در اوج جنگ سرد، یک سرباز دردسرساز با یک خلبان جنگنده جسور و رفیق زن خود در میان محیط های خطرناک پایگاه هوایی اتحاد جماهیر شوروی یک مثلث عشقی ممنوعه را شکل می دهد.
در اوج جنگ سرد، یک سرباز دردسرساز با یک خلبان جنگنده جسور و رفیق زن خود در میان محیط های خطرناک پایگاه هوایی اتحاد جماهیر شوروی یک مثلث عشقی ممنوعه را شکل می دهد.
سرگئی (تام پرایر) سرباز جوانی در ارتش شوروی است که در استونی مستقر است. با تنها چند هفته باقیمانده از سربازیاش، مأمور نگهداری از خلبان تازهوارد، ستوان ماتویف (اولگ زاگورودنیی)، میشود. در ابتدا رابطهشان بسیار رسمی است، اما به تدریج به واسطهی علاقهی مشترک به عکاسی و ودکّا به هم نزدیک میشوند. خیلی زود عاشق هم میشوند و در مسیر بسیار پرخطری گام میگذارند —...
سرگئی (تام پرایر) سرباز جوانی در ارتش شوروی است که در استونی مستقر است. با تنها چند هفته باقیمانده از سربازیاش، مأمور نگهداری از خلبان تازهوارد، ستوان ماتویف (اولگ زاگورودنیی)، میشود. در ابتدا رابطهشان بسیار رسمی است، اما به تدریج به واسطهی علاقهی مشترک به عکاسی و ودکّا به هم نزدیک میشوند. خیلی زود عاشق هم میشوند و در مسیر بسیار پرخطری گام میگذارند — نه تنها ممکن است تا پنج سال به گولاگ فرستاده شوند، بلکه ننگ این رفتار میتواند بهکلی حرفهی هر دویشان را نابود کند.
خوشبختانه دوستیشان با دستیار سرهنگ، لوئیزا (نقشی کوتاه اما تأثیرگذار از دیانا پوجارسکایا)، باعث میشود توجهات مشکوک ماژور کاگبِ زِوروِف (مارگوس پرانگل) تا حدودی منحرف شود؛ اما با وجود ترس، آنها مجبور به اقداماتی برای حفظ جان خود میشوند؛ جوانتر ترک میکند و به مسکو میرود تا بازیگر شود، در حالی که رئیس سابقش میماند و با لوئیزا ازدواج میکند. هیچکدام از آن دو نمیتوانند شدت رابطهشان را فراموش کنند و خیلی زود ماتویف در مأموریتی حضور مییابد و این دو عملاً همراه هم زندگی میکنند. آمدن همسر و فرزند او بالاخره اوضاع را به نقطهی اوج میرساند و متأسفانه این موضوع در نهایت به تراژدی برای همه میانجامد.
این فیلم بر اساس یک داستان واقعی است و گرچه در دورهی کمونیسم رخ میدهد، به همان اندازه دربارهی بسیاری از کشورهای دیگر هم صادق است؛ کشورهایی که ممکن است خود را آزادتر بدانند اما روابط همجنسگرایانه یا حضور افراد همجنسگرا در ارتش را ممنوع کرده باشند. شایستهی تحسین است که کارگردان پیتر ربانه در آغاز فیلم حس ناخوشایندی از خطر را بهخوبی ایجاد میکند. ما واقعاً نگران سرنوشت آن دو هستیم و شاهد افتادن واقعیشان در عشقیم.
پرایر کمی مرا به یاد یوناس نای در «Deutschland 83» انداخت (هرچند اندامی پروردهاش همیشه با سرش همخوانی ندارد!). او بازی بسیار خوبی ارائه میدهد، در بیشتر لحظات لهجهاش را حفظ میکند و احساسی واقعی از محبت نسبت به دوستش را به تماشاگر منتقل میکند؛ محبتی که بهصورت عملی و کاملاً صادقانه پاسخ داده میشود. فیلمی خوشریتم و خوشموسیقی است با دیالوگهای قوی و درگیرکننده، اما در نهایت دربارهی چگونگی عاشق شدن دو مرد در زمانهای خطرناک است. تا آنجا که سکسِ مختصر میان دو مرد وجود دارد، میتوان آن را فیلمی همجنسگرایانه دانست؛ اما فراتر از آن، فیلم دربارهی عشق — میان این دو مرد و لوئیزا — و نیز دربارهی بقاست. تماشای آن واقعاً ارزش دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران