فرانچسکا کابرینی، مهاجر ایتالیایی، پس از مشاهده بیماری و فقر در محلههای فقیرنشین نیویورک، سفری جسورانه را آغاز میکند تا شهردار متخاصم را متقاعد کند تا برای صدها کودک یتیم مسکن و مراقبتهای بهداشتی فراهم کند.
فرانچسکا کابرینی، مهاجر ایتالیایی، پس از مشاهده بیماری و فقر در محلههای فقیرنشین نیویورک، سفری جسورانه را آغاز میکند تا شهردار متخاصم را متقاعد کند تا برای صدها کودک یتیم مسکن و مراقبتهای بهداشتی فراهم کند.
کریستیانا دلآنا در نقش خواهر نامدار فیلم عملکردی قوی ارائه میدهد؛ زنی مصمم که میخواهد شبکهای از یتیمخانهها در چین راهاندازی کند تا از کودکان بیمار و فقیر حمایت کند. اصرار پیگیر او بر دریافت اجازه — و پول — از واتیکان بالاخره آنها را خسته میکند و او به رم دعوت میشود تا در نهایت جواب «نه» بشنود. حتی آنجا هم از مواضع خود...
کریستیانا دلآنا در نقش خواهر نامدار فیلم عملکردی قوی ارائه میدهد؛ زنی مصمم که میخواهد شبکهای از یتیمخانهها در چین راهاندازی کند تا از کودکان بیمار و فقیر حمایت کند. اصرار پیگیر او بر دریافت اجازه — و پول — از واتیکان بالاخره آنها را خسته میکند و او به رم دعوت میشود تا در نهایت جواب «نه» بشنود. حتی آنجا هم از مواضع خود کوتاه نمیآید و پس از دیداری متقاعدکننده با پاپ لئو سیزدهم (جیانکارلو جیانینی) موفق میشود اجازه بگیرد، اما نه برای چین، بلکه برای نیویورک! او به محلهٔ فرسودهٔ فایو پوینتس فرستاده میشود و ماجراجوییای آغاز میشود که تاب و استقامت او را میآزماید، زیرا رفتار تا حدی بیتفاوت آرشیاسقف (دیوید مورس) بیش از هر چیز به دلجویی از شهردار (جان لیتگو) میپردازد تا تسهیل خواستههای او برای تغییر بنیادین. جای تأمل دارد که در شهری که مهاجران بنیانگذار آن بودند، قطببندی شدیدی میان جوامع ایتالیایی، یهودی و ایرلندی وجود داشت و کمتر تحملی نسبت به دیگری نشان داده میشد. کابرینی متوجه میشود که نه مذهبش و نه جایگاهش بهعنوان راهبه قرار نیست کمکی کند — او باید بچههای محل را جذب کند و برای هر قدم پیشرفت بجنگد. چون این داستان تاریخی است، سرنوشت نهایی او را میدانیم، اما آلخاندرو مونتهورده تصویری شکیل و باکیفیتی ارائه کرده که در عین حال کشمکش و خطر را در جریان روایت حفظ میکند. ارادهٔ قاطع و لجبازانهٔ او — که در کنار انسانیت و شرافت فراوان نمایش داده میشود — خوب درآمده است. فیلم بسیار خوشساخت به نظر میرسد و روایت آن بهخوبی نقش کمرنگ زنان در جامعهای که خود را آزاد و دموکراتیک مینامید — چه در آمریکا و چه در ایتالیا — و نظام طبقاتیای را که به زندگی افراد محروم بیتوجه بود نشان میدهد. فیلم کمی طولانی است و در مقاطعی ریتم کند و داستان کشدار میشود، اما در کل بازگویی تأثربرانگیزی است از زندگی زنی که حاضر بود هر آنچه لازم است فدا کند تا به محرومان کمک شود.
فیلمی فوقالعاده!
نمیتوانم بگویم انتظار زیادی از «کابرینی» داشتم، چون نه تریلری دیده بودم و نه پیشزمینهٔ خاصی دربارهاش داشتم. شخصاً تنها در سینما تماشا میکردم که از نظر خودم خوشایند بود، هرچند شاید برای سرنوشت تجاری فیلم نشانهٔ خوبی نباشد. در عمل اما این یک اثر عالی است: بازیها درخشان، ریتم سنجیده، تصاویر بصری چشمگیر و موسیقی تأثیرگذار.
فیلمبرداری واقعاً عالی است؛ بارها به خودم گفتم «چه نماهای فوقالعادهای!» در بخش بازیگری، کریستیانا دلآنا اجرای فوقالعادهای در نقش اصلی دارد — چون چندان با سینمای ایتالیایی آشنا نیستم این اولین باری است که او را میدیدم و امیدوارم در آثار بیشتری ببینمش. جیانکارلو جیانینی هم درخشان است و حضور جان لیتگو و دیوید مورس هم خوشایند است.
روایت بسیار خوب و بر پایهٔ واقعیت است. تقریباً دو ساعت و بیست دقیقهٔ فیلم بهسرعت گذشت. شدیداً پیشنهاد میکنم اگر فرصت داشتید این فیلم را ببینید.
اهدای مراقبت، آرامش و دلسوزی به محرومان جهان بدون شک کاری والا اما طاقتفرسا و اغلب ناامیدکننده است، بهویژه وقتی درخواستها نشنیده گرفته شوند یا بیپاسخ بمانند. با این حال گاهگاه افرادی سر برمیآورند که بیوقفه برای کمبرخورداران میجنگند، همانگونه که مادر فرانچسکا کابرینی (کریستیانا دلآنا)، مهاجر ایتالیایی، چنین بود. پس از ورودش به نیویورک در 1889، این راهبهٔ کوچک اما پرشور از لمباردی به کار رسیدگی به هموطنانش — بهویژه کودکان یتیم و رهاشده — پرداخت؛ کسانی که به غذا، سرپناه و مراقبت پزشکی احتیاج داشتند. او نخستین بنیاد خیریهٔ خود را برپا کرد و رؤیای گسترش این شبکه به سراسر جهان را در سر داشت. با جلب توجه یک خبرنگار نیویورک تایمز (جرمی باب) موفق شد آگاهی عمومی نسبت به وضعیت این مهاجران را افزایش دهد، حمایتهایی جذب کند و نگرشهای تبعیضآمیز جامعه و ادارهٔ شهری نیویورک، از جمله شهردار جان لیتگو را به چالش بکشد. در کنار همهٔ اینها، او با مشکلات سلامت شخصیای نیز دستوپنجه نرم میکرد که سالها سایهافکن زندگیاش بود.
آلخاندرو مونتهورده در آخرین اثرش زندگینامهای مفصل و خوب روایتشده از زنی ارائه میدهد که در زمانی که شرایط بر ضد او بود، بهخاطر جنسیت و ملیتش و حتی گاه بهعنوان نمایندهٔ کلیسا دست برنداشت. طراحی تولید عالی فیلم، کیفیت ساخت مناسب دوراننما و فیلمبرداری زیبا به ارزش اثر میافزایند، همانطور که اجراهای دلآنا و لیتگو و سایر بازیگران نقشهای مکمل نیز مؤثرند. با این حال، این فیلم کمی طولانی است و گاهی مشکلاتی در ریتم، تکبعدی بودن برخی شخصیتها، عناصر بیش از حد دراماتیک (بهخصوص در موسیقی متن) و پسزمینهٔ شخصیتها دارد. با این وجود «کابرینی» داستانی الهامبخش و روحافزا از کسی را بازگو میکند که دستاوردهای زیادی داشت اما به اندازهٔ شایستگیاش مورد توجه قرار نگرفته است؛ این فیلم تا حدی آن کمتوجهی را جبران میکند و به ما یادآوری میکند که هر یک از ما میتوانیم در تحقق رؤیای او برای ایجاد امپراطوریای از امید در جهان سهمی داشته باشیم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران