لاک پشت های نینجا ، داستان ۴ لاک پشت جهش یافته و شبه انسان (میکل آنجلو ، لئوناردو ، دوناتلو و رافائلو) است که نینجوتسو رو از یک موش "استاد اسپلینتر" که مانند خودشان جهشیافته و شبه انسان است ، می آموزند. آنها در فاضلاب نیویورک زندگی می کنند و به مبارزه با افراد شرور می پردازند. برخلاف TMNT محصول 1987 ؛ در این مجموعه ، مقداری طنز به شخصیت لاکپشتها اضافه شده و ماجراها وسعت بیشتری پیدا کرده : از فاضلاب به سوی فضای خارج از فاضلاب...
امتیاز بلبل جان
78%
فصل 7 قسمت 13 (آخر) + دوبله اضافه شد
لاک پشت های نینجا ، داستان ۴ لاک پشت جهش یافته و شبه انسان (میکل آنجلو ، لئوناردو ، دوناتلو و رافائلو) است که نینجوتسو رو از یک موش "استاد اسپلینتر" که مانند خودشان جهشیافته و شبه انسان است ، می آموزند. آنها در فاضلاب نیویورک زندگی می کنند و به مبارزه با افراد شرور می پردازند. برخلاف TMNT محصول 1987 ؛ در این مجموعه ، مقداری طنز به شخصیت لاکپشتها اضافه شده و ماجراها وسعت بیشتری پیدا کرده : از فاضلاب به سوی فضای خارج از فاضلاب...
بازسازیای از کلاسیک دههٔ ۸۰ که در مجموع عالی بود! هشدار اسپویل بالآخره! بالاخره تمومش کردم — سریای ۱۵۵ قسمتی که سه یا چهار ماه طول کشید تا بهصورت پراکنده، بیشتر عصرهای چهارشنبه تماشا کنم (چون آن موقعها زمان آزاد بیشتری دارم). از حوالی پایان فصل سوم به بعد حس کردم 4Kids حاضر نیست بهراحتی از گاو شیردهٔ کالاهای تبلیغاتیاش بگذرد و شروع کرد سری را تا...
بازسازیای از کلاسیک دههٔ ۸۰ که در مجموع عالی بود! هشدار اسپویل بالآخره! بالاخره تمومش کردم — سریای ۱۵۵ قسمتی که سه یا چهار ماه طول کشید تا بهصورت پراکنده، بیشتر عصرهای چهارشنبه تماشا کنم (چون آن موقعها زمان آزاد بیشتری دارم). از حوالی پایان فصل سوم به بعد حس کردم 4Kids حاضر نیست بهراحتی از گاو شیردهٔ کالاهای تبلیغاتیاش بگذرد و شروع کرد سری را تا آنجا که میتواند بهرهبرداری کند. متأسفانه این روی کیفیت کلی سری تأثیر گذاشت و باعث شد فصلهایی نسبتاً ضعیف بیرون بیایند. اینکه عملاً میتوان فصلهای ۴ تا ۷ را نادیده گرفت و باز هم برای تماشای Turtles Forever آماده بود نشاندهندهٔ این است که بخش قابلتوجهی از محتوای بعدی لازم نبوده. کاراکترها از نظر من یکی از بهترین بخشهای سری کاراکترها هستند. لئوناردو کمی مایهگرفته و همان چیزی است که از این شخصیت انتظار میرود. در فصل چهار یک تعارض درونی برایش گذاشتهاند — چون در پایان فصل سوم نتوانست برادرانش را نجات بدهد و پرخاشگر و عبوس میشود — اما در عمل تبدیل به نسخهای بدتر از راف شده و اخلاقش بهشدت دچار مشکل میشود. مثلاً یک جا حتی سر اسپلینتر را شکافته چون «همهچیز را یاد گرفته»، ولی خوشبختانه در میانهٔ فصل به حالت خنثی و معمولیاش برمیگردد. دوناتلو خیلی یکنواخت است؛ شخصیتش فراتر از «نابغهٔ تکنولوژیک» حرکت نمیکند و احتمالاً بهخاطر همین کمترین استفاده را از او بردهاند. در فصل هفتم هم یک درگیری درونی دارد که خود را مقصر گم شدن اسپلینتر در فضای سایبری میداند و وسواس جمعآوری قطعات پیدا میکند و فاصله میگیرد — اساساً همان قوس لئو در فصل چهار اما اینبار مربوطتر به داستان. در کل بد نبود اما دوباره در میانهٔ فصل باز به حالت خستهکنندهٔ سابق بازمیگردد. راف واقعاً نقطهٔ اوج لاکپشتها در این سری است. شخصیت انفجاری و تند و تیز او با چنین سریای خیلی خوب جور در میآید و موقعیتهای جذابی خلق میکند. شیمی راف و کیسِی طبیعی و خوب است؛ چیزی که در بقیهٔ اقتباسها کمتر دیده شده. حتی در فصل اول یک شوخی میگوید («Joe mama») که نشان میدهد او بهترین لاکپشته است. میکِلآنجلو کمترین بهیادماندنی بودن را دارد و بهعلاوه در بسیاری از قسمتها خودخواه و آزاردهنده است. حدود ۶۰٪ دیالوگهایش ارجاعات به فرهنگ پاپ است و با تکرار پس از بیش از ۱۵۰ قسمت خستهکننده میشود. از مهربانی اسپلینتر سوءاستفاده میکند، تمرینات رزمیاش را جدی نمیگیرد و حتی بعد از اپیزود «Graduation Day of 2105» که بهخاطر اعتیادش به بازیهای ویدیویی از فارغالتحصیلی جا میماند، درسش را نمیگیرد. در قوس «Turtle Titan» بخش خودخواهیِ او به اوج میرسد و نسبت به هرکسی که فکر میکند در سایهٔ او ایستاده برخورد بدی میکند — از جمله حملهٔ تمامعیار به برادرش راف که از حسادت ناشی میشود. این سطح از حقیر بودن از میکِلی که در دیگر رسانههای TMNT دیدهایم عجیب است. اسپلینتر در کل خوب است، اما نسبت به دیگر نسخههای این شخصیت کمی ضعیفتر ظاهر میشود؛ با این حال این نکته بهمعنای بیکیفیتی او نیست، بلکه نشاندهندهٔ ثباتِ سطح بالای بازیابی این نقش در طول سالهاست. در کمیکهای اصلی، اسپلینتر رتی بود که رفتار صاحبش را تقلید میکرد و همین باعث میشد تقابلش با شردِر شخصیتر بهنظر برسد؛ یکی از تغییراتی که کارتون ۱۹۸۷ انجام داد این بود که اسپلینتر و هماتو یوشی را یک نفر نشان داد که از نظر من منطقیتر و دربُعدِ درام اصالت بیشتری دارد. در این سری هم منشأ هماتو یوشی کمی تعدیل شده که به نظرم اثر دخیل داستان را کمرنگ میکند. صداپیشگی اسپلینتر هم از نظر من بهخوبی با نسخهٔ پیتر رنادِی (کارتون اصلی) جور درنمیآید. آوریل زمینگیر و باوقار است و بهخوبی به لاکپشتها کمک میکند. کیسِی هم در این سری بهترین اجرا را دارد؛ واضح است که از بازی الیاس کوتِآس در فیلم ۱۹۹۰ الهام گرفتهاند. شیمی کیسِی با راف عالی است و با آوریل حتی بهتر؛ رابطهٔ آنها یکی از نقاط موردعلاقهٔ من در سری است و رشد طبیعی و باورپذیرشان طی هفت فصل جذاب است. دیدن اینکه در نهایت کنار هم قرار میگیرند برای کسی که بیش از ۱۵۰ قسمت با این شخصیتها همراه شده احساس دلگرمکنندهای دارد. آنتاگونیستها تبدیل شِرِدر به اوتروم در این سری کمی خندهدار است. دیگر نمیتوان بهسادگی شِرِدر را کشت چون نماد شده، پس کلاً منشأ او را تغییر میدهند و او را اوتروم جلوه میدهند — انگار قرار است این نسخهٔ «آدامسِ جویدنی» را جدی بگیرم. کرَنگ در بیشتر جلوهها بار کمدی داشته، هرچند ساختهٔ Rise نشان داد که میشود او را هم جدی و تهدیدآمیز نشان داد؛ اما خشونت محتاطِ 4Kids کمکی به ترسناککردن شِرِدر نمیکند. در مجموع شِرِدر این سری خیلی یکنواخت و حوصلهسربر است و بههیچوجه بهقدری خاطرهانگیز یا ترسناک نیست که در دیگر نسخهها دیدهایم. کاری تبدیل به نسخهای میشود که زیاد از شرِدر اصل تشخیصپذیر نیست؛ انکار واضح حقایق از سوی او و بیتفاوتیاش نسبت به شواهد خیلی آزاردهنده است. او در فصل چهار نقش شردِدر را برعهده میگیرد اما تغییر چندانی در ماهیت داستان ایجاد نمیشود. هان یکی از شخصیتهای موردعلاقهٔ من است: تهدید قابلاحترام، وفاداری عمیق به شِرِدر، و رهبریِ دِرَگونهای بنفش. با یک استثنا، او در کل سری از لذتبخشترین کاراکترهاست. و آن استثنا کیه؟ باکستر استاکمن! واقعاً عاشق خودمحوری و دیوانگیِ او هستم — حتی وقتی تکهتکه میشود و فقط یک مغز در شیشه میشود، همچنان خودبرتَربین و تراژیک باقی میماند. آدم دلش برایش میسوزد که دیگران دائماً از نبوغش سوءاستفاده میکنند. بیشاپ هم تهدید جالبی بود؛ در ابتدا طراحیاش کمی کلیشهای بهنظر میرسید اما رفتهرفته زره و ظاهر بهیادماندنی به او داده شد. ذکاوت و دستکاریهایش (مثل جعل یک تهاجم بیگانه برای جلب بودجه) باعث شکلگیری بخشی از خط داستانی فصل چهار شد. از آنچه در فصل شش با او کردند خیلی خوشم نیامد، ولی کلیتاً قابل تحمل بود. فصلها — مرور کلی و نقطهنظرات فصل ۱: در کل فصل خوبی بود و شروع خوبی برای ادامهٔ سری بهحساب میآید، اما مشکلش پرشدگیهای زیادی است؛ تنها چهار شمارهٔ اول کمیک را اقتباس کردهاند اما آنقدر کش دادهاند که زمان تماشایش بسیار بیشتر از خواندن آن چهار شماره میشود. با این حال داستان غالبِ فصل محکم است و این تنها فصلیست که شِرِدر اوتروم حقیقتاً ترسناک بهنظر میرسد. فصل ۲: از نظر من کمی بهتر از فصل اول است. هنوز نخواندهام چقدر وفادار به کمیک است، اما دیدن رقابت بین دو طاغوت روی یک دستگاه پورتالِ خاموش که اوترومها پورتال کارآمد دارند جذاب بود. شخصیت ترکسیموس و رهبر تریسِراتون، زانرامون، خاطرهانگیز بودند؛ ایدهٔ استادیوم گلادیاتور و اپیزودهای زندان هم جالب بودند. معرفی Battle Nexus هم ایدهٔ جالبی بود و حضوری از Usagi هم گهگاه دیدنی بود. چند شخصیت انسانی مثل ژنرال بلانکه فراموششدنیاند، و هانیکات کمی بعد اذیتکننده میشود، اما در مجموع فصل لذتبخش است. فصل ۳: هنوز هم فصل خوبی است — قبلاً فکر میکردم بهترین فصل است اما ممکن است فصل ۲ کمی بهتر باشد. این فصل بیشاپ را معرفی میکند! ورود یورش بیگانگان به زمین گرچه برخلاف انتظار من بود، اما اپیزودهای آنتولوژیِ «Ultimate Drako» تنوعِ تُن و روایت را آوردند. در عین حال از حذف شِرِدر اوتروم در پایان فصل هم باید گفت نویسندهها بعدها پشیمان خواهند شد. ردهبندی اپیزودهای آنتولوژی Ultimate Drako: 1. Same As It Never Was — بهترین اپیزود کل سری 2. The Real World, Part 1 — سبک هنری جذاب و دیدن دنیای Usagi لذتبخش 3. Across the Universe — اپیزودی استاندارد با لحظات مسابقهای خوب 4. Reality Check — ضعیف؛ استفادهٔ نادرست از ظرفیتِ ایدهٔ سوپرهیروها و تبدیل شدن اسپلینتر به شرور بیمورد بود فصل ۴: هنوز هم جذابیت دارد اما حس میشود آغاز زوالِ سری است. حذف شِرِدر اوتروم تأثیر واقعی روی مسیر داستان نگذاشت؛ کاری که با جایگزینی کاری انجام شده بیشتر حس «تعویض پوسته» بود. کارِ اصلیِ فصل روی جهشها از اوز است که شروعش بیمنطق بهنظر میرسد و ایدهها تا آخرین قسمتها واقعاً کاشته نمیشوند چون باید زود جمعبندی کنند. پایان فصل هم چندان قاطع نیست و بیشتر حکم پروولوگ فصل ۵ را دارد. فصل ۵ (Ninja Tribunals): فصل قابلقبولیست اما حس میشود 4Kids میخواسته با ترفندها و قالبهای جدید سری را زنده نگه دارد؛ حاصل کمی نامنسجم است. نینجا تریبونال بهطرزی تحمیلشده وارد داستان میشود و بسیاری از آکولایتها شخصیت چندانی ندارند؛ میخواهی برای مرگشان احساس کنی ولی چون ریشهٔ داستانی برایشان نساختهاند، مرگها تأثیرگذار نیست. همچنین معرفی انواعی از «شِرِدر»های جایگزین نشان میدهد نویسندهها از حذف شِرِدر پشیماناند و مرتباً نسخههای شبهشِرِدر میآورند. سه اپیزود پایانی فصل خوب هستند و ایکاش بقیهٔ فصل هم در این سطح بودند. یک نکتهٔ آزاردهنده هم تغییر صداپیشگی هان بود — چرا این کار را کردند؟! فصل ۶ (Fast Forward): صادقانه بگویم این فصل دلیل اصلی بود که در مجموع به سری نمرهٔ ۶/۱۰ دادم. اگر این فصل نبود، احتمالاً بهطور کلی ۷/۱۰ میدادم. تغییر گستردهٔ طراحی هنری و رفتن ۱۰۰ سال به آینده یک تغییر بزرگ است که از نظر بصری و لحن با بقیهٔ سری خیلی جور درنمیآید؛ انگار فصلِ دیگری از یک مجموعهٔ دیگر است. طنزهای کمیکِ بیمزه، شخصیتهایی کمعمق مانند کودی و یک ضدقهرمان خیلی ضعیف همه باعث شدند فصل سطحی و ناهمگون شود. تنها چند اپیزود مثل «Graduation Day of 2105»، «Timing is Everything» و «DNA is Thicker than Water» نشان دادند سری هنوز توانِ روایت خوب دارد. پایانی هم ندارد که جمعبندی کند و برخی خطوط داستانی نیمهکاره رها میشوند. Back to the Sewers: بازگشتی نسبتاً خوب به فرم اصلی است، و لازم است اعتراف کنم که تم جدید واقعاً جذاب بود. شروع فصل با همان جلوهٔ Fast Forward منطقی است چون لاکپشتها اول در آیندهاند، و اپیزودها بهتدریج به محیط اصلی برمیگردند. بازگشت ویِرال/سایبر شرِدر از طریق حافظههای پشتی در فضای سایبری کمی مسخره بهنظر میرسد (سؤال مطرح میشود که چرا کارای پس از فصل سوم فوراً سایبر شرِدر را فعال نکرد؟). مستر خان تهدیدی یکبعدی اما نسبتاً دلهرهآور است. دونی مدتی خودسر و غمگین است چون فکر میکند مقصر گم شدن اسپلینتر در فضای سایبری است. خوشبختانه بخشهای فضای سایبری تاریخگذری ندارند و هنوز قابلتحملند. طراحی هنری دوباره تغییر کرده تا بیشتر به فیلم ۲۰۰۷ نزدیک شود که بهنظرم آزاردهنده نبود. پیگیری رابطهٔ کیسِی و آوریل و رسیدن به پیشنهاد ازدواج — هرچند دوست داشتم آن اپیزود سادهتر و بدون هیولای فرعی باشد — و بازگشت صدای واقعی هان نقاط مثبتاند. چند سؤالات کوچک مثل عدم بهکارگیری فرصت ارجاعی بین اپیزودها وجود دارد، اما در مجموع پایانِ قدرتمندی برای سری فراهم میکند و دیدن خاتمهٔ داستان بعد از ماهها تماشا تأثیرگذار بود. ردهبندی فصول از بهترین تا ضعیفترین (نظر نویسنده): 1. فصل ۲ 2. فصل ۳ 3. فصل ۱ 4. Back to the Sewers 5. فصل ۴ 6. Ninja Tribunals 7. Fast Forward نکات پایانی: یک چیز عجیب دیگر که به آن فکر کردم وجود سوپرهیروها در این جهان است — آیا لاکپشتها نمیتوانند عملاً بهعنوان سوپرهیروها عمومی شوند و نیروهای عدالت از آنها پشتیبانی کنند؟ انگار این فرصت نادیده گرفته شده. در کل، تماشا کردن این سری برایم تجربهٔ لذتبخشی بود؛ نقاط ضعف فراوانی دارد اما همچنان لحظات درخشانی هم ارائه میدهد.
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.

دیدگاه های کاربران