«جاش» (بن فاستر)، همسرش «ریچل» (کوبی اسمولدرز) و پسرشان «مکس» (ویلیام کوسوویچ) به خانهای تازه نقل مکان کردهاند و منتظر استقرارند که ناگهان بیرون حادثهای رخ میدهد و یک لاستیک از پنجرهشان وارد میشود—در زمانی کاملاً نامناسب. طبیعتاً کمی گیج میشوند و ریچل فکر میکند شاید بهتر است نقل مکان کنند. وقتی دوباره همین اتفاق میافتد، انتظار میرود تصمیمشان ساده باشد، اما جاش به طرز...
«جاش» (بن فاستر)، همسرش «ریچل» (کوبی اسمولدرز) و پسرشان «مکس» (ویلیام کوسوویچ) به خانهای تازه نقل مکان کردهاند و منتظر استقرارند که ناگهان بیرون حادثهای رخ میدهد و یک لاستیک از پنجرهشان وارد میشود—در زمانی کاملاً نامناسب. طبیعتاً کمی گیج میشوند و ریچل فکر میکند شاید بهتر است نقل مکان کنند. وقتی دوباره همین اتفاق میافتد، انتظار میرود تصمیمشان ساده باشد، اما جاش به طرز عجیبی جذب میشود؛ نه به خود تصادفها، بلکه به مدت زمانی که خدمات اورژانسی طول میکشد تا برسند، و تصمیم میگیرد برای کمک آموزش ببیند. طبیعتاً رفتار فزایندهٔ عجیب او همسر و پسر جوانش را گیج میکند و همینطور رئیسش؛ بنابراین خیلی چیزها برای او در معرض خطر قرار میگیرد.
ابتدای فیلم را دوست داشتم و فکر کردم شاید این بهترین اجرای فاستر باشد، اما پس از حدود نیمساعت، فیلم تبدیل به نمایش بیلذتی از وسواس و خودمحوری میشود که با تمایلی تا حدی دور از واقعیت—گرچه گهگاه با طنزی سیاه—برای انجام کارهای خیر همراه است. اسمولدرز خوب بازی میکند اما حضورش کمرمق و اندک است—که بههرحال بهتر است، چون شخصیت او که قرار است درمانگر زوجین باشد، نسبت به تروما و نیازهای شوهر و پسرش کاملاً بیتوجه است و این بیتوجهی در نهایت آزاردهنده و نفسگیر میشود. متأسفانه ایدهٔ اولیهٔ خوب، به مجموعهای از تصمیمات ساختگی و بد بدل میشود که با رشتهای از وقایع نامحتمل به هم دوخته شدهاند؛ شخصیتپردازیها کلی، ناپخته و شتابزدهاند و فیلم در پایان مرا هم بهدنبال «بیشتر» گذاشت و هم «کمتر». متأسفم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران