پس از اتفاقات رخ داده در فیلم اول آبری خواهر کارن به توکیو می آید که او را از بیمارستان بیرون آورده و همراه خود به خانه ببرد اما در بیمارستان کارن توسط روح کایاکو اذیت میشود و سعی میکند برای نجات خواهرش خودکشی کند که کایاکو به دنبال آبری نرود پس از مرگ کارن آبری همراه با خبرنگاری به نام ایسون برای فهمیدن راز مرگ خواهرش تحقیق میکند...
پس از اتفاقات رخ داده در فیلم اول آبری خواهر کارن به توکیو می آید که او را از بیمارستان بیرون آورده و همراه خود به خانه ببرد اما در بیمارستان کارن توسط روح کایاکو اذیت میشود و سعی میکند برای نجات خواهرش خودکشی کند که کایاکو به دنبال آبری نرود پس از مرگ کارن آبری همراه با خبرنگاری به نام ایسون برای فهمیدن راز مرگ خواهرش تحقیق میکند...
گرج ۲ بهخاطر داستان بیمنطقش متکی به صحنههای ضربهای سطحی و بیاثر است. بازسازی غربیِ شیمیزو از اثر ژاپنیاش با وعدههایی همراه بود، اما آشکارا دور از تکامل و پر از نقص است: بازی متوسط، روایت خستهکننده و وفور صحنههای ترساندن کلیشهای. بچههای روح ژاپنی که یا مثل کسی با گلودرد خرناس میکشند یا مثل گربه خانگی جیغ میزنند، از اتاق زیرشیروانی سرک میکشند، زنان...
گرج ۲ بهخاطر داستان بیمنطقش متکی به صحنههای ضربهای سطحی و بیاثر است. بازسازی غربیِ شیمیزو از اثر ژاپنیاش با وعدههایی همراه بود، اما آشکارا دور از تکامل و پر از نقص است: بازی متوسط، روایت خستهکننده و وفور صحنههای ترساندن کلیشهای. بچههای روح ژاپنی که یا مثل کسی با گلودرد خرناس میکشند یا مثل گربه خانگی جیغ میزنند، از اتاق زیرشیروانی سرک میکشند، زنان را با موی پریشانشان درگیر میکنند و بهطور کلی مزاحماند. شیمیزو با بیمیلی کایاکو و توشیو را برای نمایش شیطنتهای بیشتر بازمیگرداند، وقتی آتشی که سارا میشل گیلر (بافی یا دفنی، هر کدام را میپسندید) روشن کرد بهنوعی ارواح تاریک را آزاد میکند. ارواح حالا عملاً دیگر محدود به خانه متروکهٔ ساعکی نیستند، هرچند ظاهراً هنوز فقط آنهایی را که وارد خانه میشوند، آزار میدهند؟ نمیدانم؛ منطق در این مرحله کنار گذاشته شده است.
بهجای بازسازی دنبالهٔ اصلی «جو-اون»، شیمیزو و نویسندهاش سوسکو سراغ رویکردی نسبتاً جدید رفتند و به سؤالی پرداختند که شاید برای خِنده مطرح شده بود: «دختر، اون خط چشم رو از کجا خریدهای؟» و جوابشان: ارواح تاریک. چیزی که از این دنباله واقعاً از آن بدم میآید، جهتی است که این دو نفر برای روایت انتخاب کردهاند. دیگر موضوع آن خشم عمیق و قدرتمند و نفرین مکان محل سکونت ارواح نیست؛ به نوعی تبدیل به شاخهای از سنتهای نیمهفولکلوریک شده است.
برای راضی نگه داشتن ذائقهٔ سادهٔ مخاطبان جریان اصلی غرب، آنها به پیشرفتی ماورایی و پیشپاافتاده قناعت کردند که عملاً در بسیاری جهات به داستان نسخهٔ اصلی ضربه میزند. بله، شیمیزو برخی تصاویر با نیت خوب را وارد میکند که ممکن است یک یا دو بار مو را سیخ کند — مثلاً سکانس عکس یا زدن کسی با تابه در صبحانه (چه هدررفت بیکن!) — اما اینها اغلب با یک جیپاسکرِ(پریدن ناگهانی) قابلپیشبینی همراهاند که وحشت را از بین میبرد. کایاکو از داخل یک عکس میپرد، کایاکو در راهروهای بیمارستان قدم میزند و لامپها پشت سرش منفجر میشوند (چندان اقتصادی نیست)، کایاکو در یک هتل عشاق بازی پابازی میکند؛ کایاکو همان کایاکوست. یکی دو بار کافی بود؛ بیست بار؟ بهسرعت بیخلاق و تکراری میشود.
زیرخطهای غیرخطی و تقاطعدار که از فیلم قبلی تقلید میکنند، هیچ پیچش واقعی به روایت اضافه نمیکنند و اگر چیزی جز این نباشد، باعث میشوند ریتم فیلم با جابهجایی مداوم بین دیدگاه شخصیتها نامنظم شود. موقعیتی کلاسیک از فشار جمعی که بهراحتی میتواند چشم هر بینندهای را بچرخاند.
حقههای آینهٔ جادویی، هودیهای بسیار بیمد و اتلاف کامل حضورِ بافی؛ سه عنصری که محتوای این دنبالهٔ کمرمق را خلاصه میکنند: فیلمی که ترس واقعی یا اجرای قابلقبولی ندارد. دوباره میگویم: به نسخهٔ اصلی بچسبید.
---
ترسناک و مؤثر با بازیگری عالی، اما ساختار داستانی ضعیف
سه دانشآموز دختر به خانهای مرموز در ژاپن سر میزنند. هر کسی وارد شود نفرین میشود و توسط اشباح ترسناک خواهد مرد. امبر تمبلین نقش قهرمان فیلم را بازی میکند؛ خواهر قهرمان فیلم اول که نقش او را سارا میشل گیلر ایفا کرده (او در اینجا نقش کوچکی دارد). ترزا پالمر و سارا رومر هم بهعنوان دانشآموزان حاضرند و جنیفر بیلز نقش مادر یکی از آنها را بازی میکند.
این فیلم ترسناک خوب ساخته شده و بیشتر روی جو تسخیرکننده و ترسهای روحمانند تمرکز دارد تا خشونت کارتونی. یک سکانس اتاق تاریک بهویژه مؤثر است. بازیگران از فیلم اول بهترند و تعداد قابلتوجهی نقش زن با بازیگران باکیفیت دارد. متأسفانه ساختار داستانی ضعیف است و در ایجاد تعلیق ناکام میماند، مگر در پردهٔ پایانی که سازندگان تلاش میکنند همه چیز را به هم پیوند دهند. ساعت اول فیلم بیشتر شبیه چند ویگنت مستقل است تا یک فیلمنامهٔ منسجم. من با روایتهای غیرخطی مشکلی ندارم اگر درست اجرا شوند، مثل «پالپ فیکشن» (1994) یا «قبل از اینکه شیطان بداند شما مردهاید» (2007)، اما «The Grudge 2» به آن اندازه مؤثر نیست.
با وجود انتقاداتم، این فیلم را دوست دارم و فکر میکنم اگر حال و هوای دیدن یک فیلم تسخیرکننده در سبک «The Ring» (2002) را دارید، ارزش دیدن را دارد. بعضیها حتی آن را ترسناکترین فیلم ساختهشده نامیدهاند؛ میفهمم دلیلشان چیست، ولی برای من ترسناک نبود چون من ارواح را ترسناک نمیدانم. با این حال فیلم واقعاً دلهرهآور و سرشار از جو تسخیرکننده است. البته برخی سکانسها بسته به سلیقهٔ بیننده ممکن است تأثیرات متضادی داشته باشند؛ برای مثال سقوط (یا پرتاب) یک شخصیت از سقف یک ساختمان بلند که تقریباً جلوی پای چند شخصیت دیگر میافتد، برای من خندهدار بود.
مدت زمان فیلم 1 ساعت و 42 دقیقه است (نسخهٔ کارگردان 1 ساعت و 48 دقیقه) و عمدتاً در توکیو، بیشتر در استودیوهای توهو فیلمبرداری شده است.
نمره: B-/C+
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران