یک وکیل جوان در یک شرکت حقوقی معتبر مشغول به کار می شود، اما بعد از اتفاقاتی در میابد که در این شرکت نیمه ای تاریک و شیطانی وجود دارد که او از وجود آن خبر نداشته است...
یک وکیل جوان در یک شرکت حقوقی معتبر مشغول به کار می شود، اما بعد از اتفاقاتی در میابد که در این شرکت نیمه ای تاریک و شیطانی وجود دارد که او از وجود آن خبر نداشته است...
وقتی بهشت تبدیل به کابوس میشود
ساختهٔ سال 1993 و به کارگردانی سیدنی پولاک، فیلم «دفتر حقوقی» بر اساس رمانی از جان گریشام، در ژانر جنایی–هیجانانگیز قرار دارد و تام کروز را در نقش میچ مکدیر، فارغالتحصیل ممتاز هاروارد که میخواهد ریشههای کارگریاش را پشت سر بگذارد، نشان میدهد. او بههمراه همسرش (جین تریپلهورن) با پذیرش پیشنهادی پردرآمد به دفتر حقوقی مشهوری در ممفیس نقل مکان...
وقتی بهشت تبدیل به کابوس میشود
ساختهٔ سال 1993 و به کارگردانی سیدنی پولاک، فیلم «دفتر حقوقی» بر اساس رمانی از جان گریشام، در ژانر جنایی–هیجانانگیز قرار دارد و تام کروز را در نقش میچ مکدیر، فارغالتحصیل ممتاز هاروارد که میخواهد ریشههای کارگریاش را پشت سر بگذارد، نشان میدهد. او بههمراه همسرش (جین تریپلهورن) با پذیرش پیشنهادی پردرآمد به دفتر حقوقی مشهوری در ممفیس نقل مکان میکنند و در دنیای مرفه جدیدشان خوشحالاند تا زمانی که سرنخهایی پدیدار میشود که نشان میدهد شرکت روی دیگری هم دارد. جین هکمن نقش مرشد او در شرکت را ایفا میکند و اد هریس در نقش مأمور افبیآی ظاهر میشود. هالی هانتر، هل هالبروک، دیوید استراذرن و گری بوزی نیز در فیلم حضور دارند.
این فیلم مدتهاست یکی از آثار موردعلاقهام در این ژانر بوده است. با میچ و همسرش همذاتپنداری میکنید وقتی که اتوپیای آنها آرامآرام به جهنمی غیرقابلفرار تبدیل میشود. در صحنههای واشینگتن دیسی بهخوبی میفهمیم که انتخابهایشان چقدر محدود است، چون میان مافیا و افبیآی گرفتار شدهاند. میچ باید با هوش، دانش و «ارتباطات طلایی» خود تلاش کند تا اگر ممکن است آنها را سالم بیرون ببرد.
موسیقی پیانوی دیو گروزین همیشه برایم برجسته بوده است؛ برخی آن را «پرجنبوجوش» توصیف کردهاند، اما این قطعهها بسته به سکانس رنگهای متفاوتی دارند: در تعقیب و گریز نهایی شهری ضربآهنگ تند و تهدیدآمیزی دارند و در مناسبتهای غمگینتر لحنی ملانکولیک پیدا میکنند. وجه مثبت این امتیاز موسیقی این است که فیلم را از زمره آثار تاریخگذشته و قابلتشخیص زمانه بیرون میآورد و آن را تا حدی جاودانه میکند.
فیلم دو ساعت و سیوچهار دقیقه است و در ممفیس (تنسی)، وست ممفیس (آرکانزاس)، جزایر کِیمن، واشینگتن دیسی، کمبریج و بوستون (ماساچوست) فیلمبرداری شده است.
نمره: A / A- — فیلمی عالی، پر از تنش و تعلیق.
در کشور من ضربالمثلی رایج هست که میگوید «هیچ زیبایی بینقص نیست»؛ یعنی اگر چیزی خیلی خوب بهنظر میرسد، احتمالاً مشکلی دارد. و با وجود تحصیلات عالی و ارزیابیهای آکادمیک، گویا وکیل این فیلم این حقیقت ساده را در نظر نگرفته است.
فیلم بر اساس رمانی از جان گریشام، داستان میچ را دنبال میکند؛ وکیلی جوان که بهتازگی در یک دفتر حقوقی بزرگ و مهم در ممفیس استخدام شده است. پیشنهاد کاری وسوسهانگیز است: حقوق بالا، امتیازهای فراوان، ماشین و سفرهای پرداختشده—تمام چیزهایی که یک زوج جوان خواهانشاند. اما او نمیداند که کارفرمایان جدیدش از سوی گروههای مافیایی تأمین مالی میشوند و به آنها محافظت و مشاورهٔ حقوقی میدهند؛ و وکلایی که قصد ترک شرکت را دارند، مرگهای مرموزی پیدا میکنند. وقتی میچ متوجه میشود، باید تصمیم بگیرد: وفاداری به شرکت را حفظ کند یا با افبیآی همکاری کند و همکارانش را به دام بیندازد.
فیلم تعلیق بسیار مؤثری دارد که تا پایان مخاطب را جذب نگه میدارد. کارگردانی سیدنی پولاک واقعاً خوب است و شباهتی میان این فیلم و «چشمان کاملاً بسته» دیده میشود—اثری دیگر با بار تعلیق که کروز و پولاک در آن نیز همکاری داشتند؛ بیشک تأثیر استادانی مانند آلفرد هیچکاک نیز در نگاه پولاک مشهود است. فیلمنامه پر از پیچ و خم است و ممکن است از مخاطب تمرکز بخواهد، اما اگر تماشاگر اجازه دهد در تعلیق و تنش فیلم فرو رود، این موضوع مشکلی ایجاد نخواهد کرد.
من طرفدار تام کروز نیستم، اما قبول دارم که او نقشپردازی محکمی دارد و شخصیتی همذاتپذیر ارائه میدهد که بین سادهلوحی و زیرکی در نوسان است. صحنههای اکشن خوبی نیز وجود دارد که برای بازیگر مناسباند. جین هکمن نقش وکیلی مسنتر و بوهمی را بازی میکند که بهنظر میرسد علاقهمندتر به سفر و شنا در کارائیب است تا کار با موکلان؛ با این حال حضوری دلپذیر دارد و آرزو میکنید که شخصیتش به شکلی از این وضعیت جان سالم بهدر ببرد. بهظاهر جین تریپلهورن در ابتدا نقش همسر خجالتی و آسیبپذیر را دارد، اما فیلمنامه چرخشی به وجود میآورد که نقش او را فعالتر و مداخلهگرتر از آنچه در نیمساعت اول بهنظر میرسد، نشان میدهد. از دیگر بازیهای خوب میتوان به اد هریس، استیون هیل و ویلفورد بریملی اشاره کرد که نقشهایی سختتر و نزدیکتر به فیلمهای اکشن دارند. هالی هانتر نیز حضور کوتاهی دارد که بعید مینماید نامزدی او برای اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل توجیهکننده باشد.
از نظر فنی، فیلم ویژگیهای بسیاری دارد: تصویربرداری خوب و نماهایی شیک با رنگبندی مناسب باعث شده فیلم کمتر کهنه و ملالآور بهنظر برسد. لوکیشنها بهخصوص دفاتر و هتلی بهشتی در جزایر کِیمن که برخی صحنههای زیرآبی رنگارنگ در آن فیلمبرداری شدهاند، بسیار خوب کار شدهاند. فیلم از ممفیس و واشینگتن و دیگر مکانها عبور میکند و در انتخاب محلهای فیلمبرداری و قاببندی دقت دارد. نمایش جلوههای بصری و ویژه گستردهای نداریم، اما آنچه انجام شده بهخوبی کار میکند. شایستگی ویژهٔ دیگر فیلم، موسیقی متن عالی مبتنی بر پیانو است که در تقویت فضا، عمیقتر کردن تعلیق و ایجاد هیجان تدریجی نقش مؤثری ایفا میکند.
فیلم کمی بلند است و برخی زیرپلاتها محور اصلی را شلوغ میکنند، اما بازیهای خوب و انسجام گروه بازیگر—بهویژه تعامل کروز و هکمن با آن لبخند ظاهراً قابلاعتماد هکمن—باعث میشود که بازی گربهوموشی فیلم سرعت بگیرد و پویاییاش مدام تغییر کند. فیلم همچنین نکاتی از نقد اجتماعی دارد: مرد جوان بلندپرواز کمابیش توسط نیاز به فرار از ریشههای فروتنانهاش و اثبات مهارت خود رانده میشود و داستان اندکی هم به دنیای مبهم حقوق شرکتی میپردازد، جایی که پولشویی، معامله و اخاذی میتواند از دید کسانی که نمیدانند کجا را باید نگاه کنند، پنهان بماند. برای من این فیلم آغاز افول دوران پربار تام کروز است؛ پیش از آنکه کنترل بیشتری بر تولیداتش بهدست آورد و بخشهایی از جذابیتش را از دست بدهد. با مجموعه بازیگران قدرتمند پیرامون او و هکمن، این یک درام برتر است که دقیقاً آن مسیری را طی نمیکند که ممکن است انتظارش را داشته باشید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران