پس از کنار آمدن با از دست دادن همسرش، فاروق در دستیارش سراپ آرامش مییابد، بیخبر از نیات واقعی او. در واقع، سراپ در ابتدا این وظیفه را پذیرفته بود چون رئیسش فاروق به کسی آموزشدیده نیاز داشت تا از بچهها در خانه مراقبت کند. به هر حال، او دختران فاروق گنچر، نیسان و ناز، و پسرش عمر را خیلی خوب میشناخت و از سوی آنها مورد علاقه بود. اما وقتی سراپ که در ساختمانهای فرعی خانهٔ مادر افسون، پیرايه بیزاده، در موغلا متولد شده بود در عمارت فاروق ساکن شد، از خود پرسید «چرا؟». «چرا من نمیتوانم همه چیز را داشته باشم؟» به هر حال، او زندگی را از صفر شروع کرده بود. اما حالا فاروق گنچر که او را خیلی خوب میشناخت، فرصت بزرگی برای او بود تا این شکاف را پر کند! بله، سراپ هرگز خواب ازدواج با مردی که سه فرزند دارد را در سر نمیپروراند. اما این مسئله مربوط به بعد بود. اکنون او باید نه تنها وارد خانه، بلکه وارد قلب این مرد میشد که بسیار به فرزندانش وفادار بود، و باید هرچه سریعتر آستینها را بالا بزند تا سراپ گنچر شود!
در حال بررسی آخرین قسمت...
پس از کنار آمدن با از دست دادن همسرش، فاروق در دستیارش سراپ آرامش مییابد، بیخبر از نیات واقعی او. در واقع، سراپ در ابتدا این وظیفه را پذیرفته بود چون رئیسش فاروق به کسی آموزشدیده نیاز داشت تا از بچهها در خانه مراقبت کند. به هر حال، او دختران فاروق گنچر، نیسان و ناز، و پسرش عمر را خیلی خوب میشناخت و از سوی آنها مورد علاقه بود. اما وقتی سراپ که در ساختمانهای فرعی خانهٔ مادر افسون، پیرايه بیزاده، در موغلا متولد شده بود در عمارت فاروق ساکن شد، از خود پرسید «چرا؟». «چرا من نمیتوانم همه چیز را داشته باشم؟» به هر حال، او زندگی را از صفر شروع کرده بود. اما حالا فاروق گنچر که او را خیلی خوب میشناخت، فرصت بزرگی برای او بود تا این شکاف را پر کند! بله، سراپ هرگز خواب ازدواج با مردی که سه فرزند دارد را در سر نمیپروراند. اما این مسئله مربوط به بعد بود. اکنون او باید نه تنها وارد خانه، بلکه وارد قلب این مرد میشد که بسیار به فرزندانش وفادار بود، و باید هرچه سریعتر آستینها را بالا بزند تا سراپ گنچر شود!
دیدگاه های کاربران