وقتی زِفیر، موجسواری باهوش و ماجراجو، توسط یک قاتل زنجیرهای که به کوسهها علاقه وسواسگونه دارد ربوده میشود و در قایقش زندانی میگردد، باید راهی برای فرار پیدا کند پیش از آنکه قربانی مراسم تغذیه آیینی کوسههای زیر قایق شود.
وقتی زِفیر، موجسواری باهوش و ماجراجو، توسط یک قاتل زنجیرهای که به کوسهها علاقه وسواسگونه دارد ربوده میشود و در قایقش زندانی میگردد، باید راهی برای فرار پیدا کند پیش از آنکه قربانی مراسم تغذیه آیینی کوسههای زیر قایق شود.
اگر اسم شخصیت «زیفر» باشد، طبیعی است که کمی روحیهای آزاد داشته باشد؛ بنابراین وقتی با این زن (زیفر، با بازی هِیسی هریسون) ملاقات میکنیم، نباید تعجب کنیم که هر وقت دلش خواسته کار خودش را کرده است. از جمله اینکه یک شب را با مشاور املاک نسبتاً بیرمق ولی خوشاندام «موزس» (با بازی جاش هیوستون) میگذراند و صبح قبل از خوردن پنکیک فرار میکند...
اگر اسم شخصیت «زیفر» باشد، طبیعی است که کمی روحیهای آزاد داشته باشد؛ بنابراین وقتی با این زن (زیفر، با بازی هِیسی هریسون) ملاقات میکنیم، نباید تعجب کنیم که هر وقت دلش خواسته کار خودش را کرده است. از جمله اینکه یک شب را با مشاور املاک نسبتاً بیرمق ولی خوشاندام «موزس» (با بازی جاش هیوستون) میگذراند و صبح قبل از خوردن پنکیک فرار میکند تا به موجسواری برود. مشکل این است که کلید فین ندارد و مجبور میشود آن را از دوست خوشقلب «تاکر» (با بازی جای کورتنی) قرض بگیرد، کسی که از قبل معلوم است آدمِ سالمی نیست. ناگهان بیدار میشود و میبینَد به تخت در قایق بسته شده در کنار «هدر» (الا نیوتن) که هر دویشان در موقعیتی قرار گرفتهاند که میتواند سوژهٔ یک فیلم ترسناک تمامعیار باشد، و تنها با ساندویچهای وِجیمایت روی نان سفید تغذیه میشوند. مردِ مقابل همهٔ کارتها را در دست دارد و اوضاع برای این دو زن چندان امیدوارکننده به نظر نمیرسد، اما خوشبختانه زیفر دختری شجاع و زیرک است و در همین حال «موزس» بیچاره که دلتنگ شده نگرانِ ناپدید شدن اوست و تلاش میکند بفهمد کجا رفته است. آیا سرنوشت را میتوان تغییر داد؟ آیا او میتواند بهموقع دوستش را پیدا کند؟ متأسفانه دربارهٔ نتیجه هیچ شکی باقی نمیماند، و ساختار اپیزودیکِ شروع/توقف/دوباره شروعِ روایت ما را با مجموعهای از موقعیتهای غیرمحتمل همراه میکند که فیلم را تا رسیدن به آن پایان محتوم کش میدهند. با کمک فیلمبرداری زیرآبی چشمگیر، این میتوانست نیمساعتی سرگرمکننده باشد اگر شان بیرن شهامتِ پایبندی به انگیزهٔ اولیهٔ اثر را داشت و میگذاشت همان حرکت اولیه کار را پیش ببرد؛ اما وقتی داستان شروع به تکرار میکند، همهچیز کمی مضحک میشود چون شانس و تصادف نقش بسیار بزرگ و مکرری ایفا میکنند. حیف؛ پتانسیل خوبی داشت.
چه فیلمِ عالیای! فوقالعاده پرتنش بود، حتی یک لحظه کسلکننده نداشت و احتمالاً پایانِ رضایتبخشی داشت. از تماشای این فیلم واقعاً لذت بردم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران