هشتم فوریه ۱۹۷۷، تونی کریسیس وارد دفتر ریچارد هال، رئیس شرکت رهن مریدیان شد و او را با یک تفنگ ساچمهای کوتاهشده که به گردنش سیم کشندهی مرگ وصل بود، گروگان گرفت.
هشتم فوریه ۱۹۷۷، تونی کریسیس وارد دفتر ریچارد هال، رئیس شرکت رهن مریدیان شد و او را با یک تفنگ ساچمهای کوتاهشده که به گردنش سیم کشندهی مرگ وصل بود، گروگان گرفت.
در دورانی که بسیاری از ما احساس میکنیم توسط شرکتهای بزرگ و مؤسسات مالی قدرتمند فریب خوردهایم، طبیعی است که برخی با توجیهی برای انتقامجویی نسبت به این ناهنجاریها قانع شوند. همین اتفاق در فوریه ۱۹۷۷ رخ داد، زمانی که یک وامگیرنده ناراضی تصمیم گرفت علیه رئیس یک شرکت وام مسکن در ایندیاناپولیس انتقامی بالقوه مرگبار بگیرد، موضوعی که گاس ون سنت در این کمدی-درام-تریلر...
در دورانی که بسیاری از ما احساس میکنیم توسط شرکتهای بزرگ و مؤسسات مالی قدرتمند فریب خوردهایم، طبیعی است که برخی با توجیهی برای انتقامجویی نسبت به این ناهنجاریها قانع شوند. همین اتفاق در فوریه ۱۹۷۷ رخ داد، زمانی که یک وامگیرنده ناراضی تصمیم گرفت علیه رئیس یک شرکت وام مسکن در ایندیاناپولیس انتقامی بالقوه مرگبار بگیرد، موضوعی که گاس ون سنت در این کمدی-درام-تریلر مبتنی بر واقعیت بازسازی میکند. تونی کیریتیس (بیل اسکارشگورد)، وامگیرندهای دارای ناتوانی ذهنی که خود را بهخاطر اقدامات فریبآمیز قرضدهنده خیانتدیده میبیند، برای گرفتن حقوحقوقش دست به عمل میزند. در روزی که قرار بود با مالک شرکت، ام.ال. هال (آل پاچینو)، ملاقات کند، متوجه میشود هال بهخاطر یک «سفر کاری» ناگهانی و زمستانی به فلوریدا رفته است و نقشهٔ انتقامش نقش بر آب میشود. بنابراین، با ناکام ماندن نیت اصلیاش، مداخلهکننده نقشهٔ جایگزین خود را اجرا میکند و پسر صاحب شرکت، ریچارد (دِیکِر مونتگومری)، را گروگان میگیرد. برای اینکه نشان دهد قصدش جدی است، گروگان را با سیمی محکم به گردن بست که به اسلحهای وصل بود و کوچکترین حرکت ناخواسته باعث شلیک آن میشد.
با وجود طرح بهظاهر دقیق، این اقدام در نهایت به ترکیبی میان یک جنایت هولناک و یک سیرک رسانهای کمیک تبدیل میشود که شهر را برای روزها مسحور خود میکند. مأموران انتظامی، مانند آشنای کیریتیس، کارآگاه مایکل گریبِل (کری الویس)، در هر پیچ ماجرا با سختی و ناامیدی مواجه میشوند، در حالی که بخش زیادی از مردم با انگیزههای بهظاهر موجه گروگانگیر احساس همدلی میکنند. رویداد بهسرعت شاخههای فرعی مختلفی بهدنبال آورد: تلاش سرسختانهٔ یک خبرنگار تازهکار تلویزیون (مایهالا) برای ثبت اولین گزارش بزرگش و مذاکرههای بداههٔ یک مجری محبوب رادیویی محلی (کولمن دومینگو) که به ناچار وارد معرکه میشود و مورد اعتمادِ گردانندهٔ ماجرا قرار میگیرد.
نتیجه بازسازی نسبتاً دقیقی است از رویدادی بالقوه خطرناک که در عین وفاداری به اصل ماجرا، گاه بیش از حد میل به نشان دادن اصالت دورهایِ داستان دارد و این خصوصیت را بهوضوح به رخ میکشد. همچنین بخشهایی از روایت در میانه کند میشوند و شبیه پرکنندههایی بهنظر میرسند که میتوانستند از نسخهٔ یک ساعت و چهلوپنجدقیقهای فیلم حذف شوند. با وجود این انتقادات، «Dead Man’s Wire» طراحی صحنه و تولیدی درخشان دارد و بازیهای درخشان کولمن دومینگو، آل پاچینو و بهویژه بیل اسکارشگورد از نکات قوت آناند. این فیلم خوشساخت و نسبتا سرگرمکننده تا حد زیادی توجه تماشاگر را حفظ میکند، درامی کمابیش جذاب و لحظاتی از طنز حسابشده ارائه میدهد.
در نهایت، این داستان میتواند هشداری باشد برای کسانی که خیال میکنند میتوانند دیگران را فریب دهند: هزینهٔ نقشههای مالی حسابشده ممکن است بهمراتب بیشتر از سود مورد انتظار باشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران