فیلم Bullet Train با سبک مکسیمالیستی دیوید لیتچ و روایت عمدتاً شوخطبعانهای اجرا میشود که با اکشن پرشتاب و طنزی مشخص پیش میرود. اگرچه از فرمولههای آشنا دور نمیشود و بیننده را با سکانسهای اکشن کاملاً بیسابقه شگفتزده نمیکند، اما اجرای لحظات سینماییِ مورد نظر بسیار رضایتبخش است و حدود دو ساعت سرگرمیِ خالص تحویل میدهد. بازیگران فوقالعاده ارزش بلیت را دارند و هر ثانیه...
فیلم Bullet Train با سبک مکسیمالیستی دیوید لیتچ و روایت عمدتاً شوخطبعانهای اجرا میشود که با اکشن پرشتاب و طنزی مشخص پیش میرود. اگرچه از فرمولههای آشنا دور نمیشود و بیننده را با سکانسهای اکشن کاملاً بیسابقه شگفتزده نمیکند، اما اجرای لحظات سینماییِ مورد نظر بسیار رضایتبخش است و حدود دو ساعت سرگرمیِ خالص تحویل میدهد. بازیگران فوقالعاده ارزش بلیت را دارند و هر ثانیه با آرون تیلور-جانسون و براین تایری هنری واقعاً خندهدار است. برد پیت هم میدرخشد. با وجود ضعفهایی در جلوههای بصری، فیلمنامه و پرداخت شخصیتها، نمیتوان این تجربه را به کسی توصیه نکرد. امتیاز: B
این فیلم شبیهِ بازسازیِ فیلم Snatch روی ریل است. شباهتها تصادفی به نظر نمیرسد؛ داستانهای خارج از زاویهٔ معمول به برد پیت میخورد. روایتهایی شبیه به تارنتینو هم در این فیلم دیده میشود، اما اجرای کار گاهی تخت است. نکات قوت، مونتاژهایی از دیگر قاتلان و گذشته آنهاست؛ کل تولید طوری طراحی شده که انگار از یک کمیکنوول درآمده است. توجه به نورپردازیِ پسزمینههای نئونی و نمای شهری ژاپنی، نماها را فوقالعاده میکند. در حقیقت، نماهای قطار تندرو طوری نشان داده شده که گویی همیشه در شهر است تا هر رخداد برجستهای با ضربآهنگی بصری رخ دهد.
فیلم تریلری است که سعی دارد چند رمز و راز قتل را هم در خود جای دهد و تنش از آنجا ناشی میشود که قهرمان اصلی از خطرِ احتمالی بیخبر است در حالی که تماشاگر مطلع است. تلاش برای شکست دادن کلیشهها قابلتحسین است؛ از جمله دختر نوجوان ثروتمند که ظاهر معصوم دارد ولی قلبی سرد دارد. برد پیت اما گاهی بیش از حد «همهچیز برای خوشگذرانی» به نظر میرسد و شخصیت او در اینجا کمی نازک است. شروع فیلم با حرفوحدیث بین پیت و هماهنگکنندهاش اشتباه برداشت شدنی است؛ میشد با اِدیت محتاطانهتر اجازه داد پیت آرام وارد داستان شود بدون توضیح سرراست. تُن کمی جدیتر میتوانست خشونت اغراقشده را از حس کارتونی دربیاورد. بسیاری از بینندگان انتظار صحنههای اکشن خلاقانه دارند و فیلم چند موقعیت خوب در محدودیتِ قطار دارد. دو شخصیت انگلیسیِ طبقهٔ پایین (تنگرین و لیمون) کاملاً از دلِ Snatch درآمدهاند؛ شوخیهایشان گاهی به شکل اغراقشدهای ادامه مییابد و برای عدهای بهخوبی تبدیل به خنده نمیشود، در حالی که احتمالاً بیشترین زمان صفحه را دارند.
فضای ژاپن بهخوبی کار شده، اگرچه احتمالاً بخشهای زیادی خارج از ژاپن فیلمبرداری شدهاند و لازم بود ساختار تولید جلوههایی به پسزمینهها اضافه کند که واقعیاتِ بیرونی به تنهایی قابلتحقق نمیساختند. این فیلم علیرغم تمِ جناییِ ژاپننما، شخصیتهای کلیدیِ زیادی دارد که ژاپنی نیستند. صحنههای اکشن ترکیبی از استفادهٔ سلاح و درگیری تنبهتن قابلقبولاند، اما عادتِ آزاردهندهای وجود دارد مبنی بر کشته شدن و زنده ماندنِ مجددِ برخی قربانیان که یکی دو چرخشِ داستانی بیش از حد میآورد و مانعِ تبدیل شدنِ فیلم به یک تریلر ژانریِ سرراست میشود. در مجموع فیلم سرگرمکنندهتر از برخی آثار تنبلِ اخیرِ هالیوودی است، ولی داستان بیش از حد درهم و پیچیده است. امتیاز: 6/10
در یک نگاه اولیه از نمایش تیزر در سینماکان، فیلم با ترکیبی از اکشن و طنز و شخصیتهای نابهنجار توجهبرانگیز به نظر آمد و بر اساس همان دقایق پیشنمایش، دیدن فیلم را ضروری میدانستم. داستان بر اساس رمانی از کوتارو ایساکا است و برد پیت نقش عملیاتی به نام لِیدیباگ را دارد که ناگهان جایگزینِ آخرین لحظه میشود و مأموریتی دارد: سوار قطار تندرو شود و یک کیف را از میان مسافران بقاپد و در ایستگاه بعدی پیاده شود. لِیدیباگ که از بحرانِ اخیر عبور کرده، به دنبال آرامش درون است و به همین خاطر با اینکه دستور داشته اسلحه ببرد، بیسلاح سوار میشود.
قطار پر است از قاتلان و افراد خطرناک که هرکدام اهدافی دارند و اغلب به شیوههایی خشونتآمیز و خندهآور شکست میخورند که برنامهها را پیچیدهتر کرده و آنها را درگیر هم میکند. توضیح بیشتر دربارهٔ شخصیتها بدون افشای کلیدها و چرخشهای قصه دشوار است، اما آرون تیلور-جانسون و براین تایری هنری بهعنوان تنگرین و لیمون عالیاند و دیالوگها و ماجراهایشان اغلب نقطهٔ اوج فیلم است. چند بازیگر مهمانِ غافلگیرکننده به سرگرمی میافزایند و جویی کینگ یکی از پیچیدهترین نقشها را خوب بازی کرده. پیت واضحاً ستارهٔ فیلم است اما فیلم به او و گروه پشتیبانش فرصتهای درخشانی داده و طنز و اکشن با سرعت زیاد جریان دارد و ترکیب جالبی از سینمای غربی و آسیایی ساخته شده است. فیلم در اواخر کمی کشدار میشود ولی به لطف بازیگران و صحنههای اکشن خوب، در نهایت موفق میشود. کارگردان دیوید لیتچ که سابقهٔ کار در آثار اکشنی مانند Deadpool 2 و Atomic Blonde و John Wick را دارد، بار دیگر نشان میدهد در هدایت اکشن و کمدی مهارت دارد. امتیاز: 4 از 5
فیلم فوقالعاده سرگرمکننده است. من از قبل انتظار زیادی نداشتم—تریلرها هم زیاد جذبم نکرده بودند—اما برخلاف تصور، فیلم کاملاً خوشساخت و بسیار بامزه است. سبک فیلم، تدوین درجهیک، تصاویر خونین حسابشده و موسیقی بسیار مناسباند؛ هر قطعهٔ موسیقی دقیقاً در جای خودش مینشیند. بازیگران هم عالیاند؛ فکر میکردم صرفاً یک اثر معمولی با برد پیت ببینم، اما اجرای او در سراسر فیلم فوقالعاده است. آرون تیلور-جانسون و براین تایری هنری زوجی درجهیکاند و هرچه بیشتر میبینیشان بیشتر لذت میبری. اولش نسبت به اجرای جویی کینگ قانع نشده بودم اما تا پایان بازی او را هم پسندیدم.
اندرو کوجی و هیرویوکی سانادا نیز خیلی خوباند و مایکل شنن، بد بانی و زازی بیتز هم حضور خوشایندی دارند. تنها انتقاد کوچکم زمانبندی/ریتم فیلم است؛ چند لحظه بود که حس کردم ضربآهنگ عالی نیست اما این موضوع کلیت لذت را خراب نمیکند. در مجموع واقعاً از فیلم لذت بردم و قطعاً توصیهاش میکنم. (اگر دنبال فیلم عالی دیگری کاملاً روی قطار هستید، Source Code را هم ببینید.)
برد پیت در نقش لِیدیباگ—قاتل نیمهدورانداختهشدهای که حالا حالوهوای آرامطلبانه گرفته—برای گرفتن یک ساک از قطار برمیگردد. در نگاه اول کار آسانی به نظر میرسد اما خیلی زود مشخص میشود اوضاع پیچیدهتر است. در قطار کسانی هستند که صاحبِ همان ساکاند: لیمون (برایان تایری هنری) و دوقلویش تنگرین (آرون تیلور-جانسون) که مأمور پیدا کردن فرزند ربودهشدهٔ یک سردستهٔ جنایی افسانهای و باجِ او در همان ساکاند. وقتی متوجه میشوند مالشان گم شده و بچه دچار مشکلی عجیب شده، باید هم جلوی رئیسِ مشکوکشان را بگیرند و هم بار خود را بیابند در حالی که قطار از توکیو به کیوتو میرود.
شخصیتی مرموز به نام پرینس (جوی کینگ) هم هست—ظاهراً دختری معصوم اما در اصل نقشهای در سر دارد—و کیمورا (اندرو کوجی) با پسرش ارتباطی دارد که بخشی از داستان را به جلو میراند. در آغاز داستان پیچیده به نظر میرسد، اما با مونولوگهایی که برد پیت خوب اجرا میکند و گفتوگوهای جذاب بین لیمون و تنگرین، فیلم تبدیل به یک ماجراجویی اکشن لذتبخش میشود. فیلم بیش از حد طولانی است—میتوانست حدود بیست دقیقه از معرفی شخصیتها را کوتاهتر کند—اما فیلمنامه ریتم سریع و گاهی باهوشی دارد و صحنههای اکشن کوتاه و سرگرمکنندهاند. حسهایی از پالپ فیکشن در داستان چندشخصیتی و همافزایی خطوط داستانی وجود دارد. پایانبندی بهترینِ کار نیست و ضعفهایی مثل نبود امنیت در ایستگاهها کمی آزاردهندهاند، اما در کل سرگرمکننده و بیادعاست؛ شاید تا کریسمس یادت نماند ولی دیدن آدمها که روی پردهٔ بزرگ خوش میگذرانند لذتبخش است.
این فیلم تمامِ اکشن، مهارت و بدلکاریِ John Wick را با ضربآهنگ و بامزگیِ Hot Fuzz ترکیب میکند. انرژی بالا، رنگهای زنده، شخصیتهای خندهدار و اکشنهای عالی فیلم را به سفری وحشی و سرگرمکننده میبرد. هر شخصیت بزرگتر از زندگی و اغراقشده است ولی همه در این دنیای شاد و کمیک جا میگیرند. اجرای برد پیت در نقش قاتلی صلحطلب خندهدار است اما از کلیشه فاصله میگیرد. لیمونِ برایان تایری هنری سرگرمکنندهترین شخصیت است و از اولین ثانیه تا پایان تماشاگر را میخنداند. بازیگران مهمان خندهدار و اکشنهای خوب این فیلم رنگی را پُررونق کردهاند. با این حال برخی جلوههای بصری ضعیف در پایان حواس را پرت میکنند و مانع بالاتر رفتن امتیاز میشوند. با همهٔ عیوب، Bullet Train فیلمی شوخ، پویا و روشن است که دنیای جذابی میسازد و امیدوارم در آینده تولیدات بیشتری در همین فضا ببینیم.
یک سواریِ بهموقع، خندهدار و پُر از اکشن—در تمام مدت فیلم لحظهای حوصلهام سر نرفت.
فیلم واقعاً سرگرمکننده است و از نظر جهتگیری سیاسی هم خیلی فضاسازی ندارد. دربارهٔ نقدهای سایتها و امتیازدهیها حرفهای زیادی هست اما خودِ فیلم دربارهٔ یک قاتل بدشانس و کمی نادانی است که برد پیت نقشش را بازی میکند. فیلم ترکیبی از اکشن، کمدی، تعلیق و مقدار قابلتوجهی خون است که بستهٔ نسبتاً لذتبخشی ساخته. طنزها معمولاً دقیق روی مرز تبدیل به بچگانه شدن حرکت میکنند و فقط یکجا واقعاً باعث تاثر من شد. صحنههای اکشن در کل خوباند اما بهخاطر خیالپردازیِ هالیوود گاهی غیرقابلباور میشوند (مثل آویزان ماندن از بدنهٔ قطار تندرو). هستهٔ داستان با وجود اغراقها منطقی است چون بر اساس یک رمان نوشته شده، نه صرفاً محصولِ ذهن یک نویسندهٔ هالیوودی. در کل فیلم پر از خنده و لحظات سرگرمکننده است—پایان فیلم با کامیونِ نارنگی واقعاً خندهدار بود.
خلاصهٔ کوتاه: من معمولاً فقط اگر فیلم اکشن طنز داشته باشد میبینم و اگر بازیگری که دوست دارم حضور داشته باشد. Bullet Train همان چیزی بود که میخواستم: بامزه و در جاهایی سرگرمکننده، با خشونتی کارتونی که اغلب در این ژانر میبینیم. نیمهداشتم نیمهکاره کنار میگذاشتم چون داستان کمی سطحی و فرعیهایش من را جذب نکردند، اما اکشنِ سریع فیلم باعث شد تا پایان همراهی کنم. احتمالاً بار دوم تماشا نکنم، اما لحظات خوبی داشت.
فیلم پر از جلوههای زیبا، خشونتِ حسابشده و شادیِ سرگرمکننده است که یادآورِ ترکیبی از گای ریچی، گرت اِوانز و تارنتینو است—شلوغ، پرهیجان و در صورت خوشایند برای طرفداران ژانر مثل یک تزریقِ انرژی عمل میکند. لِیدیباگِِ برد پیت از خشونت خسته است و تصمیم میگیرد بیسلاح کار کند، اما سرنوشت خلافِ نقشهاش عمل میکند و قطار پر از دشمنان کشنده میشود. با وجود نماهای نزدیک و دیالوگهای پرحجم، بازیگران نگهدارندهٔ توجهاند و روایت تعدادی از حکایات (مثل داستان Wolf) بهخوبی اجرا شدهاند. فیلم تصویری چشمگیر دارد؛ فیلمبرداری رنگارنگ و غنی هر صحنه را ارتقا میدهد، و لیتچ در هدایت صحنههای اکشن مهارت دارد. هرچند همه چیز کاملاً یکپارچه نیست، اما فیلم ترکیب خوبی از اکشن، خشونت و طنز ارائه میدهد و ارزش چند بار دیدن را دارد. در کل فیلمی است طعمپسند که یا دوستش خواهید داشت یا از آن متنفر میشوید؛ برای من عیبهایش قابلچشمپوشی بودند چون سرگرمکننده است.
مجموعاً: اکشن-تریلری سرگرمکننده با بازیگری قوی و بدلکاری خوب به سبک دیوید لیتچ. چیز خاصی در خاطر نمیماند و پایان چند جلوهٔ بصری ضعیف دارد، اما در کل از تماشای آن لذت بردم. امتیاز حدوداً 3.25 از 5.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران