هشدار: لو دادن داستان
بگذارید از همین اول بگویم که این فیلم درباره حمله تروریستی در آمریکا نیست، بلکه درباره تروریستهای بومی در آلمان است، دقیقتر: هامبورگ. در آنجا کاتیا (دایان کروگر) با نوری سکِرچی (نومان آکار)، یک مهاجر کُرد، ازدواج کرده است. این زوج یک پسر پنجساله به نام روکو دارند. نوری صاحب یک دفتر است که به مهاجران جدید در ترجمه مدارک و امور...
هشدار: لو دادن داستان
بگذارید از همین اول بگویم که این فیلم درباره حمله تروریستی در آمریکا نیست، بلکه درباره تروریستهای بومی در آلمان است، دقیقتر: هامبورگ. در آنجا کاتیا (دایان کروگر) با نوری سکِرچی (نومان آکار)، یک مهاجر کُرد، ازدواج کرده است. این زوج یک پسر پنجساله به نام روکو دارند. نوری صاحب یک دفتر است که به مهاجران جدید در ترجمه مدارک و امور اداری کمک میکند و یک روز کاتیا در حالی که پیش دوستی رفته بود، پسرشان را آنجا میگذارد. هنگام خروج با دختری برخورد میکند که دوچرخهاش را رها کرده و آن را قفل نکرده بود.
همان شب که به خانه بازمیگردد، میبیند خیابان منتهی به دفتر بسته شده و چراغهای پلیس ساختمانها را روشن کردهاند. وقتی میایستد و پیاده میشود، دفتر را درحال انفجار میبیند؛ بمبی در بیرون دفتر منفجر شده و نوری و روکو فوری جان خود را از دست دادهاند.
کاتیا از این حادثه متلاشی میشود و از همه تلاشش برای حفظ تعادل روانی بهره میگیرد. دوست و والدینش پیش او میمانند تا مراقبش باشند. یک شب که بیرون میرود با دوست و وکیلی تماس میگیرد و او دارویی را که یکی از موکلانش جا گذاشته به او میدهد تا درد درونیاش را تحمل کند. این وکیل قبلاً هم برای نوری و کاتیا کار میکرد؛ نوری زمانی فروشنده مواد مخدر بود اما داشتن فرزند همهچیز را تغییر داد و سالها بود که آنها پاک زندگی میکردند.
او همه چیز را به پلیس میگوید از جمله دختر جوانی که دیده بود و تحقیقات آغاز میشود. اما بهجای جستوجوی حقیقت، به نظر میرسد پلیس بیشتر روی نوری بهعنوان یک مهاجر و احتمالاً تروریست تمرکز میکند. با توجه به سابقهاش، خانه را بازرسی میکنند و داروها را پیدا میکنند اما افسر مسئول او را آزاد میگذارد. با اینحال تمرکز پلیس همچنان بر تروریستهای اسلامی است و شرح دختری که کاتیا داده بود نادیده گرفته میشود، تا اینکه شخص دیگری او را لو میدهد.
در نهایت مشخص میشود عاملان انفجار نئونازیهایی به نامهای آندره (اولریش براندهوف) و ادا مولر (هانا هیلزدورف) بودهاند. با داشتن شواهد، دادستان از آنها شکایت میکند و محاکمه آغاز میشود. این بخش از فیلم جذاب است و نشان میدهد پروندهها چقدر متفاوت از آنچه در جاهای دیگر میبینیم اداره میشوند. هر روز کاتیا باید با بحث در مورد مرگ عزیزانش روبهرو شود و او در ذهن خودش مطمئن است که این دو نفر خانوادهاش را نابود کردهاند.
با پیشرفت محاکمه این پرسش پیش میآید که دفاع تا چه حد میتواند پیش برود. همه گذشته بر محور دفاع وارد میشود تا تمرکز را از متهمان بردارند. دفاع تلاش میکند شواهدی را که در خانه پدر آندره پیدا شده — مردی که با خبر کردن پلیس موجب دستگیری آنها شد — بیارزش جلوه دهد. معلوم نیست این خط دفاع به سود متهمان خواهد شد یا به سود کاتیا. اما رسیدن به عدالت و انتقام دو چیز متفاوتاند که باید در نظر گرفت.
فیلم خوب ساخته شده و بازیها قابلتوجه است؛ کروگر بار دیگر اجرای درخشانی ارائه میدهد. او از ابتدا تا پایان در مرکز صحنه است و کل فیلم حول شخصیت او میگردد. این شخصیت پیچیدهای است که دائم دچار هیستری نیست اما در طول فیلم بهواسطه شرایطش از هم میپاشد. کروگر او را باورپذیر میسازد و درد او گاهی ملموس است.
فیلم قطعاً داستانی افسردهکننده دارد و با نوسانهایی جلو میرود. با وجود اجرای فوقالعاده کروگر، برای من دشوار بود خیلی عمیق با شخصیت و وضع او درگیر شوم. با این حال فیلم تماشایی و ارزش دیدن دارد.
بازیگری: عالی. حس انسانی: عالی. اما نباید هویتها را با هم خلط کرد؛ کردها لزوماً ترک نیستند. آوردن نازیها در اینجا میتواند برداشت بیننده از ماهیت شرّ را مخدوش کند.
---
متأسفانه سطحی
«در آلمان ما بهشدت با رشد نئونازیها مشکل داریم و اینکه نئونازیها و نژادپرستان حالا چگونه به مرکز جامعه رسیدهاند. در دههٔ نود میشد دشمن را دید: اسکینهِدها، احمق و خشن. اما الان آنها چه میپوشند؟ چطور به نظر میرسند و چگونه حرف میزنند؟ اکنون آنها بسیار باهوشاند. ما پروندههای معروف NSU را داشتیم. بین ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۷ گروهی سهنفره از نئونازیها، دو مرد و یک زن، ده نفر را کشتند؛ نه مهاجر — هشت نفر با پیشینهٔ ترک یا کرد و یک نفر با پیشینهٔ یونانی — و یک مأمور پلیس آلمانی. تا سال ۲۰۱۱ پلیس، جامعه و رسانهها فکر میکردند این قتلها کار مافیای ترک بوده است. چون قربانیان با یک اسلحه کشته شده و ترک بودند، مردم میگفتند «اینها لابد قاچاقچی مواد بودهاند یا با فحشا مرتبطاند.» این همان نژادپرستی جامعه است. در نوامبر ۲۰۱۱ مشخص شد که این قتلها توسط این گروه انجام شده و این کشف هم شانسی بود — نه بهخاطر یک تحقیق موفق پلیسی.»
— فاتیح آکین
فاتیح آکین، نویسنده و کارگردانِ Aus dem Nichts (از هیچ)، آدمی سیاسی است؛ او فیلمهای سیاسی میسازد و در زندگی شخصی هم بیپروا موضع میگیرد. آکین خود را آلمانی-ترک میداند؛ در هامبورگ به دنیا آمده اما والدینش هر دو ترکاند و در موج اول مهاجرت ترکها به آلمان پس از رونق اقتصادی دهههای پنجاه و شصت به آنجا آمده بودند. او در آلمان میزیَد و کار میکند و اگرچه تقریباً همه فیلمهایش در آلمان ساخته میشوند (استثنای قابلتوجه The Cut)، و همه با بودجهٔ آلمانی، او خود را سینماساز ترک میداند. وقتی در ۲۰۰۷ جایزه بهترین فیلمنامه کن را برای Auf der anderen Seite برد، آن را «به نمایندگی از سینمای ترکیه» پذیرفت. یکی از جنجالیترین اقدامهایش در ۲۰۰۶ پوشیدن تیشرتی با کلمهٔ «BU卐H» بود (حرف S با صلیب شکسته جایگزین شده بود). نمایش علنی صلیب شکسته در آلمان خلاف قانون است و پس از شکایت او تحت تحقیق پلیس قرار گرفت (هرچند به اتهام محکوم نشد). او بعدها از تیشرت دفاع کرد و گفت سیاستهای بوش قابلمقایسه با رایش سوم است و اینکه هالیوود به خواست پنتاگون فیلمهایی تولید کرده تا چیزهایی مثل شکنجه و گوانتانامو را عادی جلوه دهند. او آدمی نیست که از بیان نظراتش بترسد.
اما دغدغهٔ اصلی سیاسی آکین در فیلمهایش نه نازیها یا رؤسای جمهور آمریکا، که تجربهٔ مهاجران ترک در آلمان است؛ بهخصوص نژادپرستیای که اغلب در پوشش میهنپرستی ظاهر میشود. مشخص نیست دقیقاً چند ترک در آلمان هستند، چون سرشماری آلمان امکان ثبت قومیت را نمیدهد، اما تا ۲۰۱۱ حدود ۲.۷ میلیون نفر با حداقل یک والد ترک شناسایی شدهاند و برآوردهای آکادمیک تا ۷ میلیون نفر یا کسانی که خود را ترک میدانند نیز میرسد. طبیعی است با این تعداد جمعیت متفاوت، مسائل و تنشهایی بهوجود آید و آکین بخش زیادی از انرژی هنریاش را به این موضوع اختصاص داده است. از Solino (۲۰۰۲) تا Gegen die Wand (۲۰۰۴)، Auf der anderen Seite (۲۰۰۷) و Soul Kitchen (۲۰۰۹) در همهٔ آنها رد پای سیاسی تجربهٔ مواجهه با نژادپرستی در آلمان دیده میشود.
با این پیشزمینه، Nichts (که با هارک بوم همنویسندگی شده) چندان شبیهِ یک فیلمِ معمولِ آکین بهنظر نمیرسد. وقتی نوری سکِرچی (نومان آکار)، فروشندهٔ مواد سابق، و پسرش در انفجاری در دفتر کار کشته میشوند، همسرش کاتیا (دایان کروگر) امیدوار است پلیس و دادگاهها مسئولان را پیدا و مجازات کنند. اما هرچه کاتیا بیشتر دلسرد میشود، باور پیدا میکند که باید خودش دست به کار شود. از این منظر میتوانست شبیه یکی از آن بداهههای هالیوودیِ بد باشد (مثلاً Law Abiding Citizen)، اما وقتی در نظر بگیریم نوری ترک است و پلیس خیلی زود احتمال ارتباط انفجار با گروه نئونازی را مطرح میکند، فیلم در راستای آثار آکین قرار میگیرد. متأسفانه، فیلم چندان خوب از کار درنیامده است.
ابتدا فیلم به طور سختگیرانهای به سه بخش ساختگی تقسیم شده است که هر بخش عنوان جداگانهای دارد («خانواده»، «محاکمه» و «دریا») و با فیلمهای خانگی معرفی میشود. یکی از مهمترین مشکلات فیلم این است که این سه بخش بهخوبی به هم پیوند نمیخورند. بخش اول مطالعهٔ نسبتاً خوبی از سوگ است، بخش دوم درام نسبتاً خستهکنندهٔ دادگاهی است و بخش سوم بررسی آشفته و نسبتاً تهی (و تکراری ناامیدکنندهای) از اخلاق انتقام است. سومین بخش، همانطور که در بخش اول از کادرهای طولانی، ریتم کند و دیالوگهای کم استفاده میشود، اما در اینجا این شیوه دیگر کار نمیکند و فیلم بهگونهای ژرفنما و خودمهم جلوه میکند؛ فیلمی که از عمق خودش مطمئن است. تا قبل از پایانبندی فکر میکردم سه ستاره بدهم؛ فیلم بهطرزی موقتی سرگرمکننده و تا حدی قابلمصرف است. اما در پایان همهچیز به هم میریزد. خود سکانس آخر در واقع نسبتاً خوب است؛ اما آنچه بعد از آن میآید مرا عصبانی کرد.
این فیلم چندان سیاسی نیست — خط داستان نئونازیها به سختی در فیلم حضور دارد؛ چند اشاره از سوی پلیس در بخش اول، یک صحنه در بخش دوم و چند صحنهٔ کوتاه در بخش سوم. شخصیتهای نئونازی بیش از آنکه نقشی فعال داشته باشند، پسزمینهاند (در برخی صحنهها بهطور واقعی فقط در پسزمینهاند). بنابراین این فیلم وقت زیادی صرف کاوش در مسائل نژادپرستی در آلمان یا ارائه بینشی دربارهٔ رشد پوپولیسم راستگرایانه در سراسر اروپا نمیکند؛ این یک درام انتقام است. با اینحال در پایان فیلم متنی روی صفحه ظاهر میشود که به مخاطب میگوید سالانه چه تعداد جرایم نژادی علیه ترکها در آلمان رخ میدهد. فیلم به هیچ وجه حق این را کسب نکرده که با چنین لحنی وعظ کند. انگار آکین فراموش کرده بود فیلمی سیاسی میسازد و بهموقع به یادش آمده که باید بیانیهای مبهم دربارهٔ مظلومیت مردمش کنار هم بچیند تا تماشاچی چیزی برای فکر کردن داشته باشد. این تلاش کار نمیکند؛ آن بیانیه تنها مسئله را مبتذل میکند چون میکوشد آن را به فیلمی بچسباند که اساساً در آن موضوع نقشی کمرنگ داشته و در نتیجه طعم تلخی در پایان برجای میگذارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران