«تاریخِ صدا: کازابلانکای قرن بیستویکم»
«تاریخِ صدا» داستان عاشقانهای فوقالعاده تأثیرگذار است؛ من آن را «کازابلانکای قرن بیستویکم» مینامم. این اغراق نیست. مثل جمله جاودانه بوگارت: «اگر آن هواپیما بلند شود و تو با او نباشی، پشیمان خواهی شد. شاید امروز نه، شاید فردا نه، اما بهزودی و برای تمام عمرت.» فیلمِ الیور هرمانوس وزن تصمیمها و مسیرهای نرفته را درک میکند. همانطور که هر دوی...
«تاریخِ صدا: کازابلانکای قرن بیستویکم»
«تاریخِ صدا» داستان عاشقانهای فوقالعاده تأثیرگذار است؛ من آن را «کازابلانکای قرن بیستویکم» مینامم. این اغراق نیست. مثل جمله جاودانه بوگارت: «اگر آن هواپیما بلند شود و تو با او نباشی، پشیمان خواهی شد. شاید امروز نه، شاید فردا نه، اما بهزودی و برای تمام عمرت.» فیلمِ الیور هرمانوس وزن تصمیمها و مسیرهای نرفته را درک میکند. همانطور که هر دوی این فیلمهای عاشقانه مدتها پس از پایان تیتراژ با تو میمانند و عمق احساسیشان با زمان بیشتر میشود.
تحسین از بن شاتاک برای نوشتن فیلمنامهای فوقالعاده، بهویژه که برای یک مبتدی که داستان کوتاهش را اقتباس کرده، کاری تحسینبرانگیز است. او روایتِ نادری ساخته که همزمان به عشق رمانتیک و عشق به موسیقی احترام میگذارد و هیچکدام را قربانی نمیکند. هرمانوس این دید را با فیلمسازیِ دورهایِ گرم و پرجلا، هم صمیمی و هم گسترده، به تصویر میکشد. او موفق شده تا داستان عاشقانهٔ همجنسگرایانه را آنقدر طبیعی نشان دهد که فیلم اصلاً احساس اعلام موضع نمیدهد.
موسیقی متن گنجینهای از آمریکانا است؛ سیلندرها و صفحات مومی نه تنها ترانهها، بلکه روحها را ضبط کردهاند—صداهایی که ممکن بود بدون دلسوزیِ افرادی مانند لاینل و دیوید به تاریخ سپرده شوند. فیلم درک میکند که حفظِ این آثار نوعی عملِ عاشقانه است، چه ترانههای فولک که در برابر مدرنیته محو میشوند، چه لحظاتی میان دو نفر که شاید جهان هرگز آنها را به رسمیت نشناسد.
«تاریخِ صدا» سینمایی است که در ذهن میماند، اکو میشود و از محو شدن امتناع میکند.
«بروکبک برای دانشگاهیها»
دوستش داشتم، اما به موسیقی خیلی خیلی خیلی بیشتری نیاز داشت. دلِ من که عاشق موسیقی فولک است، ذوب شد.
پل مسکال، مردِ این روزها، در هدایت این درام دربارهٔ نابغهٔ موسیقی («لاینل») نقش دارد؛ پسری که در کشاورزی معیشتی در کنتاکی بزرگ شده است. در خانوادهای که تفریحِ زیادی جز مهارتهای خودشان نداشت، او نه تنها خواننده بود بلکه موسیقی را بهگونهای ملموستر از دیگران تصور میکرد. در کنزرواتوار او با همفکرش «دیوید» (با بازی جاش اوکانر) آشنا میشود و بهسرعت هر دو به شنیدن موسیقی و کاوشِ همعلاقگیشان نه فقط در سازهای آکوستیک، که در عشقِ به یکدیگر میپردازند. وقتی جنگ جهانی اول دیوید را فرا میخواند، لاینل—که معاف است و عینک میزند—روی کارش تمرکز میکند تا دوستش برگردد و با هم به دل جنگلهای نیوانگلند میروند، مسلح به صفحات مومی که امیدوارند نمونههایی از نحوهٔ اجرای آهنگهای محلی را ضبط کنند. این مردان میدانند رابطهشان احتمالاً با پایان پروژهشان نیز خاتمه خواهد یافت؛ برای یکی این بهمعنای همسر و خانواده است و برای دیگری، مواجهه با شیاطینی شخصی.
وقتی لاینل پس از غیبتِ سالها تلاش میکند دوباره با دوستش ارتباط برقرار کند، کمکم خلأها پر میشود و بیشتر میفهمیم چه چیز این دو را کنار هم نگه داشته است. هرچند عناصر همجنسگرایی در داستان مهماند، اما جای درست خود را بهعنوان یک زیرپلات درامِ مؤثری که دربارهٔ پیوند میان مردان، فقر روستایی، تأثیر روانی جنگ و مهمتر از همه نقش موسیقی در زندگیِ تقریباً همهٔ مردم است، میدهند. از رقصهای طویله و جشنهای محلی تا بالادهای حزنانگیز، موسیقی اغلب ارزشی بود که مردم با آن بر شادمانی یا مرگ ابراز احساس میکردند، و نمونههای بسیاری داریم که در طول سفرشان میشنویم و وقتی لاینل در رم و آکسفورد کار میکند قطعاتی باشکوهتر را در فضای کلیساهای سنگی باستانی میشنویم. فیلم با ریتمی کند پیش میرود و راستش، در این اثر بهطرز شیک فیلمبرداریشده، اتفاقاتِ خارقالعادهٔ زیادی رخ نمیدهد، اما شیمی میان مسکال و اوکانر و حسِ جشنِ جمعی—در برابر تضادهای بزرگ و کوچک—بسیار مؤثر و دلانگیز است.
این فیلم آن توجهی را که سزاوارش بود دریافت نکرد. فیلمی است بسیار آهسته و نیازمند صبر؛ پاداش اما انفجاری است. چه داستان شگفتانگیزی، که با بازیگرانی جان گرفته است که تسلط و درک بالایی از قدرتِ ظرافت و نکتهسنجی دارند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران