«Presence» از نظر شیوه فیلمبرداری ویژگی منحصربهفردی دارد که بسیار مؤثر است، هرچند داستانش در نهایت نسبتاً سرراست میشود — و بیشتر شبیه یک درام نوجوانانه از آنچه انتظار میرفت است. با این حال، تماشای ۸۵ دقیقهٔ فیلم برایم لذتبخش بود. بازیگران نقطه قوت فیلماند: لوسی لیو و ادی مادای نسبتاً خوباند، اما کالینا لیانگ و کریس سالیوان واقعاً درخشاناند. وست مولهالند هم در نقش...
«Presence» از نظر شیوه فیلمبرداری ویژگی منحصربهفردی دارد که بسیار مؤثر است، هرچند داستانش در نهایت نسبتاً سرراست میشود — و بیشتر شبیه یک درام نوجوانانه از آنچه انتظار میرفت است. با این حال، تماشای ۸۵ دقیقهٔ فیلم برایم لذتبخش بود. بازیگران نقطه قوت فیلماند: لوسی لیو و ادی مادای نسبتاً خوباند، اما کالینا لیانگ و کریس سالیوان واقعاً درخشاناند. وست مولهالند هم در نقش خود ثابتقدم است، اگرچه روی همه جنبههای شخصیتش قانع نشدهام. جالب است که این فیلم تقریباً همزمان با انتشار فیلم دیگری با دیدگاهی مشابه عرضه شد؛ اثر سدر برگ نه به آن درجه از بلندیِ کلاس آن فیلم میرسد، اما در کل ارزش دیدن دارد، بهویژه با این مدت زمان کوتاه.
یک خانواده به خانهای جدید نقل مکان میکنند — طراحی فضا و راهروهای پیچدرپیچ این خانه را دوست داشتم، اما خیلی زود مشخص میشود که این ظاهرِ زیبا نمایی نازک برای چهار نفری است که از یک تروما رنج میبرند. تا اینجا چیز جدیدی نیست و در ادامه هم چیز چندان تازهای ارائه نمیشود: دختر خانواده، کلوئی (کالینا لیانگ)، عاشق رایان بیپروا (وست مولهالند) میشود که دوست جدید برادرِ جذاب اما بیفکرش، تایлер (ادی مادای)، است. آنها رابطهای برقرار میکنند اما همزمان کلوئی حس میکند کسی او را تماشا میکند. اشیاء حرکت میکنند، اتاق برادر بههمریخته میشود و حتی زنی که برای انجام نقش میانجی آورده میشود هم حس میکند چیزی با آن خانه و آینهٔ نقرهایاش درست نیست. دقایق ابتدایی فیلم که با دوربین دستی و از دید اولشخص شروع میشود، برایم آزاردهنده بود — استفاده از لنزهای فیشآی و کشیدگی صحنه حس دریازدگی داد و مشخص نبود که دوربین از نوع پهپادی است یا فردی بسیار چابک که بیصدا در خانه میگردد و دائم از دیدگاه سوم ما را در زندگی خانواده قرار میدهد. مادر (لوسی لیو) همیشه لپتاپش را کنار نمیگذارد؛ پدر (کریس سالیوان) بیهدایت و کند بهنظر میآید؛ برادر دنبال جلب توجه است و دختر نوجوانِ بداخلاق و کمجذبهای است که با بار عاطفیای دستوپنجه نرم میکند. والدین چناناند که انگار هرگز در دنیای واقعی یکدیگر را انتخاب نکرده بودند. تولید فیلم سعی نمیکند با جلوههای بصری تکراری ما را فریب دهد، اما آنچه باقی میماند داستانی دیالوگمحور است که خیلی ناگهانی پایان مییابد، گویی داستان کوتاهی که اقتباس شده ایدههایش تمام شده باشد. ناامیدکننده است.
«Presence» قواعد روایی را به چالش میکشد و اثری ماندگار در منظرهٔ سینمایی پدید میآورد. انتخاب جسورانهٔ استیون سودربرگ برای روایت تمام ماجرا از دید موجود ماوراطبیعی، ریسکِ رو به صرفهای است که فیلم را غوطهور و منحصربهفرد میکند و تا پایان بیننده را درگیر نگه میدارد و همزمان پیوند احساسی با خانوادهٔ پیچیده را تقویت میکند. اصالت اجراها و کندوکاو جذاب در موضوعاتی مثل غم، تنهایی و رستگاری، اشکالاتی مانند تدوین تکراری و زیرپلاتهای جزئی را تحتالشعاع قرار میدهد بدون آنکه ضربهٔ کلی و درخشش پایانبندی را کمرنگ کند. این یکی از بهترین فیلمهای واقعاً برجستهٔ سال است. (امتیاز: A-)
علاقهمندان پروپاقرص ژانر وحشت اغلب گله دارند که آثار این ژانر آنگونه که شایسته است مورد احترام قرار نمیگیرند. ظهورِ «وحشت هوشمند» تا حدی این وضع را جبران کرده، اما اگر این فیلمها میخواهند واقعاً جایگاهی که دنبال آناند را کسب کنند باید در کاری که انجام میدهند بهتر شوند؛ متأسفانه تلاش اخیر استیون سودربرگ در این مسیر ناکام مانده است. این تلاش برای ساخت نسخهٔ ارتقا یافتهای از داستان کلاسیک خانهٔ تسخیرشده، چیز زیادی برای ارائه ندارد. وقتی خانوادهای چهارنفره وارد خانهٔ جدید میشوند، اتفاقات عجیبی رخ میدهد که عمدتاً روی کلوئی تأثیر میگذارد؛ دختری مختل که بهتازگی بهترین دوستش را در شرایط مرموزی از دست داده است. پدر و مادر درگیر مشکلات زناشوییاند و برادر بزرگتر با مسایل رفتاری دستوپنجه نرم میکند. مشکل فیلم در نداشتن تمرکز است؛ اثری تا حدی خستهکننده و کند بهخصوص در آغاز که زمان زیادی را برای راه افتادن صرف میکند. دیالوگها اغلب بیمفهوم و بیاثرند و فیلم در ارائهٔ ترسهای خوبِ ژانر نیز ناکام میماند؛ موارد ترسناک اندکاند و حتی آنها هم رقیق شدهاند. وقتی کشف بزرگ رخ میدهد، بیشتر غیرمحتمل و از نظر سلیقهای محلاشکال است تا ترسناک؛ نتیجه ناامیدی بزرگی است که بیننده را به این فکر میاندازد که هدفِ همهٔ اینها چه بوده است. فیلم دوربینپردازی جذابی دارد، اما در روشن کردن روایت، بهویژه در نشان دادن موجود مرموز و ارتباطش با شخصیتها، نقش قابلتوجهی ایفا نمیکند. برایم تا حدودی تعجبآور است که سازندهای با سابقهٔ او در این پروژه دخیل بوده، زیرا کیفیت اثر فاصلهٔ زیادی با آثار قبلیاش دارد و کمکی به ارتقای نام ژانر نکرده است.
نوشتهٔ دیوید کوپ و کارگردانی استیون سودربرگ، «Presence» ایدهای جذاب دارد که در اجرا کاملاً موفق نیست. فیلم در سه هفته و عمدتاً در یک لوکیشن با بودجهٔ دو میلیون دلاری ساخته شده و از لحاظ خلاقیتی قدرتمند ولی فاقد اثرگذاری ماندگار است. همهٔ فیلم از منظر موجودی در یک خانهٔ حومهشهری روایت میشود؛ تصویربرداری متفاوت و گاه شبیه لنز فیشآی است و نزدیکنماها کمتر دیده میشوند. تنشهای میان اعضای خانوادهٔ پینز از همان ابتدا محسوس است: ربکا درگیر تقلب مالی است و همسرش کریس در فکر جدایی، ربکا پسرش تایлер را بر کلوئی ترجیح میدهد و کریس نگران کلوئی است که هنوز مرگ دوستش را تاب نیاورده. ایدهٔ فیلم از منظر روح یا موجود دیدن ماجراها فوقالعاده است، اما مشکل این است که این «وجود» کار زیادی جز مشاهدهٔ سکس و جر و بحث آدمها انجام نمیدهد. عناصر ماورایی متداول مثل درهای خودبهخودی، کتابهایی که یکییکی در هوا شناور میشوند و قفسههایی که از دیوار کنده میشوند، حضور دارند. صحنهٔ اول که موجود در خانهٔ خالی پرسه میزند در ابتدا جذاب است اما بعد حالت سرگیجهآور و تهوعآور پیدا میکند؛ ممکن است این حس نمایانگرِ قوّتِ احساسِ خفگیِ اسیر بودن باشد اما تماشای آن چندان لذتبخش نیست. شخصیت رایان یکی از زنندهترین کاراکترهای روی پرده است: همکلاسی محبوب، فروشندهٔ مواد مخدر و کسی که وارد رابطهٔ عاشقانه با کلوئی میشود اما زود خشمگین میشود و سخنانش اغلب شبیه بدخواهی است که نقشهٔ شرّش را برای قربانی توضیح میدهد. تدوین فیلم عجیب است؛ توالیها یا شبیه پلانهای بلندند یا ناگهان به سیاهی میپرند و صحنهها بهصورت تصادفی به هم دوخته شدهاند که در نهایت داستانی نیمهمنسجم میسازند. بازیها قابل قبول است، اما دو عضو خانواده کاملاً خودخواه و دو عضو دیگر منفعلاند، بنابراین بهسختی میتوان واقعاً با پیشرفت شخصیتیشان همراه شد. موجود فیلم با غم و تروما ارتباط عمیقی دارد و افرادی که نزدیک مرگ یا ترومای واقعی را تجربه کردهاند، ممکن است چیزی مانند آن را ببینند یا حس کنند. میانجیای به خانهٔ پینها آورده میشود تا ثابت کند کلوئی توهم ندارد و توجه را به شیئی در اتاقنشینِ آنها جلب میکند که در صحنهٔ پایانی اهمیت دارد. «Presence» ایدهای منحصربهفرد دارد ولی آن را کامل کاوش نمیکند؛ عناصر وحشتزای کافی ندارد و درام خانوادگی غالباً بیجذابیت است. در مجموع تریلری نزدیک به موفقیت ولی ناکام با ترفندهای دوربینی عجیب و حس مرموزی که با نگاههای اندکی منحرف ایجاد میشود.
«Presence» رویکردی منحصربهفرد به ژانر خانهٔ تسخیرشده دارد و شما را از منظر خودِ روح قرار میدهد. داستان دنبال خانوادهٔ پین است که هر کدام بار روانی خود را دارند: کلوئی در عزا، مادر با مشکلات حقوقی نامشخص و پدر و برادر هم دغدغههای خود را دارند. فیلم بازی با ایدهٔ موجود نادیدنی که زندگی آنها را مینگرد را میپسندد، اما هرگز هویت آن موجود را بهطور قطعی مشخص نمیکند. کارگردانی سودربرگ خلاقانه است و حرکات شناور دوربین حس سرگردانی خاموش در خانه را ایجاد میکند. تصویربرداری به اتمسفر وهمآلود کمک میکند، اما انتخابهای تدوین — بهویژه گذارهای بلندِ سیاه — ریتم را میشکنند و غوطهوری را مختل میکنند. توانایی فیلم در پنهان کردن اپراتور دوربین از انعکاسها نشاندهندهٔ دقت بصری است. لوسی لیو بهترین اجرا را ارائه میدهد و کالینا لیانگ هم کلوئی را با غم و سردرگمیِ لازم بازی میکند؛ بقیهٔ بازیگران قابل قبولاند اما چندان برجسته نیستند. فیلمنامه در کشش تنش خانوادگی موفق است گرچه برخی دیالوگها کمی صریح و زمینیاند. موسیقی متن بهخوبی فضا را تقویت میکند بدون آنکه غالب شود. «Presence» تماشای جالبی با دیدگاهی تازه است اما میتوانست با واکاوی عمیقترِ داستان روح و تدوین منسجمتر اثر کاملتری باشد.
نمیتوانم به این فیلم بیش از پنج ستاره بدهم. بد نبود اما فوقالعاده هم نبود؛ فیلمی متوسط بود. متأسفانه اصلاً ترسناک نبود. تنها نکتهای که واقعاً دوست داشتم موسیقیهای متن فوقالعادهٔ فیلم بود؛ آن قطعات شایستهٔ فیلم وحشت بهتری بودند.
قابلیت مقایسهٔ «Presence» با «Blair Witch Project» در نحوهٔ روایی غیرسنتی وجود دارد، با تفاوت مهم اینکه دوربین اینجا فقط ثبتکننده نیست بلکه — و بهتباع آن تماشاگر — شرکتکنندهٔ فعالی در داستان است. دوربین نرم و رویاگون از اتاقی به اتاق دیگر میلغزد و به زندگی بیخبر خانوادهٔ پین گوش میدهد. البته این تکنیک خطر تکرار و خستگی را در پی دارد و آنچه در نهایت از این پرسهزنیِ ارواحی بیرون میآید فیلمی متوسط است که برای مدت ۸۵ دقیقه هم بیشازحد بیاهمیت و فاقد شاخصههایی است که بتواند اثری قابلتوجه باشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران