«Night Always Comes» نتوانسته به جاهطلبیاش برسد. قصهی قدرتمندی در پسِ فیلم هست — فرسایش اخلاقی که ناشی از سازوکارهایی است که همیشه یک گروه از مردم را ناکام میگذارند — اما فیلم هرگز روشِ تأثیرگذاری برای بیان این موضوع پیدا نمیکند.
جو و اجراها مواد خام را بالا میبرند؛ وانیسا کربی بهویژه با تعهدی که دارد بارِ داستان را به دوش میکشد، تعهدی که لیاقت...
«Night Always Comes» نتوانسته به جاهطلبیاش برسد. قصهی قدرتمندی در پسِ فیلم هست — فرسایش اخلاقی که ناشی از سازوکارهایی است که همیشه یک گروه از مردم را ناکام میگذارند — اما فیلم هرگز روشِ تأثیرگذاری برای بیان این موضوع پیدا نمیکند.
جو و اجراها مواد خام را بالا میبرند؛ وانیسا کربی بهویژه با تعهدی که دارد بارِ داستان را به دوش میکشد، تعهدی که لیاقت فیلمنامهای تیزتر را داشت. با این حال، میانِ تکرار، کمبود ظرافت و دودلی میان طنز تلخ و تریلرِ پرتنش، تجربه به ناامیدی و اغراق میگراید.
وقتی شب تمام میشود، چیزی که باقی میماند این حس است که همهٔ آن سروصدا به معنیِ چندانی منجر نشد.
امتیاز: C-
---
اوه خدای من، چه آشفتگیای.
ابتدا فیلمنامه و کارگردانی افتضاحاند. دیالوگها بد هستند و از نظر کارگردانی بهنوعی موفق شدهاند هر بازیگر را، حتی دو بازیگر اصلی بااستعداد را، شبیه اعضای دستوپاگیر تئاتر محلی نشان دهند. وقتی همه روی صحنه ناراحت و خشک بهنظر میرسند، یعنی کارگردان بد است.
بعد داستان؛ وای داستان. قهرمانِ ما احمقترین آدمِ جهان است، شاید فقط از مادرش کمهوشتر؛ چون این شخصیت چنان بد نوشته شده که غیرواقعی بهنظر میرسد. قرار است برای امضای مدارکِ وام به دفترِ وام بروید، قرار است مادرتان آنجا باشد و نیامده چون ناگهان تصمیم گرفته ماشین بخرد — چون پولِ من است و حالا دلم نمیخواهد این ملک را بخرم، و تازه زنگ هم نمیزند که خبرتان کند. یعنی چه؟ چه نوع نگارشمعقولی این است؟
بیایید چند گزینه منطقیتر پیشنهاد کنیم که هر کسی با یک عقل سالم در یک دقیقه به آنها میرسد:
1) مادر الکلی یا معتاد شده و رفته قهری.
2) مادر در راه حادثه دیده و مرده یا در آیسییو است.
اصلاً این قرارِ پیچیده برای چه؟ برای امضای مدارک که معمولاً همان دفترِ وام آنها را آماده میکند و یا برایتان میفرستد یا میآیید همانجا امضا میکنید. فروشندهی ملک نقشی در این فرآیند ندارد چه برسد به وکیلِ «فلیپِر»ش. چرا این آدمها آنجا هستند؟ این سطح از سوءتفاهم دائمی اعصاب را خرد میکند.
خلاصه، وانیسا باید تا ساعت نه بیستوپنج هزار دلار جور کند و به حساب فروشنده واریز کند. دوباره، چرا؟ وامِ خانه که باید به فروشنده پرداخت شود باطل شده چون دفترِ وام به دو ضامن وام داده بوده (وانیسا و مادرش) و حالا مادر از معامله خارج شده؛ وام باطل است و باید دوباره درخواست دهید و احتمالاً رد میشوید چون اکنون تنها ضامنِ کل مبلغ شما هستید. این مشکلی است که باید حل شود و فروشنده ربطی به آن ندارد. چرا فرستادن ۲۵ هزار دلار به او تفاوتی ایجاد میکند؟ آیا هیچکس تا به حال خانه خریده یا فروخته است؟ معلوم است نه.
اما فیلمنامه این را لازم دارد، پس او باید ۲۵k جور کند. دو شغلش کمکی نمیکنند، اما او تنفروشی هم میکند، پس به ذهنش میرسد از مشتریِ بانکدار ثروتمندش قرض بگیرد. او مرد پولداری است (آسیایی، پس طبق کلیشههای هالیوودی از نوعِ «بدتر» بهنظر میرسد)، پس البته آدم ناپسندی با زن و بچه است. او میگوید نه. بعد رابطه دارند و پولِ معمولِ ۵۰۰ دلارش را به ۱۰۰۰ دلار میرساند. و وانیسا خیلی غمگین است.
ولی یک سؤال: اگر برای یک رابطه ۵۰۰ دلار میدهند، چرا پیشنهادی دربارهٔ معامله نمیدهی؟ مثلاً نصف قیمت اگر نقد پرداخت کنی — ۲۵ هزار دلار برای صد رابطه. مشکل حل میشود.
نه، چون قهرمانِ بیفکرِ ما تصمیم میگیرد ماشینِ مرسدس AMG آن مرد را بدزدد. فکر میکنید خب حالا فروخته و پولش را میگیرد؟ نه. او از آن متنفر است و میخواهد به او ضربه بزند، پس دیوانهوار رانندگی میکند، ماشین را زیرِ پلی کنارِ عدهای خلافکار و بیخانمان پارک میکند و درِ آن را باز رها میکند. جدی میگویم. او واقعاً اینقدر بیمنطق است.
همینطور، دقیقاً قبل از دزدی، به این فکر کردم که خب حالا او میتواند آن مرد را با تهدید وادار به پرداخت کند — چون فیلم واضح نشان داده که آن مرد زن و بچه دارد. اما سازندگان که حاویِ نفرتی آشکار از مردانِ سفید یا «نزدیک به سفید» هستند (زبانِ نژادپرستانهٔ مدرن واقعاً زشت است) نمیخواهند از این موقعیت سوءاستفاده کنند؛ فقط میخواهند او را فردی منفور نشان دهند تا قهرمانِ دزدِ ما پاک جلوه کند. واقعاً شگفتانگیز است. نهایتاً ۶۰ آیکیو، قسم میخورم.
بعد او برمیگردد و به دوستِ تنفروشش که پیشِ عاشقِ سیاسیِ پولدارش است سر میزند تا ۳ هزار دلاری را که دوست به او بدهکار است پس بگیرد. شاید با خود بگویید این عجیب است چون قهرمان ما قرار است از تنگنا درآمد داشته باشد، اما این نکته جزئی است.
نکتهٔ مهمتر اینکه آن وامِ قدیمی برای بیرون آوردنِ دوستش از زندان بوده — یعنی وثیقه. پس دوست که از زندان درآمده باید آن را بازپرداخت کرده باشد. این یعنی مسئله حل شده است. بعد یادم میآید که نویسندگان شاید نفهمیدهاند وثیقه چیست و فکر کردهاند مثل یک پرداخت ساده است. این فیلم آنقدر سطحی نوشته شده که حتی هوش مصنوعی هم بهتر میتوانست بنویسد.
دوستش نهایتاً ۵۰۰ دلار از ۳۰۰۰ را از صندوق پولِ دوستپسرش که پر از اسکناس است برمیدارد. چرا همهاش را برنمیگرداند؟ خب این بهانهای است تا قهرمانِ ما پول صندوق را بدزدد. طرحِ احمقانهای با کمکِ دوستِ سابقِ خلافکارش (او سیاهپوست است، پس طبق کلیشهٔ فیلم، آدمِ خوبِ داستان است، بر خلاف هر مردِ سفیدِ دیگری که آدمپسند نشان داده نمیشود). وانیسا پنج سلول مغزیاش قادر به درک این نیست که اگر با دریل صندوق را باز کردهای، نمیتوانی مثل سابق آن را برگردانی.
به نیمهٔ فیلم که میرسم، قهرمانِ ما و دوستِ خلافکارش تصمیم گرفتهاند مرسدس AMG را بردارند و بفروشند — خودِ ماشینی که هفت ساعت پیش زیر پل درِ باز گذاشته شده بود؛ انگار هنوز آنجا خواهد بود. اصلاً احتمال صفر وجود ندارد که ناپدید نشده یا جرثقیل برده باشد چون وسطِ خیابان گذاشته شده بود و راه را بسته بود. دیگر حوصلهام سر رفته. این زبالهٔ حاشیهدارِ ۲۰۲۵ هالیوود، پر از نفرتِ جنسیتی و نژادی و کسالتآور، اصلاً خندهدار نیست. من را از این فیلم دور کنید.
ضمناً تصویرسازیِ فیلم آنقدر تاریک است که حتی اگر میخواستید برای دیدن وانیسا کربی آن را تماشا کنید، بیشتر اوقات چیزی قابلمشاهده نیست.
هالیوود اصلاً مرده است.
---
«Night Always Comes» فیلمِ خوبی ارائه داد. من معمولاً از این درامهای خشن جناحِ جنایی خوشم میآید، پس خوشحالم که میتوانم این فیلم را در آن دسته قرار دهم. وانیسا کربی اجرا و حضور قویای دارد؛ خوشحالم بالاخره او را در نقشِ مرکزی یک فیلم میبینم.
در طول ۱۰۸ دقیقه فیلم صحنههای زیادی هست و از نظر فضا فیلم بهخوبی کار شده است. ممکن است گاهی آزاردهنده شود، که ظاهراً هم عمدی است — شخصیت دورین بهویژه آزاردهنده است؛ یک گزلکنِ تمامعیار! بهجز کربی، بازیگران دیگری مانند رندال پارک، جولیا فاکس، مایکل کلی و اِلی راث هم حضور دارند، هرچند کماثر.
باید بگویم بعضی دیالوگها چندان قانعکننده نبودند، عمدتاً برای نقشِ کربی. گاهی دیالوگها غیرطبیعی یا نامتناسب بهنظر میرسیدند، اما انصافاً بازیِ کربی و رویدادهای دراماتیک آنقدر قدرتمندند که بهسرعت از این ایرادات میگذری. با این حال ارزشِ دیدن دارد.
---
اضافه شد به فهرستِ فیلمهایی که آرزو میکنم هرگز ندیده بودم. نه سرگرمکننده است و نه نویسندگیِ خوبی دارد. گاهی فکر میکنم اینگونه فیلمها چطور ساخته میشوند؛ توصیه نمیکنم مگر اینکه عضو خانوادهٔ یکی از بازیگران باشید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران