فیلم It Was Just an Accident گواهی بر شجاعت بیوقفه جعفر پناهی است؛ فیلمسازی که حاضر نیست سکوت کند.
این اثر، اعتراضی جسورانه است که در قالب یک تریلر روانشناختی اجرا شده و با وجود گاهی گیر کردن در نیازِ آشکار به سیاسی بودن — که پیامش گاهی بیش از اندازه مستقیم بیان میشود — در پایان موفق میشود فراتر از روایت خود برود و پرسشهای...
فیلم It Was Just an Accident گواهی بر شجاعت بیوقفه جعفر پناهی است؛ فیلمسازی که حاضر نیست سکوت کند.
این اثر، اعتراضی جسورانه است که در قالب یک تریلر روانشناختی اجرا شده و با وجود گاهی گیر کردن در نیازِ آشکار به سیاسی بودن — که پیامش گاهی بیش از اندازه مستقیم بیان میشود — در پایان موفق میشود فراتر از روایت خود برود و پرسشهای اخلاقیای را طرح کند که نادیده گرفتنشان دشوار است.
خواسته به انتقام نیرویی سمی و مخرب است؛ نیرویی که میتواند ما را به انجام کارهای غیرقابلتصور و پست سوق دهد، کارهایی که از نظر زشتی ممکن است با ظلمی که بر ما رفته برابر باشند. این فیلم پرسشهای بغرنجی را مطرح میکند: آیا چنین راهی قابلپذیرش یا توجیهپذیر است؟ و صرفِ آرزوی انتقام آیا ما را قادر میسازد که واقعاً آن را اجرا کنیم، بهویژه وقتی که بتوانیم بهدرستی آسیبهای وارده را درک کنیم؟ پناهی در این اثر نشان میدهد چگونه یک حادثه ساده میتواند از کنترل خارج شود و زنجیرهای از مشکلات را ایجاد کند که روزبهروز سختتر قابل مهار است.
ماجرای فیلم با یک تصادف رانندگی کوچک شروع میشود؛ اقبال (ابراهیم عزیزی)، شوهر و پدر جوان، ناگهان درگیر وضعیتی میشود که بهتدریج خطرناک و پیچیده میگردد: وحید (وحید مبصّری)، همانندی سابقاً تحتتعقیب و فعال آذربایجانی که گمان میکند اقبال همان مأمور اطلاعاتی حکومت ایران است که او را در بازداشت شکنجه کرده، او را میبیند. اما آیا واقعاً او همان است؟ وحید در تردید است، اما از فرصت استفاده میکند و مظنون را میرباید و تهدید میکند که او را زنده بهگور خواهد کرد تا انتقامش را بگیرد. در حالی که وحید با اشتیاق گور اقبال را میکَند، اقبال بر بیگناهیاش اصرار میورزد. بهعلت تردید مزمن، وحید موقتی به قربانی فرصت میدهد و او را گروگان نگه میدارد تا هویت او را بهطور قانعکننده ثابت کند.
این آغازِ رشتهای از حوادث خطرناک و گاه بهطور شگفتآوری کمیک است که شخصیتهای دیگری—از جمله رفقای قدیمی و سابقاً رادیکال (مریم افشاری، حدیث پاکبَتن، محمدعلی الیاسمهر)—در آن نقش دارند و همگی در تلاشاند تعیین کنند آیا این مرد همان کسی است که وحید ادعا میکند یا نه. با پیشروی این وضع فزایندهً مضحک، پیچیدگیهای بیشتری پدید میآیند که موجب میشوند وحید و همراهانش درباره امکان اجرای این اقدامِ مشکوک دچار تردید شوند. آنها که خود سابقه مواجهه با رفتارهای بیرحم و دولتی را دارند، میپرسند آیا میتوانند همانقدر بیرحم رفتار کنند که با آنها شده است؟ همدلی و جنبههای انسانیشان به تدریج ظاهر میشود و تردیدشان را افزایش میدهد. سپس این پرسش پیش میآید که اگر اقبال واقعاً بیگناه باشد، سرنوشت آنها چه خواهد شد؟
پناهی با مهارت هر دو سوی این معماها را به تصویر میکشد و این کار را با ترکیبی موفق از درام جانسوز، لحظات هراسآور و اپیزودهای کمیک خلاقانه و استادانه انجام میدهد. با این حال، گاه روایت در سکانسهای پرگفتوگو (بهویژه در پردهٔ پایانی که طولانی بهنظر میرسد) دچار کندی میشود؛ امری که با توجه به تاریخ طولانی پناهی از سانسور، آزار و بازداشت توسط مقامهای ایرانی تا حدودی قابلدرک است. حقیقت این است که با وجود دیدگاههای شجاعانه اما بحثبرانگیز فیلم، از ساخته شدن آن در شرایط کنونی برخی دشواریها قابلتصور نیست.
پناهی بابت این اثر جایزههایی شایسته دریافت کرده است، از جمله نخل طلای جشنواره کن امسال، بالاترین نشان این رویداد. بهطرزی کنایهآمیز، بسیاری از رخدادهای ایران در ۷۵ سال گذشته شباهتی به استعارهٔ مرکزی این داستان دارند؛ سلسلهای از حوادث ناخوشایند که در هر مرحله بر میزان خطر افزوده شده است. با وجود این تشابهها، انتساب امور روزمره و واقعی به «فقط یک تصادف» توصیف بسی فراتر از حقیقت را کوتاه میآورد. شاید لازم باشد داستانی ناراحتکننده و تکاندهنده مثل این فیلم به ما نشان دهد چه بر سرمان میآید وقتی به امیال خود میدان میدهیم — و دریابیم که برخی چیزها که آنها را بهطور سطحی تصادف میدانیم، در واقع اصلاً تصادفی نیستند.
امتیاز: B
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران