درس جنگ جهانی اول این است که نباید اجازه دهیم فراموش شود.
یادآور فیلم Atonement بود، هرچند شباهت کلی ندارد؛ فقط همان ایدهٔ محبوبی که به جنگ میرود و دیگری بهعنوان پرستار در ارتش خدمت میکند، مشترک است. در واقع این فیلم زندگینامهای از ورا بریتین جوان است که در انگلستان سال ۱۹۱۴ میگذرد. آرزویش ورود به دانشگاه آکسفورد برآورده میشود، اما همزمان جنگ جهانی اول...
درس جنگ جهانی اول این است که نباید اجازه دهیم فراموش شود.
یادآور فیلم Atonement بود، هرچند شباهت کلی ندارد؛ فقط همان ایدهٔ محبوبی که به جنگ میرود و دیگری بهعنوان پرستار در ارتش خدمت میکند، مشترک است. در واقع این فیلم زندگینامهای از ورا بریتین جوان است که در انگلستان سال ۱۹۱۴ میگذرد. آرزویش ورود به دانشگاه آکسفورد برآورده میشود، اما همزمان جنگ جهانی اول شروع میشود و رویاهایش را متوقف میکند، در حالی که عزیزانش در جنگ بهسر میبرند. او راه خودش را برای نجات آنها میجوید و تلاش میکند آنها را سالم به خانه بازگرداند. در این راه با دشواریهای فراوانی روبهرو میشود و فیلم درست زمانی که جنگ به پایان نزدیک میشود نیز خاتمه مییابد.
فیلم کمی طولانی بهنظر میرسد، اما همه چیز را پوشش میدهد و بدون شتابزدگی از حذف بخشهای مهم عبور نکرده است. این فیلم محتوای ضدجنگ دارد و مبارزات کسانی را که مستقیماً با جنگ درگیرند — مانند والدین، نامزدها، خواهر و برادرها و دوستان — نشان میدهد؛ بهویژه اثرات ویرانگر جنگ بر نسل جوان. همانطور که از عنوان برمیآید، ورا داستان را با بازخوانی خاطراتش روایت میکند. فیلم بیشتر بر تجربههای انسانی تمرکز دارد و صحنههای نبرد را تنها در چند لحظهٔ کوتاه مینمایاند.
آلیسیا ویکاندر در بهترین فرم خود است و بازیاش تاثیرگذار است. لوکیشنها و مناظری از نواحی روستایی بسیار زیبا هستند. صحنهٔ پایانی دل را میشکند و احساس ورا را به مخاطب منتقل میکند. کتابی که فیلم بر اساس آن ساخته شده بود در زمان خود پرفروش بود، اما در نهایت روایت زندگی یک فرد است، گرچه پس از آن جنگ جهانی دوم هم رخ داد. این فیلمی خوب دربارهٔ یک جنگ احمقانه است؛ اولین اشتباه بزرگ بشریت در دوران مدرن، که پس از آن اشتباهات دیگری نیز دنبال شد. امتیاز: 8/10
--------------------------------
من نسخهٔ تلویزیونی بیبیسیِ ۱۹۷۹ از خاطرات ورا بریتین را واقعاً دوست داشتم. در فیلم حالتی شبیه «نارنیا» وجود دارد؛ خانوادهاش در صلح و نسبی رفاه زندگی میکنند در حالی که او (آلیسیا ویکاندر) در فکر ادامهٔ تحصیل در کالج سامرویل است. برادرش ادوارد (تاران اجرتن) مشتاق پیوستن به ارتش است، اما پدرشان (دومینیک وِست) با این کار مخالف است و از ورا میخواهد او را قانع کند. این نقطهٔ آغاز ورود او به این درگیری است؛ ورود به دنیایی که او را در معرض وحشتهای فاجعهبار، چالشهای شخصی و عاطفی قرار میدهد و در نهایت زندگیاش را برای همیشه دگرگون میکند.
تنها برادرش نیست که میخواهد بجنگد؛ دوست او ویکتور (کُلن مورگان) و نامزدش رولند لیتون (کیت هارینگتون) نیز میخواهند به جبهه بروند و بدینترتیب او ناگهان احساس بیپناهی و سرگشتگی میکند، در حالی که زیر نظر خانم لورایمر (میراندا ریچاردسون) در دانشگاه تحصیل میکند اما ارزش آن را زیر سوال میبرد. مصمم به کمک عملی در تلاشهای جنگ، بعنوان پرستار داوطلب میشود و به فرانسه میرود، جایی که بهصورت مستقیم با تروما و پیامدهای آن روبهرو میشود. در طول دو ساعت بعدی فیلم، حس غرور، حساسیتها و خشونتِ بیرحم این جنگ به مخاطب منتقل میشود؛ نوعی خشونتِ بیمعنی و بنبست که اگر فداکاری کسانی نبود که حاضرند امروزشان را برای فردای دیگران بدهند، کاملاً بیثمر بهنظر میآمد.
فیلم از منظر تصویربرداری بسیار زیباست و ویکاندر تصویری ظریف اما قدرتمند ارائه میدهد، نه تنها از یک زن بلکه از نسلی کامل که برای چنین دورهای دلخراش و طولانی آماده نبودند. هارینگتون ظاهر خوشایندی دارد، اما برای این نقش چندان مناسب نیست و بازیاش کمی سبک بهنظر میرسد—شاید این سبکبودن تا حدی بیگناهی افسران معمول آن دوره را نشان دهد که با یونیفورم نو راهی جبهه شدند و فکر میکردند تا کریسمس همهچیز تمام میشود؛ اما بههرحال نقش او کمی ضعیف است. این اشکال کوچک باعث نمیشود که فیلم از جذابیت بیفتد؛ داستانی گیراست که دیدن دارد و مخاطب را به تأمل دربارهٔ تمایل مستمر انسان به یافتن راههای تازه برای کشتن یکدیگر وامیدارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران