی اختراعش را در اختیار دیگران بگذارد، تصمیم می گیرد به همراه دوستانش در مقابل دشمنانی قدرتمند بایستد.
مخترع میلیاردر، «تونی استارک» که اکنون تمام دنیا از زندگی دوگانه او بعنوان «مرد آهنی» خبر دارند، از طرف دولت تحت فشار قرار می گیرد تا تکنلوژی ای که بدست آورده را به ارتش بدهد. استارک که نمی خواهد به این راحتی اختراعش را در اختیار دیگران بگذارد، تصمیم می گیرد به همراه دوستانش در مقابل دشمنانی قدرتمند بایستد.
در ابتدا فرض بر این بود که سینماها پر خواهند بود، اما وقتی سه نفری رسیدیم، دیگر قبول «نه» برای ما ممکن نبود. بالاخره توانستیم بلیت بخریم، ولی جدا از هم نشستیم. با این حال مشکلی نبود. فیلم مرا سرگرم نگه داشت. به جز مردی که کنارم بود و خیلی بلند خروپف میکرد، فیلم عالی بود.
رابرت داونی جونیور مثل همیشه فوقالعاده بود. ممکن است نقدهای...
در ابتدا فرض بر این بود که سینماها پر خواهند بود، اما وقتی سه نفری رسیدیم، دیگر قبول «نه» برای ما ممکن نبود. بالاخره توانستیم بلیت بخریم، ولی جدا از هم نشستیم. با این حال مشکلی نبود. فیلم مرا سرگرم نگه داشت. به جز مردی که کنارم بود و خیلی بلند خروپف میکرد، فیلم عالی بود.
رابرت داونی جونیور مثل همیشه فوقالعاده بود. ممکن است نقدهای عجیبی درباره این فیلم وجود داشته باشد، اما برای من خوشم آمد. صحنههای اکشن اندازه بودند؛ نه خیلی زیاد و نه خیلی کم. دیدن دون چیدل که نقش تِرِنس هاوارد را بازی میکرد کمی عجیب بود — من ترنس را بیشتر میپسندم. و اسکارلت جوهانسون خیلی جذاب است هرچند فکر میکنم در این فیلم دیالوگهای زیادی برای او در نظر گرفته نشده بود. نکته عجیب دیگر اینکه در این فیلم شیمی بین تونی استارک و پپر نسبت به فیلم اول کمتر به چشم میخورد، هرچند در این فیلم بالاخره با هم میشوند. در کل فیلم را دوست داشتم؛ دیدن شخصیتهای قدیمی فیلم اول و شخصیتهای جدید لذتبخش بود. بیصبرانه منتظر قسمت سوم آیرونمن هستم.
امتیاز من برای این فیلم: B+
یک فیلم مارول دیگر با امتیازهای خیلی بالای احمقانه؛ فهمیدیم که شما طرفداران مارول هر وقت فیلم جدیدی بیرون بیاید عاشقش میشوید، تا حدی که هر ضعفی را فراموش میکنید و باز هم به آن نمره 9 یا 10 میدهید.
اما جدی؟ آیا بهتر نبود اندکی وقت صرف نوشتن فیلمنامهای نسبتاً قابل قبول و سرگرمکنندهتر کنند بهجای اینکه هر کاری میکنند را از زمین تا آسمان ستایش کنید فقط چون میخواهید فصل جدیدی از دنیای مارول بیاید؟
این فیلم فیلم خوبی نیست؛ حدود 35 دقیقه اکشن در بهترین حالت قابل قبول و 85 دقیقه حرفهای بیمعنی و بیوقفه.
میکی راورک تنها نکته برجسته این فیلم است؛ صحنهی او در پیست مسابقه واقعاً جالب بود اما بعدش مثل بقیه فیلم تبدیل به یک فرصت سوخته شد.
در مجموع فیلمی خستهکننده و بیارزش.
نقد بلندتر (اصل بررسی در سال 2010 منتشر شده):
به نظرم بهترین راه دیدن این فیلم این است که آن را بهعنوان دو فیلم مجزا ببینیم. شاید عجیب به نظر برسد، اما ادامه دهید.
از یک سو فیلم ابرقهرمانی داریم؛ درباره شخصیت اصلی، آیرونمن (رابرت داونی جونیور)، که دور میزند و کارهای کمیکبوکی انجام میدهد و این یک فیلم اکشن نسبتاً قابل قبول است که ارزش دیدن دارد. سپس فیلمی درام با چاشنی کمدی هست؛ این قسمت صرفاً درباره تعاملات شخصیتهاست، درباره تونی استارک (رابرت داونی جونیور) که دور میزند و کارهای میلیاردر-پلیبویوار انجام میدهد، و این بخش واقعاً عالی است. بخشی از آن به خاطر فیلمنامه و بخشی دیگر بهخاطر بازی بینقص بازیگران است که آیرونمن 2 را از دیگر فیلمهای ابرقهرمانی متمایز میکند. این تقسیمبندی در فیلم دوم واضحتر است و به طرز عجیبی به نفع فیلم تمام شده.
در آثار فرنچایزشده اجتنابناپذیر است که تعارضهای برنامهریزی پیش بیاید؛ برای دلایلی بازیگری نتواند نقش قبلیاش را ادامه دهد. این اتفاق در آیرونمن 2 افتاد وقتی که سروان جیمز «رودی» رودز (که قبلاً ترنس هاوارد بازی میکرد) توسط دون چیدل جایگزین شد. بهنظرم هاوارد برای نقش مناسبتر بود چون شبیه رودزی است که در کمیکها نشان داده شده، اما نحوه مواجهه فیلم با این تغییر ساده و هوشمندانه است؛ اولین دیالوگهای شخصیت در چارچوب داستان کاملاً منطقی هستند: «ببین، منم، اینجا هستم، بس کنین. بزنیم جلو. ولش کن.» خیلی شستهرفته است.
میکی راورک نقش روسی شروری — ایوان وانکو — را خوب بازی میکند، اما شخصیت ویپلش به عنوان یک شرور تا حدی کمرمق است. سم راکول نقش جاستین همر، رقیب تجاری استارک را بازی میکند. اسکارلت جوهانسون هم نقش ناتالی راشمن/ناتاشا رومانوف/بلک ویدو را به خوبی اجرا میکند. ساموئل ال. جکسون بهعنوان نیک فیوری از شیلد نیز به جمع بازیگران جدید اضافه میشود. همه اینها خبر خوبی است.
هَمردرونها (پهپادهای همر) تلاشیست برای بازطراحی نبرد نهایی که در فیلم اول ناامیدکننده بود، که صادقانه بگویم اینجا هم کاملاً موفق عمل نکرد. باز هم تعامل شخصیتهاست که فیلم را ارزشمند میکند. جلوههای ویژه بسیار به فیلم کمک کرده و فوقالعادهاند. چند نکته منفی در فیلمنامه هست؛ جاهایی که تعلیق باورپذیری کافی ایجاد نمیشود، مثلاً دیالوگ «تبریک میگویم آقا، شما یک عنصر جدید ساختید» کمی مشکلدار است.
اگر مجبور باشم بین دو فیلم انتخاب کنم، احتمالاً میگویم آیرونمن (اول) بهتر است، اما از نظر ارزش تماشای مجدد، آیرونمن 2 در نظر من جلوتر است که برایم اهمیت دارد. با اشتیاق منتظر فیلم بعدی مارول، ثور هستم.
امتیاز: 63%
راستش سه بار سعی کردم این فیلم را ببینم تا تمامش کنم. مرتب خوابم میگرفت.
بازیگران هر کاری از دستشان برمیآمد کردند تا صحنههایشان جذاب شود، اما آیرونمن 2 واقعاً هدر دادن دو ساعت و 200 میلیون دلار است. 1) ضدقهرمان ضعیف ایوان وانکو که تقریباً بیپیشزمینه و بدون انگیزه قابلاتکا معرفی میشود (حتی میکی راورک هم از نحوه برخورد با شخصیتش ناراضی بود). 2) زیرخط داستانی بیفایده درباره ساخت عنصر جدید توسط تونی استارک برای نجات خودش. 3) معرفی شلخته شیلد و بلک ویدو. چیز قابلتوجه زیادی در فیلم وجود ندارد که بتواند خستگی تماشای آن را جبران کند. تعجبی ندارد که جان فاوراو رفت تا کارهای شخصیتری بسازد.
خیلی طول کشید تا بعد از چند سال این دنباله را ببینم. قطعاً در رده پایینتر دنیای سینمایی مارول قرار میگیرد چون خط داستانی واقعاً پراکنده به نظر میرسید و با اینکه فقط دو ساعت است، برای یک فیلم کمیکبوکی امروزی کوتاه محسوب میشود، اما باز هم طولانی حس میشد. با این حال چند لحظه قابل قبول داشت ولی هیچ چیز برجستهای نداشت.
امتیاز: 2.75/5
آیرونمن 2 خوب است، نه ویژه، اما خوب.
رابرت داونی جونیور در نقش اصلی همچنان سرگرمکننده است و جلوههای ویژه باز هم رضایتبخشاند. موسیقی که در آیرونمن اول کمی کمبود داشت، اینجا بهتر شده. داستان بهاندازه فیلم اول جالب یا خلاقانه نیست، اما آنقدر خوب اجرا شده که هرگز احساس خستگی نمیکنید؛ هرچند ریتم بعضی جاها بههمریخته است.
دون چیدل را دوست دارم، خوشحالم که وارد شده هرچند شخصیتش چندان جای ماندگار ندارد. اسکارلت جوهانسون هم حضور محکمی دارد، اما سم راکول در نقش خود برایم اثرگذار نبود. میکی راورک هم بهعنوان ایوان سرگرمکننده است.
ادامهای قابل پیشبینی که داستان فیلم اول را دنبال میکند اما به همان خوبی نیست.
بعد از فیلم اول عالی، این یکی دنبالهای قابل حدس بود. باید بپذیریم فیلم تا حدی اغراقآمیز است و گاهی شبیه یک بازی ویدیویی بسیار پرهزینه به نظر میرسد. علاوه بر این، شخصیت اصلی، تونی استارک، شاید یکی از زشتترین و آزاردهندهترین قهرمانان کمیکی باشد و این فیلم تلاش میکند با تبدیل او به پلیبویی لوس که اسباببازیهای گرانقیمت دارد و زنان را هم مثل اسباببازی میبیند، این ویژگی را برجستهتر کند. البته میدانم در کتابهای کمیک هم این شخصیت چنین ویژگیهایی داشته، حتی اگر من طرفدار کمیک نباشم. اما فیلم میتوانست چیزی به ما بدهد که واقعاً برای تونی اهمیت قائل شویم.
در این فیلم قهرمان با اولین دشمن بزرگش روبهرو میشود: پسر یک دانشمند شوروی که پدرش را میشناخته. همزمان استارک باید با ارتش آمریکا مقابله کند که مشتاقند زرههای رزمی او را به دست بگیرند و پی میبرد که پدرش راجع به عنصر جدیدی میدانسته که هنوز به طور رسمی کشف نشده و کلید بقای خودش در آن است. همین چند خط نشان میدهد که فیلمنامه از نقاط قوت فیلم نیست. احساس میشود فیلمنامه به چند جهت شلیک میکند و تلاش میکند داستانی پیچیدهتر بسازد اما چیزی مانع شده و از رسیدن به هدف جلوگیری کرده است.
بازیگران اساساً همانهایی هستند که در فیلم قبلی بودند. رابرت داونی جونیور دوباره در زره قرمز بازگشته و توانسته با ظرافتی کنایهآمیز و آزاردهنده بازی کند بدون اینکه ژست قهرمانانهاش را از دست بدهد. میکی راورک الحاقی خوشآمدی برای بازی در نقش شرور است و او توانسته به خوبی با نقش سازگار شود. ساموئل ال. جکسون، گوینث پالترو و دون چیدل هم بازگشتهاند اما بیشتر از آنچه در فیلم قبل انجام دادند نمیکنند، صرفاً وظیفهای که ازشان خواسته شده را انجام میدهند. اسکارلت جوهانسون سزاوار تحسین است اما بقیه بازیگران فقط کار لازم را انجام میدهند.
فیلم یک بلاکباستر بسیار پرهزینه دیگر است که بهوضوح با منابع مالی عظیم مارول تولید شده و احتمالاً یکی از پربینندهترین فیلمهای فصل خواهد شد. با این همه پول و منافع مالی، فیلم محکوم به یک شرطبندی پرزرقوبرق روی جلوههای ویژه باکیفیت ولی ظاهراً مصنوعی بود. اکشن و مبارزات زیاد و تئاتریاند، هرچند معلوماً طراحیشده و مصنوعی. فیلمبرداری شفاف، زنده و بسیار زیباست. فیلم در استفاده از دکور، صحنهها و لباسهای باکیفیت و همچنین موسیقی سرمایهگذاری زیادی کرده.
تماشا شده به ترتیب زمانی (2022):
نابغهای مجرد که همزمان احمق هم هست اسباببازیهای پیشرفتهتری میسازد و با مجموعهای که به او خیانت کرده میجنگد. پیام مخفی پدر مرده ناجی روز میشود. بَه.
باز هم فیلمی معمولی. حالا دو تا آیرونمن اند، که فکر میکنم احمقانه است. آن قسمت را واقعاً دوست نداشتم اما داستان همچنان تنها نکته خوب است.
متأسفانه این دنباله واقعاً کمجان است و فرمولمحوری را تا حدی افراطی دنبال میکند. «استارک» (رابرت داونی جونیور) حالا بهعنوان ابرقهرمان شناخته شده و تقریباً همه به دنبال تکنولوژی او هستند. بهجز دولت آمریکا، پسر شریک تجاری سابقش — ایوان وانکو (میکی راورک) — هم در صف اول است. او با شلاقهای لیزری خود به دنبال انتقام از پدر مردهاش است. در همین حال رقیب تجاری «هَمِر» (سم راکول) فرصت را غنیمت میشمارد و به دولت پیشنهاد ارتشی از پهپادها میدهد، هرچند انگیزههای شخصی و جاهطلبانهای دارد... هرچند فیلم از نظر بصری خوب است و صحنههای اکشن و دود و آتش و مانورهای هوایی زیاد دارد، اما موقعیتها خیلی تکراری میشوند. هیچ خطر واقعیای حس نمیشود و راکول و راورک اغلب به جای تأثیر تهدیدآمیز، بازی اضافی و اغراقشده ارائه میدهند. بیشتر طنز و اصالت فیلم اول از دست رفته؛ این فیلم کمی خشن و در واقع نسبتاً کسلکننده است. شاید به این دلیل که بسیاری از شخصیتهای دیگر دنیای سینمایی مارول جذابتر از این یک شخصیتاند؟ نمیدانم، اما با اینکه در پرده سینما از آن لذت بردم، در مجموع از آن خسته شدم.
آیرونمن 2 تلاش میکند همزمان خیلی چیزها را به نمایش بگذارد در حالی که حرف چندانی برای گفتن ندارد. دنباله یکی از قویترین داستانهای آغازین دنیای سینمایی مارول تبدیل میشود به تکراری بادکرده از ضربههای شخصیتی قسمت قبل، و رشد چندانی برای تونی استارک ارائه نمیدهد جز یک زیرخط شتابزده درباره عنصر جدید. سقوط خودمحور تونی از طریق صحنههای مهمانی تکراری و رفتارهای کودکانه نمایش داده میشود که بلوغ احساسی بهدستآمده در فیلم اول را تضعیف میکند. هرچند بذر بحث اخلاقی جذابی درباره قانونگذاری ابرقهرمانان — که بعدها در کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی بررسی شد — در اینجا کاشته میشود، اما تنها سطحی خراش داده شده و بدون عمق معنادار باقی میماند. همچنین سخت است احساس نکنیم که اولین بار پوشیدن زره «وار ماشین» توسط رودزی برای مهار یک تونی مست، هم از لحاظ روایی کماهمیت است و هم نسبت به شخصیت ناعادلانه است.
با این حال فیلم لحظات رهاییبخشی هم دارد. اسکارلت جوهانسون کاملاً مناسب انتخاب شده و با وجود توسعه محدود، درگیری او در راهروی فیلم یکی از نقاط برجسته حرکات ابتدایی دنیای سینمایی مارول است. دون چیدل انرژی مناسبتری به رودز میآورد نسبت به جانشین قبلیاش، و صحنه مسابقه گراندپری مونتکارلو هنوز هم بهعنوان یک نقطه اوج هیجانانگیز دیده میشود، از جمله یکی از محبوبترین لحظات پوشش زره آیرونمن. جاستین همرِ سم راکول کارتونی اما سرگرمکننده است و ایوان وانکو، با انگیزههای کلیشهای و تیکهای عجیبش، تهدیدات بصری چشمگیری ارائه میدهد. با این حال اوجگیری نهایی بیش از حد تاریک و پرهرجومرج است و تأثیر پایداری بر جای نمیگذارد و تکیه فزاینده بر پرده سبز و CGI سنگین کمکم آشکار میشود. در نهایت آیرونمن 2 بیشتر شبیه پلی است به برنامههای بزرگتر دنیای مارول تا یک دنباله شایسته بهصورت مستقل — نه خالی از سرگرمی، اما قطعاً نامتمرکز.
امتیاز: C+
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران