ارکین که بهعنوان نگهبان در فانوس دریایی کار میکند، مردی تنها در اواسط سیسالگی است. ارکین که زیر بار بدهیهای اعتباری له شده، روزی خبر مرگ پدربزرگش را دریافت میکند. سورپرایز بزرگی در انتظار اوست؛ او بلافاصله به خانه سالمندان میرود که پدربزرگش آنجا اقامت دارد. پدربزرگ از ارکین میخواهد از برادرش کورای و نامزد سابقش مروه که سالها پیش دل او را شکسته بود، عذرخواهی کند. برای رهایی از بدهیهایش، ارکین مجبور میشود آرزوی پدربزرگ را برآورده کند و در این مسیر درگیر یک ماجراجویی بزرگ میشود.
ارکین که بهعنوان نگهبان در فانوس دریایی کار میکند، مردی تنها در اواسط سیسالگی است. ارکین که زیر بار بدهیهای اعتباری له شده، روزی خبر مرگ پدربزرگش را دریافت میکند. سورپرایز بزرگی در انتظار اوست؛ او بلافاصله به خانه سالمندان میرود که پدربزرگش آنجا اقامت دارد. پدربزرگ از ارکین میخواهد از برادرش کورای و نامزد سابقش مروه که سالها پیش دل او را شکسته بود، عذرخواهی کند. برای رهایی از بدهیهایش، ارکین مجبور میشود آرزوی پدربزرگ را برآورده کند و در این مسیر درگیر یک ماجراجویی بزرگ میشود.
دیدگاه های کاربران