داستان یک تاجر ثروتمند که دخترش که یک راهبه است را، تنها وارث ملک شخصیاش میکند و خودش پروزهای را آغاز میکند که در ادامه باعث دردسرهای بسیاری میشود.
داستان یک تاجر ثروتمند که دخترش که یک راهبه است را، تنها وارث ملک شخصیاش میکند و خودش پروزهای را آغاز میکند که در ادامه باعث دردسرهای بسیاری میشود.
برخلاف چند فیلم اخیر وس اندرسون، به نظرم این فیلم داستان محکمتری دارد که چارچوب رفتارهای عجیب و غریب را تقویت میکند؛ ما ماجرای فعالیتهای عملاً مرگآفرین کارآفرینی به نام کوردا (بنیشیو دل تورو) را دنبال میکنیم. او ثروت هنگفتی – نه همیشه با آبرو – به دست آورده و بارها هدف ترور قرار گرفته، پس بعد از تلاش اخیر که او را در بیابان...
برخلاف چند فیلم اخیر وس اندرسون، به نظرم این فیلم داستان محکمتری دارد که چارچوب رفتارهای عجیب و غریب را تقویت میکند؛ ما ماجرای فعالیتهای عملاً مرگآفرین کارآفرینی به نام کوردا (بنیشیو دل تورو) را دنبال میکنیم. او ثروت هنگفتی – نه همیشه با آبرو – به دست آورده و بارها هدف ترور قرار گرفته، پس بعد از تلاش اخیر که او را در بیابان به زمین میاندازد، تصمیم میگیرد وصیتنامهاش را بنویسد. پسران زیادی دارد اما فقط یک دختر؛ دختری راهبه به نام لیزل (میا ثریپلتون). این لیزل همان لیزل جولی اندروز نیست؛ بیرحمانه زیرک و بسیار هوشیار است، چون پدرش درگیر بلندپروازانهترین، مخفیکارانهترین و سمیترین طرح خود میشود — که همهچیز را بیشتر بههم میریزد و خشم «اکسکالیبور» (روپرٹ فرند) را که سازمانی شبیه «اسپکتر» را اداره میکند برمیانگیزد تا نقشههایش را خنثی کند. مشکل فیلم این است که از نظر سبک چندان تفاوت بنیادی با آثار اخیر اندرسون ندارد و حضور چهرههای آشنایی مثل ویلم دفو، اسکارلت جوهانسون و تام هنکس هم شخصیتهای جدید یا عمیقی به ما عرضه نمیکند که واقعاً گیرایشان شویم؛ این قابلپیشبینی بودن تا حدی شوخیهای به سبک مونتی پایتون را هم تحتتأثیر قرار میدهد. با این حال دل تورو از ابتدا تا انتها فیلم را در دست دارد و فیلم با طعنهای به منافع خاص، استثمار صنعتی و قدرت ستمگرِ خودخواهی، مسیرش را بهصورت سرگرمکننده و منطقی طی میکند. فیلم پرانرژی آغاز میشود و کمتر مکثی دارد؛ بیشتر یاد هتل بزرگ بوداپست میاندازد تا شهر شهابسنگی. بهزبان خودم، هنوز به خلاقیت آثار اولیه اندرسون نمیرسد، اما همچنان تلاش گروهی سرگرمکنندهای است که از طراحی صحنه زیبا بهره میبرد و شوخیهای کوچکی مثل تدارک بیپایان چسب زخم هم دارد.
«طرح فینیقی» همان وس اندرسون است — تحسین از این بابت. من این فیلم را دوست داشتم! از میان آثار این کارگردان، «آقای روباه فوقالعاده» و «نیویورکتایمز فرانسوی» بیشتر از همه برایم لذتبخش بودند، اما این اثر ۲۰۲۵ برای من در سطح دیگری است. همزمان خندهدار و خیرهکننده است؛ فیلمهای اندرسون قابلتشخیصاند و این فیلم هم از این قاعده مستثنی نیست؛ همه عناصر مورد انتظار او در آن هست. فهرست بازیگران ستارهای هم مانند همیشه گسترده است و پر از بازیگرانی بود که از آنها لذت میبرم، پس از این نظر ناامیدم نکرد. بنیشیو دل تورو نقشآفرینی برجستهای دارد؛ همیشه بازیگر مورد علاقهای بوده و این احتمالاً بهترین اجرای اوست که واقعاً در ذهن میماند. میا ثریپلتون تنها بازیگری بود که قبلاً او را نمیشناختم؛ صدایش کاملاً آشنا بود اما وقتی کارنامهاش را نگاه کردم دیدم فیلم دیگری از او ندیدهام — عجیب است. مایکل سِرا فوقالعاده است، تام هنکس و برایان کرانستون بسیار بانمک و سرگرمکنندهاند، متیو آمالریک، ریچارد آیواد، جفری رایت و بندیکت کامبربچ هم درخشاناند. نامهای بزرگ دیگری هم حضور دارند. من هنوز هشت فیلم وس اندرسون را ندیدهام، اما با پنج فیلمی که دیدهام او فیلمسازی قابلاعتماد به نظر میرسد و تعجب میکنم اگر آثار دیگرش را دوست نداشته باشم — حتی فیلمی مثل «ماهگرفتگی» که با آن چندان موافق نبودم، نکات مثبتی دارد.
این فیلم نمونهای دیگر از نگاه یگانه وس اندرسون است که به هر بخش اجازه میدهد بدرخشد — از طراحی صحنه پرزرقوبرق آدام استاکهاوزن تا موسیقی بذلهگوِ آلكساندر دسپلات و فیلمبرداری دقیق برونو دلبونل. در سطح تماتیک فیلم به تعادلی نادر میرسد: با نمایش تبدیل مردی که در غرور و جاهطلبی غرق شده به یک پدر آسیبپذیر و رستگار، نویسنده-کارگردان بازتابی واقعی از پشیمانی، پیوند دوباره با خانواده و فداکاری شخصی ارائه میدهد. بازیهای ظریف اما حسابشده بنیشیو دل تورو، میا ثریپلتون و مایکل سِرا آن هسته احساسی را تقویت میکنند و انسانیت را به جهانی دقیقاً مصنوعی میآورند. امتیاز: B
من این فیلم را کاملاً دوست داشتم؛ بهنظرم کار بسیار درخشانی است. فیلمهای وس اندرسون را دوست دارم و این فیلم هم طبق سبک او پر از درام و ذوق و شِکوه است. دشوار است توضیح بدهم چه مهارتی لازم است تا بازیگری تقریباً با یک بیان صورت در تمام فیلم بنشیند و در عین حال میلیونها چیز را بدون هیچ حرفی منتقل کند، اما این مهارت واقعاً محصورکننده است و این فیلم آن را بهخوبی نشان میدهد. همه بازیگران فوقالعاده و درخشاناند و طراحی صحنه هم شگفتانگیز است — چیزی که من واقعاً از آن لذت میبرم. طراحی صحنه اصلیترین دلیل علاقه من به وس اندرسون است؛ حس و حال او ترکیبی از عروسکخانهای دهه ۷۰ با مزه بستنی خوردن در روزی بسیار گرم تابستانی است — توضیح سخت است اما این بهترین توصیف حس و حال بصری او بهنظر میرسد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران