داستان این فیلم دربارهی فردی به نام «فورست گامپ» میباشد که روی نیمکت نشسته و منتظر اتوبوس است. او در همانجا، برای افراد مختلف، گوشههایی از داستان زندگی خود را نیز تعریف میکند که مصادف با اتفاقات مهم دوران تاریخی آمریکا نیز میباشد.
داستان این فیلم دربارهی فردی به نام «فورست گامپ» میباشد که روی نیمکت نشسته و منتظر اتوبوس است. او در همانجا، برای افراد مختلف، گوشههایی از داستان زندگی خود را نیز تعریف میکند که مصادف با اتفاقات مهم دوران تاریخی آمریکا نیز میباشد.
برندهٔ ۶ جایزه اسکار؛ در مجموع ۵۱ جایزه و ۷۴ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان12
بهترین فیلمی که تا بهحال دیدهام.
«فارست» (تام هنکس) شاید باهوشترین آدم نباشد، اما قلبی از طلا و حس بینظیری از شرافت انسانی دارد. این ویژگیهای تحسینبرانگیز نتیجه تربیت مادری (سالی فیلد) است که او را از پسری مورد آزار در آلاباما — پسری که کشف میکند میتواند سریعتر از متوسط بدود — به نوعی قهرمان ملی بدل میکند. همه اینها را از زبان خودش میشنویم؛...
بهترین فیلمی که تا بهحال دیدهام.
«فارست» (تام هنکس) شاید باهوشترین آدم نباشد، اما قلبی از طلا و حس بینظیری از شرافت انسانی دارد. این ویژگیهای تحسینبرانگیز نتیجه تربیت مادری (سالی فیلد) است که او را از پسری مورد آزار در آلاباما — پسری که کشف میکند میتواند سریعتر از متوسط بدود — به نوعی قهرمان ملی بدل میکند. همه اینها را از زبان خودش میشنویم؛ او در ایستگاه اتوبوس نشسته و ابتدا با یک پرستار بیتفاوت و سپس با گروهی از همسفران حرف میزند که درباره اعزامش به ویتنام میشنوند. در آنجا با «لیفتننت دن» (گری سینیز) و بهترین دوست جدیدش «بابا» (مایکلتی ویلیامسون) آشنا میشود و با حس ذاتیاش از کار درست، زندگیها را نجات میدهد و مورد تحسین یک ملت سپاسگزار قرار میگیرد.
روزهای خدمت نظام برای او تجربههای زیادی به ارمغان میآورند، از جمله مهارت غیرمنتظرهای در پینگپنگ. او به تیم پینگپنگ آمریکا در چین میپیوندد و از راههای غیرعادیای پول بهدست میآورد که او را دوباره با لیفتننت دن — که حالا ویلچرنشین و ناامید شده — متحد میکند و سپس با گرفتن سود از صید میگو وضعش بهتر میشود، تا اینکه به خانه بازمیگردد و با درامهای خانوادگی نسبتاً قابل پیشبینی روبهرو میشود. تمام این ماجراها در قالب داستانی از دلتنگی نسبت به عشق واقعیاش «جنی» (رابین رایت) روایت میشود؛ آنها از کودکی دوست بودهاند، اما روحیه آواره او باعث شد عشق فارست آنطور که او نیاز داشت، تأمین نشود. آیا برایشان آیندهای وجود دارد؟
رابرت زمهکیس با استفاده از چارچوب زمانی آغازشده از دهه ۱۹۵۰، داستان مردی را میسازد که از تنشهای نژادی، جنگ و آزار سر برآورده و قویتر و پرتکریمتر شده است؛ او با وجود هوش پایین، میتواند کسانی را که از لحاظ فکری بالاتر هستند، شرمنده کند. تصاویر و ترفندهای فیلم که او را در پخشهای تلویزیونی قرار میدهد، وقتی با تعجب به تماشاگرانی نگاه میکند که کمکم به او علاقهمند میشوند، جذاب و سرگرمکنندهاند. باید اعتراف کنم بخش دویدن در پایان فیلم برایم کمی دشوار بود، اما هنکس با تجسم عزم و درستکرداری، و اقتباس اریک راث از رمان وینستون گروم، فرصت زیادی برای تأمل فلسفی فراهم میکند و همزمان در موقعیتهای جدی و مضحک لحظاتی خندهدار خلق میکند.
مثل خودِ زندگی، این فیلم شبیه جعبهای از شکلاتهاست؛ همهشان را دوست نداشتم، اما تعداد زیادی ازشان لذتبخش و قابل تأمل بودند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران