«هنک دیرفیلد» کهنه سرباز جنگ ویتنام پیامی از طرف ارتش مبنی بر بازگشت پسرش از عراق و سپس ناپدید شدنش دریافت می کند. هنک که یکی دیگر از پسرانش را سال ها قبل از دست داده، این بار برای یافتن دومی عازم محل خدمت وی می شود. در آنجا با مراجعه به بخش گمشدگان اداره پلیس متوجه می شود که تشکیلات پلیس قادر به کمک به او نیست، چون تحقیقات در مورد پرسنل نظامی فقط بر عهده ارتش است. اما اصرار او و اینکه نظامی ها در حال مخفی کردن چیزی هستند، توجه کارآگاه «امیلی سندرز» را جلب می کند
«هنک دیرفیلد» کهنه سرباز جنگ ویتنام پیامی از طرف ارتش مبنی بر بازگشت پسرش از عراق و سپس ناپدید شدنش دریافت می کند. هنک که یکی دیگر از پسرانش را سال ها قبل از دست داده، این بار برای یافتن دومی عازم محل خدمت وی می شود. در آنجا با مراجعه به بخش گمشدگان اداره پلیس متوجه می شود که تشکیلات پلیس قادر به کمک به او نیست، چون تحقیقات در مورد پرسنل نظامی فقط بر عهده ارتش است. اما اصرار او و اینکه نظامی ها در حال مخفی کردن چیزی هستند، توجه کارآگاه «امیلی سندرز» را جلب می کند
نامزد دریافت ۱ اسکار؛ مجموعاً ۳ جایزه و ۲۱ نامزدی.
رتبه
رتبه فیلم در جهان2292
یک سرباز پس از بازگشت از عراق ناپدید میشود. پدرش، هنک دیرفیلد (تامی لی جونز)، خبردار میشود و بهدنبال او راه میافتد. کمکم متوجه میشود که پسرش کشته شده—بدنی وحشیانه تکهتکه و سوخته شده—و شواهد به جایی مشخص راهنمایی نمیکنند، اما صحبتها و تصاویر بهدستآمده از تلفن پسر نشان میدهد که اتفاقاتی در عراق رخ داده است.
گفتن جزئیات بیشتر به خرابکردن فیلم میانجامد، اما فیلم...
یک سرباز پس از بازگشت از عراق ناپدید میشود. پدرش، هنک دیرفیلد (تامی لی جونز)، خبردار میشود و بهدنبال او راه میافتد. کمکم متوجه میشود که پسرش کشته شده—بدنی وحشیانه تکهتکه و سوخته شده—و شواهد به جایی مشخص راهنمایی نمیکنند، اما صحبتها و تصاویر بهدستآمده از تلفن پسر نشان میدهد که اتفاقاتی در عراق رخ داده است.
گفتن جزئیات بیشتر به خرابکردن فیلم میانجامد، اما فیلم تنها یک داستان جنایی نیست که پدر و یک افسر پلیس (ساندرز با بازی شارلیز ترون) در پی کشف حقیقت باشند؛ این فیلم دربارهٔ جنگ، آدمهایی که درگیر آناند یا در خانه منتظرند، و همچنین شجاعت و اندوه است. کل اثر و بازیگران با دقت و مهارت این مضامین را بازمیخوانند. تا پایان فیلم مسئلهٔ حل شدن قتل کماهمیت میشود و مهمتر، آشتی پدر با پسر است؛ هنک بهتر از هر کس دیگری میفهمد جنگ چه بر آدمها میآورد، چیزی که در نگاهش در سراسر فیلم بهوضوح پیداست.
تنها نکتهای که آزاردهنده بود، موسیقی است. مخالفتی با موزیک در فیلمها ندارم و حتی موسیقی که احساسی را تقویت میکند را هم میپذیرم، اما گاهی فیلمسازان تصور میکنند که حتماً باید با موسیقی احساس را به بیننده یادآوری کنند، در حالی که تصاویر و بازیگران بهخودیخود آن را منتقل میکنند. این موضوع در این فیلم چند بار به چشم آمد، هرچند نه بهصورت فرسایشی.
در نیمهٔ اول فیلم نگاه قدرتمندی به نحوهٔ از بین رفتن ارزش زندگی در جنگ ارائه میشود و عبارت «اینطوری کنار آمدهایم» در جاهای مختلف بهخوبی توجیهپذیر است. اما هرچه به پایان نزدیک میشویم، ساختار داستانی ضعیفتر میشود و نتیجهگیری نهایی توان لازم را ندارد؛ انگار نویسنده جرأت و قاطعیت لازم برای رساندن داستان به یک پایانی صادقانهتر را نداشته است. پایانبندی کمی محو میشود و تلاش میکند جلوهٔ کلیتری دربارهٔ تأثیرات جنگ بدهد—اینکه آدمهای خوب کمتر خوب میشوند و آدمهای بد بدتر. بحثهای مکرر دربارهٔ حوزهٔ اختیارات و حضور محدود سوزان ساراندون در نقش جوآن (همسر/مادر) هم بیش از اینکه به عمق شخصیت اضافه کند، فقط مادر مضطربی را نشان میدهد که دربارهٔ حضور پسرش در ارتش آرزوها و تردیدهایی دارد؛ و این بار دیگر انگشت را به سوی پدری میگیرد که شاید از فرزندش انتظار زیادی داشته است.
تماشای فیلم ارزشمند است، خصوصاً بهخاطر شیمی بین جونز و ترون، اما در مجموع فیلم از لحاظ محتوایی بهاندازهٔ کافی غنی نیست. توصیهام این است که سراغ این فیلم نروید تا صرفاً «معمایش» را حل کنید؛ بگذارید بازیگران و داستان شما را پیش ببرند—این فیلم بیش از آنکه داستان یک جنایت باشد، داستان یک پدر و یک پسر است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران