غریبه ای در جستجوی همسر سابق خود به شهر وارد می شود. او متوجه می شود که مردم و کلانتر شهر از زمینداری که هرگز ندیده اما بر آنها حکمرانی می کند وحشت دارند. او با قبول 500 دلار همه چیز را درست می کند و...
غریبه ای در جستجوی همسر سابق خود به شهر وارد می شود. او متوجه می شود که مردم و کلانتر شهر از زمینداری که هرگز ندیده اما بر آنها حکمرانی می کند وحشت دارند. او با قبول 500 دلار همه چیز را درست می کند و...
رابرت میچوم درخشان است در نقش مردی با تفنگ.
کلینت تولینگر وارد شهری کوچک میشود تا همسر جداافتاده و خبری از دخترش بیابد. هرچند دخترش را پیدا میکند، شانس آشتی نزدیک به صفر است. در حین حضور او، کلانتر و سران شهر از شهرت تولینگر بهعنوان تکتیراندازی که شهرها را آرام میکند باخبر میشوند. آنها که از مالک مرموزی میترسند که کمکم داراییهای شهر را میبلعد،...
رابرت میچوم درخشان است در نقش مردی با تفنگ.
کلینت تولینگر وارد شهری کوچک میشود تا همسر جداافتاده و خبری از دخترش بیابد. هرچند دخترش را پیدا میکند، شانس آشتی نزدیک به صفر است. در حین حضور او، کلانتر و سران شهر از شهرت تولینگر بهعنوان تکتیراندازی که شهرها را آرام میکند باخبر میشوند. آنها که از مالک مرموزی میترسند که کمکم داراییهای شهر را میبلعد، در جلسهای تصمیم میگیرند تولینگر را برای پاکسازی عناصر نامطلوب شهر استخدام کنند.
«مردی با تفنگ» فیلمی است که یا فراموش شده یا خیلی کمتر دیده شده؛ در زمان نوشتن این متن آمار رأی و نظر کاربران آن بسیار اندک است، که البته باعث تأسف است. اگرچه نشانههای تولید نشان از یک وسترن سطحِ B دارد، اما این فیلم اثری قابلتوجه در ژانر وسترن است. موضوع کلی فیلم — شهری آشفته که به فرشته انتقامجو روی میآورد — شاید در نگاه نخست کلیشهای به نظر برسد، اما فیلمی تیره و دراماتیک است که لحظات لذتبخش زیادی ارائه میدهد، هم از نظر فنی و هم از نظر روایت.
رابرت میچوم در نقش تولینگر انتخابی عالی است؛ او در سراسر فیلم مثل تهدیدی کمسخن و در عین حال تأثیرگذار قدم میزند. حضور سینماییاش قابل مقایسه با بزرگان ژانر است؛ لحظههایی هست که او در سایهای پشت خیال جمعی ظاهر میشود و هرچند تصویر چهرهاش دیده نمیشود، حس خیره و تیز او بهخوبی منتقل میشود. بقیه بازیگران زیر سایه میچوم قرار میگیرند و در نتیجه بار بازیگری فیلم تا حد زیادی بر دوش اوست. یکی از نقاط ضعف فیلم شخصیتهای منفی است که چندان تهدیدآمیز نیستند و تد د کُورزیا در این نقش نتوانسته حس تهدید لازم را منتقل کند.
موسیقی آولکس نورت لایهلایه و برجسته است (علاقهمندانِ موسیقیِ اسپارتاکوس آن را خواهند شناخت) و فیلمبرداری لی گارمز قابلتوجه است، بهویژه وقتی بدانیم بخش عمده فیلم در استودیو فیلمبرداری شده است. کارگردانی و فیلمنامه که توسط ریچارد ویلسون (در نخستین تجربه کارگردانیاش) انجام شده، چند غافلگیری بزرگ برای ژانر ندارد، اما از نظر لحن تاریک، خشونت و دستآخر جذابیت، فیلم تماشایی است.
از نکات برجسته دیگر، بازیگران زنِ قدرتمند فیلماند: جان استرلینگ (نلی)، باربارا لارنس (آن)، کارن شارپ (استلا) و آنجی دیکینسون (کیتی) همگی درخشاناند. تنها ایراد قابلذکر، نبود رنگ است—فیلم سیاهوسفید است—که برای برخی ممکن است مسئله باشد، اما این نویسنده مشکلی با آن نداشت.
مدت زمان فیلم حدود ۱ ساعت و ۲۴ دقیقه است و در استودیو ساموئل گلدوین در وست هالیوود فیلمبرداری شده است. در مجموع فیلمی تیره، خشن و بسیار دیدنی است.
امتیاز پیشنهادی: 7.5/10 (تقریباً B+).
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران