یک خانم خانه دار اهل برنتوود و همسرش که دادستان منطقهاست، یک مالک فروشگاه که ایرانیست، دو کارآگاه پلیس که عاشق و معشوق هم هستند، یک کارگردان تلویزیونی سیاه پوست آمریکایی و زنش، یک کلید ساز مکزیکی، دو رباینده ماشین، یک پلیس تازه کار و زوج میانسال کرهای، همه در لوس آنجلس زندگی میکنند و ...
یک خانم خانه دار اهل برنتوود و همسرش که دادستان منطقهاست، یک مالک فروشگاه که ایرانیست، دو کارآگاه پلیس که عاشق و معشوق هم هستند، یک کارگردان تلویزیونی سیاه پوست آمریکایی و زنش، یک کلید ساز مکزیکی، دو رباینده ماشین، یک پلیس تازه کار و زوج میانسال کرهای، همه در لوس آنجلس زندگی میکنند و ...
برندهٔ ۳ جایزهٔ اسکار؛ جمعاً ۶۶ جایزه و ۱۱۲ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان830
درام روانشناختی برانگیزاننده
گروههایی از مردم با پیشینههای قومی و سطحهای اجتماعی-اقتصادی متفاوت در لسآنجلس، طی یکی دو روز در زمان کریسمس با هم برخورد میکنند. این افراد عبارتاند از:
- یک پلیس سفیدپوست که از پیامدهای منافعرسانی مثبت ناخرسند است و از مقامش سوءاستفاده میکند (مت دیلون)؛
- شریک جوان سفیدپوست او که با این رفتارها مخالف است و فعالانه سعی میکند مقابله کند (رایان فیلیپه)؛
- یک...
درام روانشناختی برانگیزاننده
گروههایی از مردم با پیشینههای قومی و سطحهای اجتماعی-اقتصادی متفاوت در لسآنجلس، طی یکی دو روز در زمان کریسمس با هم برخورد میکنند. این افراد عبارتاند از:
- یک پلیس سفیدپوست که از پیامدهای منافعرسانی مثبت ناخرسند است و از مقامش سوءاستفاده میکند (مت دیلون)؛
- شریک جوان سفیدپوست او که با این رفتارها مخالف است و فعالانه سعی میکند مقابله کند (رایان فیلیپه)؛
- یک کارگردان تلویزیونی سیاهپوست که از احساس تحقیر ناشی از نژادپرستی رنج میبرد و در نهایت منفجر میشود (ترنس هوارد)؛
- همسر روشنپوست او که نمیداند چه زمانی باید ساکت بماند (تاندی نیوتون)؛
- یک قفلساز هیسپانیک و دختر کوچکش که انگار «شنل نامرئیِ غیرقابل نفوذی» دارد (مایکل پینا)؛
- یک فروشنده ایرانی که بعد از تخریب وحشیانهٔ مغازهاش نیاز به یک آدم برای مقصر جلوه دادن دارد، همراه با همسر و دخترش؛
- دو دزد ماشین سیاهپوست (لوداکریس و لارنز تیِیت)، دومی برادر کوچکتر یک کارآگاه به نام گراهام (دان چیدل)؛
- شریک و دوستدختر زیباروی گراهام، ریّا (جنیفر اسپوزیتو)، و مادر او که خدمتکار خانۀ دادستان (با بازی برندن فریزر) و همسرش (با بازی ساندرا بولاک) است؛
- و یک مرد آسیایی که در بیمارستان بستری است و همسر مضطربش که میدود تا ببیند زنده است یا مرده.
«Crash» یادآور درامی دیگر از لسآنجلس، شاهکار 1991 یعنی «Grand Canyon» است، اما ظرایف و نکات کافی دارد که مستقل بایستد. برای یک نکته، «Crash» جدیتر و تاریکتر است.
این فیلم داستانی پیچیده با چند خط داستانی درهمتنیده دارد؛ این یک فیلم سرگرمی سطحی و بیمغز نیست. تماشای سطحی برای درک آن کافی نیست. بسیاری از نقدهای منفی مربوط به کسانی است که فیلم را با دقت تماشا نکردهاند و بعد به شکلی نارسا آن را محکوم کردهاند.
فیلم دربارهٔ فراتر از نژادپرستی است؛ دربارهٔ کلیشهها، ریاکاری، سوءاستفاده از قدرت، ظرفیت نیکی یا بدی در هر روح انسانی، فرصتهای دوباره، اصلاح غیرمستقیم و شرم، فداکاری، رستگاری، بخشش، «کاسهٔ صبر لبریز»، مردانگی و از مردافتادگی، بخشیدن یک فرصت به دیگری، دوستی واقعی، سوءتفاهمها، جانبداری و موارد دیگر است.
هشدار: اسپویلر
همهٔ شخصیتها نژادپرست نیستند، همانطور که برخی منتقدان اصرار دارند. شخصیت برندن فریزر هیچ نشانهای از نژادپرستی نشان نمیدهد و تنها دلیلی که همسرش (بولاک) با جملات باردار از بار نژادی منفجر میشود این است که تازه مورد سرقت قرار گرفته و از سوی دو جوان سیاهپوست با اسلحه به زمین انداخته شده است. شما یا من بعد از چنین تجربهای چگونه واکنش نشان میدهیم؟ همچنین، شریک پلیس شخصیت مت دیلون در حقیقیترین معنای کلمه نژادپرست نیست؛ چرا که او بهطور رادیکال از کارگردانی که عصبی شده دفاع میکند و جوان سیاهپوستی را که پیادهروی میکند سوار میکند. (اتفاقات بعدی یک سوءتفاهم است، نه نژادپرستی واقعی). کارآگاهان گراهام و ریّا و مادر خدمتکار ریّا چه؟ (بله، گراهام یک اظهار نظر توهینآمیز دربارهٔ لاتینیها دارد، اما همین؛ او را نمیتوان نژادپرست خواند). اینها همه شخصیتهای اصلی هستند.
انتقاد دیگری این است که تمام شخصیتها «در اصل کلیشههای تکبعدی نژادی» هستند. این کاملاً نادرست است. گراهام و ریّا (سیاهپوست و لاتینی) کارآگاهان موفقی هستند؛ کامرون کارگردان تلویزیونی موفقی است؛ و قفلساز هیسپانیک مردی خانوادهگرا و کارگر است، نه مجرم یا عضو باند. بله، کسانی وجود دارند که مطابق کلیشهها رفتار میکنند، مثل دو دزد جوان سیاهپوست و پلیس سفیدپوست نژادپرست/سوءاستفادهگر، اما یکی از دزدان نسبت به سبک زندگی و ریاکاری خودش احساس شرم میکند و پلیس نژادپرست حاضر است برای نجات زنی رنگینپوست جانش را بهخطر بیندازد و بهاینترتیب تا حدودی خود را جبران کند (علاوه بر اینکه شریک سفیدپوست او هرگز یک نژادپرست سادیست نیست که از قدرتش سو استفاده کند).
یک منتقد فیلم را با این سؤال چندگزینهای مورد تمسخر قرار داد: «در یک تصادف رانندگی در خیابانی شلوغ شرکت دارید. رانندهٔ دیگر آسیایی است. چه میکنید؟ (الف) منتظر میمانید تا پلیس برسد و ببینید طرف مقابل حالش خوب است؛ (ب) اطلاعات بیمه را رد و بدل میکنید؛ (ج) فریاد میزنید و میگویید: “لعنتی، ‘چینکها’ بلد نیستند رانندگی کنند!”»
این سناریوی تصادف در داستان هست، اما منتقد برخی جزئیات مهم را حذف کرده: زنی و مردی از عقب بهوسیلهٔ زنی آسیایی دچار تصادف میشوند. چرا با پلیس تماس نمیگیرند؟ چون خودِ آنها پلیساند و پلیسهای دیگری هم در صحنه هستند. چرا کارآگاه زن جواب زن آسیایی را میدهد؟ چون او در حال انفجار هیجانی است و از او الفاظ نژادپرستانه میپرتاب میکند. بههمین دلیل کارآگاه جواب میدهد، و علاوه بر آن او در موقعیت قدرت و مسئولیت است. چرا زن آسیایی اینقدر مضطرب است؟ چون عجله دارد به بیمارستان برود تا ببیند آیا همسرش زنده است یا نه. بنابراین سؤال طعنهآمیز چندگزینهای به واقعیت فیلم نمیخورد.
پایان اسپویلر
انتقاد دیگر این است که نژادپرستی در فیلم بهصورت واضح و نه زیرپوستی نمایش داده شده، در حالی که در زندگی واقعی اغلب ظریفتر است. اما آیا تا به حال کسی را ندیدهاید که مانند شخصیتها منفجر شود؟ من دیدهام. در شهری به وسعت لسآنجلس، چند اتفاق اینچنینی در بازهٔ ۳۶ ساعت رخ میدهد؟
فیلم صحنههای پر احساس و دشواری دارد، اما لحظاتی از عشق، امید، رستگاری و بخشش نیز بهروشنی دیده میشود. اگر حوصلهٔ یک درام روانشناختی خوب و دقیق با بینشهای متعدد دربارۀ طبیعت انسانی را دارید، این فیلم را از دست ندهید.
مدت فیلم ۱ ساعت و ۵۴ دقیقه است و در ناحیهٔ لسآنجلس فیلمبرداری شده است.
نمره: A
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران