کریس مسیینا که به عنوان یک معلم جایگزین در کلاس حاضر شده با یکی از دانش آموزان رابطه دوستی برقرار میکند و همین امر باعث حسادت یکی از دانش آموزان می شود که باعث ایجاد یک زنجیره انتقام گیری از حوادث در دبیرستان می شود که ...
کریس مسیینا که به عنوان یک معلم جایگزین در کلاس حاضر شده با یکی از دانش آموزان رابطه دوستی برقرار میکند و همین امر باعث حسادت یکی از دانش آموزان می شود که باعث ایجاد یک زنجیره انتقام گیری از حوادث در دبیرستان می شود که ...
درامی برجسته درباره شش دانشآموز و یک معلم در دبیرستانی در شهر فرضی در ایالات متحده
دختر جوانی پس از چند هفته بستری در مرکز بهداشت روان (کوئین شیپارد) در آغاز سال تحصیلی دوباره به مدرسهاش بازمیگردد. در حالی که تعدادی از همکلاسیها او را آزار میدهند، معلم جدید تئاتر (کریس مسینا) بلوغِ او را میبیند و از او حمایت میکند، حمایتی که خشمِ لیدر تشویقکننده...
درامی برجسته درباره شش دانشآموز و یک معلم در دبیرستانی در شهر فرضی در ایالات متحده
دختر جوانی پس از چند هفته بستری در مرکز بهداشت روان (کوئین شیپارد) در آغاز سال تحصیلی دوباره به مدرسهاش بازمیگردد. در حالی که تعدادی از همکلاسیها او را آزار میدهند، معلم جدید تئاتر (کریس مسینا) بلوغِ او را میبیند و از او حمایت میکند، حمایتی که خشمِ لیدر تشویقکننده و بداخلاقِ مدرسه (نادیا الکساندر) را برمیانگیزد.
فیلم «Blame» (۲۰۱۷) را بازیگری که نقش اصلی را ایفا میکند، یعنی شیپارد، کارگردانی کرده؛ او هنگام ساخت فیلم فقط بیست ساله بود (فیلمبرداری در ژوئیه ۲۰۱۵ و در ۱۹ روز انجام شد). هرچند بعضی منتقدان سطحی آن را «فیلمی شبیه شبکه Lifetime با لبهای تیز» توصیف کردهاند، اما این فیلم از نظر هنری و کشش دراماتیک توان قرار گرفتن در کنار آثار برجسته ژانر را دارد؛ آثاری مانند Fast Times at Ridgemont High، Footloose، Clueless، The Virgin Suicides و The Rage: Carrie 2، حتی فیلم کمبودجه Love Everlasting (۲۰۱۶). بعضی از این فیلمها لحظاتی کمدی یا وحشتآمیز دارند، اما همگی درامی قوی درباره تجربه دبیرستانی و جلوههای باشکوه و شرمآور آناند.
این فیلم مضامینی چون زورگویی، معلم همراه، والدین غایب یا سوءاستفادهگر، رقیبی پرکینه، روابط جنسی نوجوانان، رفتارهای سؤالبرانگیز از سوی افراد صاحبقدرت، امتناع از مشارکت در رفتارهای آزارنده، افترا و احتمال رستگاری را در خود جای داده است. موسیقی متن هم از نکات مثبت فیلم است و شامل قطعاتی انتخابشده مانند «Pretty Face» و «The Lion» از OH CHILD و چند قطعه دیگر میشود.
افرادی که مدعی هستند شخصیت مشخصی مرتکب آزار جنسی کودکان شده، به نظر میرسد معنای دقیق واژه را درک نکردهاند؛ پدوفیلیا به جذب جنسی نسبت به کودکان زیر ۱۱ سال اشاره دارد. هِبفیلیا به جذب نسبت به نوجوانان پس از بلوغ در رده ۱۱–۱۴ سال گفته میشود. در بهترین صورت میتوان او را متهم به افِبوفیلیا (جذب به نوجوانان کاملاً بالغ ۱۵–۱۹ سال) دانست. منظورم کماهمیت جلوهدادن رفتار ناشایست او بهعنوان فرد صاحبقدرت نیست؛ فقط تأکید میکنم که او به هیچ وجه پدوفیل نیست.
این نکته نشان میدهد که فیلم فراتر از یک درام رشدِ روانشناختی است، چون معلم یکی از شخصیتهای کلیدی است. او در اواخر سیسالگی یا اوایل چهلسالگی است و با بحرانی در میانهِ زندگی روبهروست. نمیتواند احساسش نسبت به فردی خاص را انکار کند، اما باید در درون و بیرون جستجو کند تا درباره زندگی و مسیر آیندهاش تصمیمهای عاقلانه بگیرد.
پایان فیلم میتوانست بهتر و کمابهامتر باشد؛ احتمالاً شیپارد بهدلیل محدودیت بودجه و زمان، کار را به شکلی مبهم خاتمه داده است. با این حال، پس از تأمل میتوان قطعات لازم را دید و مخاطب میتواند نتیجهگیری کند که چه اتفاقاتی افتاده و احتمالاً چه رخ خواهد داد.
مدت زمان فیلم ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه است و در متوچن، نیوجرسی—زادگاه و دبیرستان کوئین—فیلمبرداری شده که حدود ۳۵ مایل جنوبغرب منهتن قرار دارد.
نمره: A-
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران