شاید با سمرا ویوینگ مشکل داشته باشم، اما فیلم سرگرمکننده، همانقدر که باید، سرگرمکننده است. از بازی رابی آمِل در این فیلم بیشتر از انتظارم لذت بردم؛ قبلاً او باعث ناامیدیام شده بود. با این ستایشهای کوچک، «بِیبِیسیتِر» دقیقاً سینمای پیشگامانهای نیست و گرچه تا حدی از دیدنش بهعنوان زمینهای لذت بردم، آنقدرها هم نبود که بگویم ارزش وقتگذاشتنِ کامل دارد.
امتیاز نهایی: ★★½...
شاید با سمرا ویوینگ مشکل داشته باشم، اما فیلم سرگرمکننده، همانقدر که باید، سرگرمکننده است. از بازی رابی آمِل در این فیلم بیشتر از انتظارم لذت بردم؛ قبلاً او باعث ناامیدیام شده بود. با این ستایشهای کوچک، «بِیبِیسیتِر» دقیقاً سینمای پیشگامانهای نیست و گرچه تا حدی از دیدنش بهعنوان زمینهای لذت بردم، آنقدرها هم نبود که بگویم ارزش وقتگذاشتنِ کامل دارد.
امتیاز نهایی: ★★½ — نقاط زیادی داشت که مرا جذب کرد، ولی در کلیت خوب کار نکرد.
«بِیبِیسیتِر» یک کمدی-ترسناک اغراقآمیز و شاد است که نظرها دربارهاش بسیار دوقطبی خواهد بود. قطعاً ضعفهای عمیقی دارد؛ در منطق داستان اشکالاتی هست و شاید شخصیتها کمی تکبعدیاند. اما من آنقدر از تماشای فیلم لذت میبردم که این مسائل به چشمم نیامد. از نوشتار شبیه کتابهای کمیک روی صفحه تا پیچشها و ضربههای داستانی، از موقعیتِ نابغهٔ کودکمهندسی تا ترکیبِ خنده و خشونت، واقعاً از فیلم کیف کردم. لحن ابتدا بیشتر کمدی و داستانِ بلوغ است، اما وقتی وارد فضای ترسناک میشود، واقعاً وارد ترسناک میشود؛ برخی عناصر کمدی و بلوغ را حفظ میکند، اما از لحظهٔ شروع ترس بهوضوح یک فیلم ترسناک است — فقط یکی بسیار خوشذوق و سرگرمکننده. این فیلم یا آدمها را با عجایبش مجذوب میکند یا کسانی را که این سبک را دوست ندارند دلزده میسازد. پیشنهاد میکنم ببینیدش، ولی اگر دنبال فیلمی جدی هستید، ناامید خواهید شد.
تماشای فیلم لذتبخش بود؛ دوباره میبینمش و توصیهاش میکنم. فیلم غیرمنتظرهتر از حد خشونتآمیز و درعینحال خودآگاه است و سراسرش پر از لحظات عجیب اما سرگرمکننده است. در ایجاد اتمسفر عالی عمل میکند و شدت موقعیتها را خوب میسازد. طنز کافی در دل قصه هست و روایت جذابی دارد. پایان کمی مبهم است، ولی بهنظر میرسد سازندگان برایش برنامهای داشتهاند.
قصه و ایده کلی عالی بهنظر میرسید؛ انگار قرار بود یک لذت گناهآلودِ هالووینیِ بیدردسر باشد. حتی بعضی دیالوگها هم بهخوبی با آن حالوهوای هالووینی جور در میآمدند. اما در نهایت طعمی بد در دهانم گذاشت — واقعاً ناامیدکننده بود. وقتی دیدم کارگردان مکجی است، همهچیز برایم روشن شد: فیلم بیش از حد محافظهکار است؛ نه جرات تاختن به سوی جدیت را دارد و نه جسارت رفتن به سمت کمدیِ کامل؛ در نتیجه سر از میانگینی بیتکاپو درآورده. هر فرصتی که میتوانست فیلم را به چیزی شگفتانگیز تبدیل کند یا خشونتی واقعی نشان دهد یا لحظاتی دیوانهوار خلق کند، کارگردان عقبنشینی کرده. حاصل اما «خب»ایِ تمامعیار است. حیف شد؛ میتوانست لذت گناهآلودِ هالووینیِ عالیای باشد.
«بِیبِیسیتِر» کمدی-ترسناکِ خونین و خوشساختی است که با یک شروع خوب آغاز میکند. کار دوربین در سکانسهای ابتدایی هوشمندانه و با تغییرات ظریف دیدگاهها ما را به دنیای کول نزدیکتر میکند؛ بُنیهٔ شخصیتپردازی برای کول قوی است و فیلم روی این پایه تکیه میکند. با این حال، تمرکز تقریبا کامل روی کول و نپرداختن عمیقتر به شخصیتِ بی — که فیلم نامش را یدک میکشد — فرصت از دسترفتهای است؛ بی شایستهٔ پیشزمینه یا عمق عاطفی بیشتری بود. در پردهٔ دوم ریتم خوب میشود و ترکیبی از مرگهای خندهدار، اکشن پرشتاب و طنزی عجیب ارائه میدهد که هم آشفته و هم لذتبخش است. اوج داستان در بستن قوس شخصیت کول موفق است، اما حفرههای داستانیای هم دیده میشود. در کل پایان به قدر کافی رضایتبخش است. کارگردانی قابل قبول است و فیلمبرداری با تصاویر پر انرژی و تدوینِ تیزش برجسته میشود. موسیقی یکی از نقاط قوت است؛ هر چند اضافه شدن یک موسیقی متن کامل میتوانست تاثیر بعضی لحظات را بیشتر کند. در مجموع، فیلمی شُلوجوش و کمعمق ولی پرانرژی است — اگر کمابیش بیمنطق بودن و اغراقهایش را بپذیرید، تجربهٔ خوبی خواهید داشت؛ اما با کمی عمق و پرداخت بهتر میتوانست بهتر باشد.
فیلم در کل خوب بود، شُلوجوش و بانمک. مثل «بکی» نیست، اما خیلی بهتر از انتظاراتم بود. با وجود بازی بلا تورن هم باید بگویم از آن لذت بردم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران