دو برادر مشهور، هاکان و اوزان، دوستشان تاتو فوت کرد. دو روز بعد مراسم عروسی هاکان برگزار شد، اما آنها برای ادای آخرین احترام به خانهٔ دوستشان رفتند. هاکان با دیدم، دختر مظفر، یکی از برجستهترین تجار چای ریزه، ازدواج خواهد کرد. مظفر نسبت به این ازدواج واکنش نشان میدهد چون هاکان خوانندهای مشهور است. آنها خود را در سفری از اژه تا دریای سیاه و از آنجا تا آناتولی مرکزی مییابند؛ حتی از مرزها فراتر میروند و در پایان این مسیر پر از شگفتی است.
دو برادر مشهور، هاکان و اوزان، دوستشان تاتو فوت کرد. دو روز بعد مراسم عروسی هاکان برگزار شد، اما آنها برای ادای آخرین احترام به خانهٔ دوستشان رفتند. هاکان با دیدم، دختر مظفر، یکی از برجستهترین تجار چای ریزه، ازدواج خواهد کرد. مظفر نسبت به این ازدواج واکنش نشان میدهد چون هاکان خوانندهای مشهور است. آنها خود را در سفری از اژه تا دریای سیاه و از آنجا تا آناتولی مرکزی مییابند؛ حتی از مرزها فراتر میروند و در پایان این مسیر پر از شگفتی است.
دیدگاه های کاربران