برندهٔ ۳ جایزهٔ اسکار؛ در مجموع ۱۰ جایزه و ۵ نامزدی.
عازم سرزمین موعود، واقعاً.
یکی از آخرین حماسههای بزرگِ موفقِ استودیوی MGM، How the West Was Won هنوز هم بهاندازهای کیفیت دارد که ستایشبرانگیز باشد. فیلم که بر پایهٔ مجموعهای با همین نام منتشرشده در مجله Life (۱۹۵۹) شکل گرفته، روایتی خانوادگی دارد: خانوادهٔ پرسکات که در ۱۸۳۹ عازم غرب میشوند. داستان در پنج بخش جریان دارد که هر بخش را سه کارگردان مختلف هدایت کردهاند:...
عازم سرزمین موعود، واقعاً.
یکی از آخرین حماسههای بزرگِ موفقِ استودیوی MGM، How the West Was Won هنوز هم بهاندازهای کیفیت دارد که ستایشبرانگیز باشد. فیلم که بر پایهٔ مجموعهای با همین نام منتشرشده در مجله Life (۱۹۵۹) شکل گرفته، روایتی خانوادگی دارد: خانوادهٔ پرسکات که در ۱۸۳۹ عازم غرب میشوند. داستان در پنج بخش جریان دارد که هر بخش را سه کارگردان مختلف هدایت کردهاند: «رودخانهها»، «دشتها» و «راهزنان» به کارگردانی هنری هاتاوی؛ «جنگ داخلی» از جان فورد؛ و «راهآهن» از جورج مارشال.
فیلم بهصورت منحصربهفردِ سینراما (Cinerama) فیلمبرداری شده است—فرآیندی که سه دوربین همزمان را به کار میگرفت تا تصویری فراگیر برای مخاطب پدید آورد—و از بازیگران ستاره و چهار سینماتوگرافر بزرگ بهره میبرد: ویلیام اچ. دنیلز، میلتون کراسنر، چارلز لنگ جونیور و جوزف لاشل. این فیلم با گستردگی داستانیاش چشماندازهای وسیعی میطلبد و گروه تصویربرداری در خلق قابهایی شاعرانه و چشمنواز موفق بودهاند.
فیلم کامل و بدون نقص نیست؛ حق است که برخی نقدها از کند شدن ریتم در انتها (مثلاً با طعنهٔ قطار بخار که در فیلم پررنگ است) و بعضی پیچیدگیهای داستانی را مطرح میکنند. اما وقتی فیلم اوج میگیرد، واقعاً عالی است: صحنهٔ رافتینگ در سفرهای پرخطر، حملهٔ چِیِنه، هجوم گلهٔ گاومیشها و سرقت قطار—هرکدام میتوانند نقطهٔ اوج یک فیلم جداگانه باشند. حتی قطعات موسیقایی و آوازها هم لذتبخشاند، بهویژه آنهایی که حول شخصیت شاد و پرانرژی دِبی رینولدز میچرخند. نسخههای خانگی فیلم نیز اکنون به کیفیتی رسیدهاند که ارزش سرمایهگذاری و تماشا دارند.
بخشها بهترتیب:
- «رودخانهها» (۱۸۳۹، کارگردان: هنری هاتاوی): آغاز فیلم ممکن است با فضای ملایم و گاه تصنعیاش برای بعضی تماشاگران ناخوشایند باشد؛ اما با رویارویی کاروان با راهزنان رودخانهای و تبدیل ناگهانی از فضای خانوادگی به خشونت خشن، لحظات واقعیِ تنش و هیجان پدید میآیند. بازیگران زنِ این بخش—کارول بیکر، دِبی رینولدز و بریگید بیزلِن—درخشاناند.
- «دشتها» (۱۸۵۱، کارگردان: هنری هاتاوی): لیلیت پرسکات (رینولدز) در سنتلوئیس به عنوان آوازخوان کلوپ روی صحنه میرود و اعلام میشود که از کالیفرنیا معدن طلا به ارث برده است. این بخش با زیبایی رینولدز و چند نما و قطعهٔ موسیقایی جذاب و همچنین حملهٔ مهیب چِیِنه به کاروان برجسته است.
- «جنگ داخلی» (۱۸۶۱–۱۸۶۵، کارگردان: جان فورد): ضعیفترین بخش مجموعه است؛ صحنههای مربوط به گِرَنت و ژنرال شرمن محسوساً استودیوییاند و بازسازی نبرد شیلو تقریباً ناتمام بهنظر میرسد، که نتیجهاش دلزدگی است.
- «راهآهن» (۱۸۶۸، کارگردان: جورج مارشال): پس از جنگ، زِب (جورج پِپَرد) در سوارهنظام خدمت میکند و با شکارچی بوفالوی کهنهکار، جِترو استوارت (هنری فوندا) رفاقت میکند. اما یک کارتل راهآهنِ تندخو (با بازی ریچارد ویدمارک) با نقض قراردادها موجب انتقام گرفتن بومیان و هجوم گاومیشها به اردوگاه راهآهن میشود—صحنهای تأثیرگذار و بهیادماندنی.
- «راهزنان» (۱۸۸۹، کارگردان: هنری هاتاوی): لیلیت بیوه به مزرعهای در آریزونا نقلمکان میکند و زِب به همراه خانواده برای مراقبت از آن میآید. زِب (که اکنون مارشال است) از سوی یک قانونشکن تبهکار تهدید میشود؛ بهجای انتظار، او و همکارانش تصمیم میگیرند با یک ترفند روی قطار و محمولهٔ طلای بزرگ، تبهکار و باندش را غافلگیر کنند. اوج اکشن و تعقیب در این بخش برای زمان خود تأثیرگذار است و هنوز هم در نوع خود سرگرمکننده است.
فیلم در مجموع مجموعهای از داستانهای نسبتاً جدا اما به هم پیوسته است، با چند شخصیت که بین بخشها تکرار میشوند. نه فِیلمی عظیمتر از آنچه باید باشد، بلکه فیلمی بزرگ است؛ ویژگی منحصربهفردش، بازیهای متعدد ستارهها، موسیقی درجه یک آلفرد نیومن و تلاش بیمحابا برای سرگرم کردن مخاطب در سطوح گوناگون است. اگر حاضرید با ویژگیها و گسیختگیهای قالب آن کنار بیایید، آثار فراوانِ خوب در این اثر هست که نمرهٔ بدی به آن ندهد.
نقاط قوت: موسیقی برجسته، تصویرسازی وسیع و شاعرانه، صحنههای اکشن بهیادماندنی، بازیگران توانمند.
نقاط ضعف: ناپیوستگی ریتم در برخی مقاطع، بخش جنگ داخلی ضعیف و گاهی لحن روایت (سخنان روایتگر اسپنسر تراسی) به سمت احساساتگرایی اغراقآمیز متمایل میشود.
مدت زمان: حدود ۱۶۴ دقیقه. لوکیشنهای فیلم شامل ایالتهای شرقی مانند کنتاکی و ایلینوی و مناطق غربی مانند داکوتای جنوبی، یوتا، آریزونا، کالیفرنیا و اورگن بودند.
برای طرفداران وسترن دشوار است که این فیلم را نپسندند؛ هم جدیترین علاقهمندان ژانر را راضی میکند و هم تماشاگرانِ عادی را جذب مینماید. واقعاً نمونهایست از اینکه «مثل قدیمها دیگر نمیسازند.» امتیاز کلی: 8/10 (یا درجهٔ B).
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران