داستان درباره خاطرات مصور از تجربیات کیتارو با یوکای (ارواح افسانه ای) هاست. اون قدرت ماوراطبیعی قوی ای داره، اما وقتی وارد انبار ممنوعه شد، اونو از خونه ش بیرون کردن. ولی اون خیلی زود خونه جدیدی برای زندگی کردن پیدا کرد و اونجا با سوزو که یه زاشیکی واراشی عه (روح خونه) آشنا شد. اون و سوزو خیلی سریع شروع به جذب انواع جانورهای ماورالطبیعی کردن، از یه نوریکابه (جانور دیوار نمایی که نمیزاره مسافرها از جاده رد بشن) و موکوموکورن (چشمی که تو دیوار کاغذی پاره ظاهر میشه) شروع شد. در ادامه مسیرش با چه موجودات افسانه ای دیگه ای آشنا میشه؟
در حال بررسی آخرین قسمت...
داستان درباره خاطرات مصور از تجربیات کیتارو با یوکای (ارواح افسانه ای) هاست. اون قدرت ماوراطبیعی قوی ای داره، اما وقتی وارد انبار ممنوعه شد، اونو از خونه ش بیرون کردن. ولی اون خیلی زود خونه جدیدی برای زندگی کردن پیدا کرد و اونجا با سوزو که یه زاشیکی واراشی عه (روح خونه) آشنا شد. اون و سوزو خیلی سریع شروع به جذب انواع جانورهای ماورالطبیعی کردن، از یه نوریکابه (جانور دیوار نمایی که نمیزاره مسافرها از جاده رد بشن) و موکوموکورن (چشمی که تو دیوار کاغذی پاره ظاهر میشه) شروع شد. در ادامه مسیرش با چه موجودات افسانه ای دیگه ای آشنا میشه؟
دیدگاه های کاربران