چیهان با هیجان زیادی برای ورود به دانشگاه آماده میشد. وقتی، همانطور که تصور میکرد، وارد دانشگاه شد، تنش دیگری را پیدا کرد: «عشق». چیهان احساس میکرد که تازه شروع به زندگی کرده است؛ در واقع، او به بیماریای لاعلاج مبتلا بود و فیگان (مادرش) نخستین کسی بود که از آن مطلع شد. فیگان مبارزهای بزرگ را برای حفظ زندگی او آغاز کرد تا چیهان بتواند باقی عمرش را به شکلی منحصر به فرد و درخور شایستگیاش سپری کند.
در حال بررسی آخرین قسمت...
چیهان با هیجان زیادی برای ورود به دانشگاه آماده میشد. وقتی، همانطور که تصور میکرد، وارد دانشگاه شد، تنش دیگری را پیدا کرد: «عشق». چیهان احساس میکرد که تازه شروع به زندگی کرده است؛ در واقع، او به بیماریای لاعلاج مبتلا بود و فیگان (مادرش) نخستین کسی بود که از آن مطلع شد. فیگان مبارزهای بزرگ را برای حفظ زندگی او آغاز کرد تا چیهان بتواند باقی عمرش را به شکلی منحصر به فرد و درخور شایستگیاش سپری کند.
دیدگاه های کاربران