این داستان به نوعی ادای احترامی است به فصول نرم و هنوز جوان والدینمان زمانی که خودشان جوان بودند، از جمله داستان اولین عشق مادر، حماسههای پدر، جوانی سرکش مادر بزرگ و دوران رمانتیک پدر بزرگ...
این داستان به نوعی ادای احترامی است به فصول نرم و هنوز جوان والدینمان زمانی که خودشان جوان بودند، از جمله داستان اولین عشق مادر، حماسههای پدر، جوانی سرکش مادر بزرگ و دوران رمانتیک پدر بزرگ...
صادقانه بگویم این درام را دستکم گرفته بودم. انتظار نداشتم اینقدر عالی، شگفتانگیز و خارقالعاده باشد. «وقتی زندگی به تو نارنگی میدهد» فقط یک درام نیست؛ یک شاهکار و کلاسِ استادانهای در روایت است. با امیدی نسبتاً بالا شروعش کردم، اما بعد از چند تجربه ناموفق قبلی سعی کردم توقعاتم را تعدیل کنم. با این حال، حس درونیم میگفت این سریال چیزی خاص خواهد بود...
صادقانه بگویم این درام را دستکم گرفته بودم. انتظار نداشتم اینقدر عالی، شگفتانگیز و خارقالعاده باشد. «وقتی زندگی به تو نارنگی میدهد» فقط یک درام نیست؛ یک شاهکار و کلاسِ استادانهای در روایت است. با امیدی نسبتاً بالا شروعش کردم، اما بعد از چند تجربه ناموفق قبلی سعی کردم توقعاتم را تعدیل کنم. با این حال، حس درونیم میگفت این سریال چیزی خاص خواهد بود — و چه درست و همزمان چه دور از انتظار بودم! فقط از آن لذت نبردم؛ کاملاً شیفتهاش شدم و بهگونهای تغییرم داد که توضیح کاملش برایم دشوار است. قبل از دیدن این سریال من یک آدم بودم، و بعد از آن آدم دیگریام. این یکی از آن داستانهاست که با پایان سریال تمام نمیشود؛ همراهت میماند و طرز فکرت را دگرگون میکند. هرگز فکر نمیکردم یک درام بتواند اینقدر عمیق مرا به تأمل درباره زندگیام وادارد. از قسمت اول مجذوبش شدم و تا پایان، از نظر احساسی در غم و شادی بهنحوی زیبا تحتتأثیر قرار گرفتم.
این فقط یک داستان عاشقانه نیست — درباره تابآوری، بقا و عشقی است که نیازی به جار زدن ندارد. پیوند بین گوانسیک و آئهسون آنقدر پاک و صاحب ریشه در واقعیت است که نمیتوانی هر احساسی را که تجربه میکنند احساس نکنی. از بوسه اول دستوپاگیر اما زیباشان تا حمایت بیوقفهشان از یکدیگر در برابر دشواریهای زندگی، رابطهشان همه چیزهایی است که در یک شریک آرزو دارم. رابطهشان همیشه آسان یا کامل نیست، اما واقعی است و همین آن را قدرتمند میکند. ارتباطشان فراتر از زمان است و در هر نگاه مشترک و هر لحظه سکوت بینشان حس میشود. صحنهای که گوانسیک برای رسیدن به آئهسون به دریای توفانی میجهد، تا همیشه در ذهنم خواهد ماند. این صحنه فقط درباره عشق نیست؛ درباره فداکاری و مقدار تلاشی است که آدمها وقتی عمیقاً برای کسی اهمیت قائلاند حاضرند انجام دهند.
و بعد عشق بین خانوادهها هست. رابطه گوانگری و آئهسون هم دلخراش و هم زیباست. فداکاری گوانگری برای دخترش، اینکه بهعنوان یک هانیئو (زن غواصِ جزیرهای) سخت کار کرد تا شاید آئهسون را از آن زندگی دور نگه دارد، نشاندهنده حدی است که مادران برای فرزندانشان پیمودهاند. این تصویر، نمایشی چندلایه از مادری و راههایی است که آسیبهای انتقالی نسلها میتواند شکل زندگیمان را تعیین کند. مسیر آئهسون بازتاب این تنش میان رهایی از انتظارات و واقعیتی است که ناچار باید با آن روبهرو شود.
سریال همچنین به پویاییهای اجتماعی و نقشهای جنسیتی تحمیلی بر زنان میپردازد، و این موضوع واقعاً در ذهنم ماند. اینکه از زنان اغلب انتظار میرود در جای خود بمانند و جهان اطرافشان گزینههایشان را محدود میکند — «وقتی زندگی به تو نارنگی میدهد» از نمایش این مبارزات ابا نمیکند. شخصیت آئهسون خود نوعی شورش است. او رویا داشت و آرزوهایی، اما زندگی همیشه فرصت دنبال کردنشان را به او نداد. او میخواست شاعر شود، اما دنیایی که در آن زیست مشکلات و موانع دیگری برایش داشت که ابتدا باید بر آنها غلبه میکرد. آن تنش میان پیروی از قلب و انجام آنچه برای بقا لازم است، آنقدر خوب روایت شده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
باکس دانلود
فصل 1پایان سریال
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
دیدگاه های کاربران