با پایان یافتن جنگ جهانی دوم و اشغال آلمان، مقاومت لهستان و نیروهای روسی در تلاش برای به دست گرفتن رهبری در لهستان کمونیستی به مقابله با یکدیگر می پردازند.
با پایان یافتن جنگ جهانی دوم و اشغال آلمان، مقاومت لهستان و نیروهای روسی در تلاش برای به دست گرفتن رهبری در لهستان کمونیستی به مقابله با یکدیگر می پردازند.
ساخت این فیلم نکات برجسته زیادی دارد — کارگردانی، نماها، کیفیت لحن و ریتمبندی. شاید درخشانترین ویژگیاش این باشد که کل اثر تماشاگر را دچار احساس خفگی و محبوسشدگی میکند. با این حال باید اعتراف کرد که فیلم کمی کهنه بهنظر میرسد.
شاید تصور شود در ۸ می ۱۹۴۵ مردم لهستان متحدانه از شکست نازیها جشن گرفتهاند، اما این فیلم بهطرزی ماهرانه ترکیبی از شادی و...
ساخت این فیلم نکات برجسته زیادی دارد — کارگردانی، نماها، کیفیت لحن و ریتمبندی. شاید درخشانترین ویژگیاش این باشد که کل اثر تماشاگر را دچار احساس خفگی و محبوسشدگی میکند. با این حال باید اعتراف کرد که فیلم کمی کهنه بهنظر میرسد.
شاید تصور شود در ۸ می ۱۹۴۵ مردم لهستان متحدانه از شکست نازیها جشن گرفتهاند، اما این فیلم بهطرزی ماهرانه ترکیبی از شادی و دلهره را نشان میدهد؛ کسانی که با هم علیه اشغالگران جنگیده بودند حالا در مقابل نظم اجتماعی جدید قرار میگیرند؛ آزادیخواهان لهستانی از یک سو و کمونیستهای مآبِِ طرفدار شوروی از سوی دیگر. این قطببندی در شخصیتهای «Maciek» (Zbigniew Cybulski) و «Andrzej» (Adam Pawlikowski) تجسم مییابد که مأموریتی برای ترور — بهصورت واقعی — رهبر کمونیست و وزیر جدید «Szczuka» (Waclaw Zastrzezynski) دارند. آنها در اجرای سوءقصد ناکام میمانند و آدمهای بیگناه کشته میشوند — و این تازه آغاز تقابلهای خشونتآمیز میان متحدان پیشین است که حتی وفاداریهای خانوادگی قوی را هم بهشدت بهخطر میاندازد. در عین حال فرصتی برای کمی عاشقانه هست: «Maciek» جذب «Krystyna» (Ewa Krzyzewska) میشود و با رشد این رابطه آرزوی زندگی آرام، کار و تشکیل خانواده را در سر میپروراند. سؤال این است که آیا او میتواند از سیاست فاصله بگیرد و آرام بگیرد، یا این دغدغهها چنان در او ریشهدار شدهاند که ماندنش حادثهای خطرناک برای آنچه دوست داشته میشود، ایجاد میکند؟
این یکی از تأثیرگذارترین روایتهای «پیروزی پس از جنگ» است؛ شخصیتها سرشار از تناقض و چالشاند و کارگردان (Andrzej Wajda) نگاهی گستردهتر به بازماندگان جامعه لهستان دارد، جامعهای که بازسازی آن آسان نخواهد بود. مردمی خسته و افسردهاند که برای فرونشاندن غمها و آرزوهایشان به شیشهای ودکا پناه میبرند؛ در همین نکته فرصتی برای طنزی تلخ فراهم میشود، که تا حد زیادی بهخاطر اجرای موفق Stanislaw Milski در نقش «Pieniazek» است. رقابت ریاکارانه برای کسب موقعیت و امتیاز در نظم جدید هم بخش دیگری از فیلم است. تلخی اوضاعشان با تصویربرداری شیک و گاه هولناک فیلم خوب منتقل میشود. دانستن تاریخچهٔ واقعیِ آن دوره — و آنچه در زمان ساخت فیلم (۱۹۵۸) نیز در حال رخدادن بود — افزون بر جذابیتِ تقابلِ انتخابهای سیاسی و شخصی، باعث میشود فیلم تماشای ارزشمندی باشد؛ در اصل دربارهٔ انسانها و آرمانهاست.
این اولین تجربهٔ من با آثار وایدا بود و از آن واقعاً لذت بردم. بازی Cybulski عالی است و صحنهٔ میخانه که او شاتهای ودکا را روشن میکند بینقص اجرا شده. نماهای او از پشت پلهٔ نقشدار در سیاهوسفید، مخصوصاً با عینک آفتابیاش، فوقالعادهاند. در بخشهای سیاسی داستان کمی سر در گم شدم، اما هرگز کسل نشدم؛ از خطِ عاشقانه و صحنهٔ منشی مست هم خوشم آمد. تصویری که در پایان از خون که از زیر ملحفه بیرون میزند بسیار قوی است و آخرین نما که او را در حال دویدن از میان نوعی زمین بایر نشان میدهد، پایان خوبی است. امتیاز: 3.5/5
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران