در خطرناکترین ندامتگاه با حداکثر امنیتی جهان، محل زندگی خائنترین جنایتکاران، تنشها در میان زندانیان و کارکنان تشدید میشود و منجر به هرج و مرج میشود که زندان را فرا میگیرد و نظم زیر و رو میشود.
در خطرناکترین ندامتگاه با حداکثر امنیتی جهان، محل زندگی خائنترین جنایتکاران، تنشها در میان زندانیان و کارکنان تشدید میشود و منجر به هرج و مرج میشود که زندان را فرا میگیرد و نظم زیر و رو میشود.
میدانم نباید انتظار چیز دیگری جز تلخی و طنز ناخواسته از فیلمی داشته باشم که در آن بروس ویلیس نقش شخصیتی را بازی میکند که نامش از ابرشرور کارتون Freakazoid—«لوب»— گرفته شده و ظاهراً از او الهام گرفته شده است؛ جولیوس لوب، معروف به «لوب»، قرار است «ابرمغز» داشته باشد که خود نمونهای از بدسلیقگیِ پسینی است. بااینحال فیلم Corrective Measures عملاً تلاش میکند حتی...
میدانم نباید انتظار چیز دیگری جز تلخی و طنز ناخواسته از فیلمی داشته باشم که در آن بروس ویلیس نقش شخصیتی را بازی میکند که نامش از ابرشرور کارتون Freakazoid—«لوب»— گرفته شده و ظاهراً از او الهام گرفته شده است؛ جولیوس لوب، معروف به «لوب»، قرار است «ابرمغز» داشته باشد که خود نمونهای از بدسلیقگیِ پسینی است. بااینحال فیلم Corrective Measures عملاً تلاش میکند حتی از همین انتظارات پایینتر عمل کند.
خط اصلی داستان در زندانی برای جنایتکاران دارای اَبَرقدرت میگذرد. اسم زندان «San Tiburon» است که به معنی «سن شارک» یا «قدیس کوسه» میشود. ناراحتم که در فیلمی اینچنین پر از توضیح و زمینهچینی، هرگز وقت نمیگذارند تا توضیح دهند که چهوقت و چگونه یک ماهی قدیس شده است.
San Tib، که همینطور خوانده میشود، گروهی از ردشدههای تیمِ Suicide Squad را در خود جای داده؛ از جمله Conductor (تام کاوانا)، Payback (دن پین)، و Diego Díaz. دو شخصیت اول پارودیهای نهچندان پنهانی از الکترو و The Punisher هستند. نفر سوم ادای احترام به ژان گری است و اسمی دارد که کاملاً نامعمول و آمیخته با کلیشه است. همچنین اسم «لوب» معنای نمادینی دارد. این شیوه بازی با اسمها اصلاً بد نیست—وقتی هدف مشخصی داشته باشی، حتی اگر واضح باشد، میتواند سرگرمکننده باشد؛ نه مثل اسمهای تصادفیای مانند «San Tiburon».
مشکل من این است که فیلم سراغ هزلِ تمامعیار نمیرود، بنابراین وقتی چیزی واقعاً ابلهانه رخ میدهد، مثل انگشتِ زخم روی چشم میزند، بهویژه وقتی بهجز تماشاگران کسی متوجه آن نمیشود.
به «Nullies» نگاه کنید؛ اصطلاحی که هم به چیزی در «چراغها، آب و غذای» زندان و هم به پابند مچی گفته میشود؛ همانطور که از اسمش پیداست، Nullies قدرت سوپرشرورها را از کار میاندازد.
این ایده تا جایی قابل قبول است که کل مفهوم Nullies ظاهراً بر پایهٔ سیستمِ شرف بنا شده باشد؛ یعنی کار میکند تا وقتی که زندانیان قبول کنند آن را رعایت کنند — و این طبیعتاً سؤال پیش میآورد که چرا زندانیان آن را رعایت میکنند؟
هیچکدام از اینها صریح بیان نمیشود، اما با توجه به رویدادهای مشخصی چه نتیجهٔ دیگری میتوان گرفت؟ رویدادهایی مثل آنکه Conductor پابند مچیاش را با چنگالِ دستسازِ شکسته باز میکند (یعنی چنگالی که فقط یک دندانهاش سالم مانده). واقعاً یک چنگال! تازه اگر بپذیریم که در زندان کارد و چنگال فلزی وجود دارد، باز هم ابلهانه است.
بعدتر قرار است تعجببرانگیز باشد که آن چیزی که در «چراغها، آب و غذا» ریخته شده تأثیری ندارد (لوب میگوید: «از زمان آزادی مشروطم دیگه اون غذای زندان رو نخوردهم.»). خب، «آزادی مشروط»؟ پس تو چرا هنوز در زندان هستی؟ نگهبان/ناظر (مایکل روکر) باید از همان لحظهای که Conductor بدون مشکل از قدرتهایش استفاده میکند، میفهمید که اوضاع مشکوک است، چه بخواهیم قبول کنیم او واقعاً «احمق» است یا نه.
در مجموع، برای دانستن اینکه حتی پارودی هم به نوعی ساختار نیاز دارد، لازم نیست «ابرمغز» داشته باشید—یک روش در میان آشفتگی لازم است؛ بالاخره اگر قوانینی وجود نداشته باشد، چه کسی قرار است آنها را بشکند؟
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران