یک نویسنده، یک بازیگر، یک موسیقیدان و یک پیشخوان آشپزخانه... شبی خونین که هنرهایشان، بازیهایی که انجام میدهند، دروغهایشان و خیانتهایشان نسبت به یکدیگر و عزیزانشان روی فرشِ مادری پیر ریخته میشود... داستانِ «عصر بیمحبتی»؛ عصری که بهخاطرش میخواهی خانه را ترک کنی اما نمیتوانی کانال را عوض کنی...
یک نویسنده، یک بازیگر، یک موسیقیدان و یک پیشخوان آشپزخانه... شبی خونین که هنرهایشان، بازیهایی که انجام میدهند، دروغهایشان و خیانتهایشان نسبت به یکدیگر و عزیزانشان روی فرشِ مادری پیر ریخته میشود... داستانِ «عصر بیمحبتی»؛ عصری که بهخاطرش میخواهی خانه را ترک کنی اما نمیتوانی کانال را عوض کنی...
دیدگاه های کاربران