وقتی مردی به زادگاه ساحلیاش در استرالیا برگشت، گروهی از موجسواران محلی در مقابل پسر نوجوانش او را تحقیر کردند و ادعا کردند که مالک آن ساحل خلوت دوران کودکی او هستند.
وقتی مردی به زادگاه ساحلیاش در استرالیا برگشت، گروهی از موجسواران محلی در مقابل پسر نوجوانش او را تحقیر کردند و ادعا کردند که مالک آن ساحل خلوت دوران کودکی او هستند.
نیکلاس کیج در سالهای اخیر به خاطر انتخابهای جسورانه و غیرمتعارف در حرفهاش شناخته شده است؛ او در فیلمهایی متفاوت و گاه نامتعارف بازی کرده که از توقعات معمول هالیوود فاصله دارند. از «مندِی» تا «لانگلگز»، کیج اجراهای جذابی ارائه داده، هرچند همیشه مورد تقدیر گسترده قرار نگرفتهاند. با «The Surfer» بار دیگر نقشهایی را برمیگزیند که وعدهٔ عجیب و فرار از حدود معمول را...
نیکلاس کیج در سالهای اخیر به خاطر انتخابهای جسورانه و غیرمتعارف در حرفهاش شناخته شده است؛ او در فیلمهایی متفاوت و گاه نامتعارف بازی کرده که از توقعات معمول هالیوود فاصله دارند. از «مندِی» تا «لانگلگز»، کیج اجراهای جذابی ارائه داده، هرچند همیشه مورد تقدیر گسترده قرار نگرفتهاند. با «The Surfer» بار دیگر نقشهایی را برمیگزیند که وعدهٔ عجیب و فرار از حدود معمول را میدهند. متأسفانه اینبار، با وجود تعهد کیج و ایدهٔ جسورانهٔ فیلم، نتیجه بیش از آنکه رضایتبخش باشد، ناامیدکننده است.
فیلم در بستر یک شهر ساحلی استرالیا میگذرد و داستان پیگیرِ مردی است که با مجموعهای از بحرانهای شخصی و حرفهای روبهروست. این لوکیشن میتوانست بستر مناسبی برای یک مطالعهٔ شخصیتی باشد، اما فیلم با نواقص متعدد پتانسیل خود را از دست میدهد. اولین و بارزترین مشکل، شلوغی و سوراخهای داستانی است. روایت بین چند زیرپلات کمتوسعهیافته جهش میکند و بیننده را با عناصری روبهرو میکند که معرفی میشوند اما بیهیچ توضیحی رها میشوند.
اجرای کیج همچنان با شدتِ همیشگیاش همراه است، ولی گاهی این اجرا چنان از متن جدا به نظر میرسد که بهتنهایی نمیتواند فیلم را نجات دهد. فیلمنامهٔ پارهپاره و شخصیتپردازی ناپایدار حتی با مهارتِ او قابل جبران نیست. بازیگران مکمل هم کمابیش نتوانستهاند خلأها را پر کنند؛ چند اجرای چوبی و کمجان دیده میشود و کمبودی در شیمی میان کیج و دیگر بازیگران وجود دارد که در لحظاتِ آرامتر و دروننگرانه بهطرزی آزاردهنده محسوس میشود.
در مورد تولید، انتخاب استرالیا به نظر بیشتر تصمیمی مالی—با بهرهمندی از حمایتهای ساخت فیلم—تا انتخابی هنری میآید. با فرض اینکه داستان قرار بوده در لسآنجلس و در بافت فرهنگ موجسواری ساحلی رخ دهد، انتقال لوکیشن به استرالیا در بطن داستان توجیه درونی کافی ندارد. این تغییر، نه تنها موقعیت جغرافیایی را مبهم میکند، بلکه منطقِ درونی روایت را نیز خدشهدار میسازد.
از نظر کارگردانی و ریتم، «The Surfer» با خودش تناقض دارد. گاهی بیش از حد در نماهای چشمنواز و سکوتهای بیکلام باقی میماند تا حس سنگینی و فضا بسازد، چیزی که فیلمنامه از عهدهٔ آن برنمیآید. گاهی هم از گرههای داستانی مهم بهسرعت عبور میکند و این سؤال را برمیانگیزد که چرا به این نقاط توجه کافی نشده است.
در نهایت «The Surfer» فرصتِ خوبی را از دست داده است. در حالی که مجموعهٔ اخیر آثار غیرمتعارفِ کیج نشاندهندهٔ تمایل او به ریسکپذیری است، این فیلم بیشتر شبیه حرکتی صرفاً تجاری بهنظر میآید که سعی دارد از مشوقهای مالی استرالیا بهره ببرد بدون اینکه عمق خلاقانهٔ لازم را ارائه کند. آنچه میتوانست تبدیل به کاوشی در هویت، فقدان و رستگاری شود، به اثری نامنسجم و زودفراموش بدل شده است. طرفداران کیج شاید از نقشآفرینی او لذت ببرند، اما برای بیشتر تماشاگران «The Surfer» ناامیدکننده خواهد بود.
————
این فیلم واقعاً یک پیام روشن دارد: انگار اگر فیلمی قرار بود برای نیکلاس کیج ساخته شود، همین است! از تماشای آن سرگرمی زیادی بردم؛ بازیگر اصلی از ابتدا تا انتها فوقالعاده است و در کنار او گروه بازیگران مکمل هم بسیار توانمند ظاهر شدهاند.
گاهی از اینکه فیلمها اراذل و اوباش را بهعنوان آنتاگونیست نشان میدهند آزرده میشوم، اما این فیلم نشان میدهد چگونه میتوان از چنین شخصیتهایی استفاده کرد؛ این افراد در عین اینکه نسبتاً باورپذیرند، عمدتاً فقط برای بههمزدنِ آرامشِ قهرمان حضور دارند و بازیگرانِ نقشهای فرعی عملکرد خوبی دارند.
کیج بیشک ستارهٔ فیلم است، اما من از تماشای نیک کَسیم (بهعنوان بهترین بازیگر در کنار نقش اصلی) و جولیان مکماهون نیز لذت بردم. همانطور که از یک تریلر روانشناختی انتظار میرود، پیرنگ به عمقِ این حوزهها میرود. داستان در میانه کمی پیچوتاب دارد، اما در نهایت ارزش دیدن را دارد.
موسیقی متن عالیست و بسیاری از اجزای دیگر فیلم نشان میدهد که در ساخت آن دقت و توجه زیادی به جزئیات شده است. فیلم مناظری خوشآیند دارد و اگر داستان جذاب نباشد، طبیعتاً این ظاهر اهمیت چندانی نداشت؛ خوشبختانه اینجا داستان قطعاً جذاب است.
————
هُم! نمیدانم چرا اسم فیلم را «The Surfer» گذاشتهاند چون واقعاً موجسواری، شنا یا حتی پارو زدنِ چندانی در این تریلر روانشناختی دور از واقعیت دیده نمیشود. فیلم همهچیزش حول نیکلاس کیج است؛ شخصیتِ بینام او به همراه پسرش (فین لیتل) به یک خلیج زیبا در استرالیا میرسند تا چیزی ویژه را به او نشان دهند. اما وقتی با تجهیزات به سوی ساحل میروند، از سوی چند اراذل محلی متوقف میشوند که میگویند موجسواری فقط برای محلیهاست و باید بروند.
پسر لازم است به خانه و مدرسه برگردد، اما پدر حاضر نیست تحت سلطهٔ «اسکلی» (جولیان مکماهون) و باند او قرار گیرد—او در اینجا بزرگ شده و موضوعی افتخارآمیز است. آنچه بعد رخ میدهد بیشتر به تمسخر شباهت دارد تا روایت منطقی؛ داستان بیوقفه لَنگوَر میشود و هرچه جلوتر میرود کمتر معنا پیدا میکند، تلاش میکند واقعیتها و شخصیتها را مخدوش کند و در نهایت به پایانی میرسد که برای من چندان قابلفهم نبود. فیلم نوعی حس کیهانی یا آیینی دارد و باید اذعان کرد کیج در واردشدن به گردابی از صحنههای گیجکننده که آرامآرام او را به سوی واکنشهای ناامیدانه میکشاند، خوب عمل میکند.
اینجا سوراخهای داستانی فراوان است و ساعت اول داستان آنقدر کشدار است که تا رسیدن به نقطهٔ عطف، علاقهام را کاملاً از دست دادم. شاید برای کسانی که احساس میکنند بهخاطر قیمت یا زورگویی از جوامع کودکیشان رانده شدهاند، معنایی دوگانه داشته باشد، اما متأسفانه این پیام توان فروشِ اباطیلی را که تبدیل به بهانهای برای ستارهای شده که شایستهٔ همتای قویتر و ملموستری بود، ندارد. متأسفم؛ برای من این فیلم غرق شد.
————
طرز شکل گرفتن داستان در طول اتفاقات، تماشاگر را درگیر و سرگرم میکند. خودم گاهی از داستان جا میماندم. واقعیت مثل موج میآید و میرود؛ هیچوقت دقیقاً یکسان نیست. اجراها شما را به حالتی از باورِ گیجکننده هدایت میکنند. یادم نیست چهقدر قبلتر در یک فیلم اینقدر خندیدهام. مردم محلی فوقالعادهاند.
اعتمادبهنفسِ نیک در اجرا مشخص است؛ او همیشه میداند دقیقاً چه میکند هرچند شاید پنج دقیقه قبلش چنین حسی نداشته باشد. نوشیدن عالی. دیوانگیای بهطرز ساختارمندی اجرا شده است. من هرگز به جایی که مردها قی میکنند نرفتهام اما قطعاً سعی نمیکنم روی موجشان بپرم. شخصیتها بسیار رنگارنگاند.
تصاویر فیلم فوقالعادهاند. با برشهای خشن به سر و صدای سنجاقکها و اثرات آبیِ خوابآلود، دوربین جسور است. دلم میخواهد این را روی پردهٔ بزرگ ببینم. شاید حتی بعد از بازگشت پلیس هم بیرون بروم. فقط دیوانهوار رفتار کنید. من زود به اوج رسیدم اما فرودش زیبا و پاداشدهنده بود.
————
نیک کیج در بهترین فرمش! فیلمی سرگرمکننده، منزجرکننده و هولناک. این نمایش بازیگوشانه روی صورتتان مینشیند، سپس میپوسد و میماند و پاک کردنش غیرممکن خواهد شد، انگار کسی روی فوارهٔ آب... آلودگی کرده باشد!
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران