برای اینکه فروشگاه شیرینیفروشی مادربزرگش را به عهده بگیرد، کومی هوناماناما، دانشجوی رشتهی هنر، به کیوتو نقل مکان میکند. اما بهجای یک مغازهی خالی، با هارامی مینو، کی کاساناکی، مای هایساکا و سگی که در فروشگاه زندگی میکند روبهرو میشود. کومی در نهایت با این دخترها زندگی میکند—دخترهایی که ادعا میکنند قهرمانانی هستند که برای تعقیب پادشاه شیاطین، در عصر حاضر تناسخ یافتهاند. در حالیکه هارامی و بقیه زندگی آرام و بیدغدغهای دارند و دیگر مأموریتی ندارند، ران—که در گذشته پادشاه شیاطین بوده و بهخاطر شکست در تناسخ، حالا شبیه دختربچهای دبستانی شده—ناگهان ظاهر میشود. داستان زمانی آغاز میشود که ران از آنها میخواهد تکههای پادشاه شیاطین را جمعآوری کنند.
برای اینکه فروشگاه شیرینیفروشی مادربزرگش را به عهده بگیرد، کومی هوناماناما، دانشجوی رشتهی هنر، به کیوتو نقل مکان میکند. اما بهجای یک مغازهی خالی، با هارامی مینو، کی کاساناکی، مای هایساکا و سگی که در فروشگاه زندگی میکند روبهرو میشود. کومی در نهایت با این دخترها زندگی میکند—دخترهایی که ادعا میکنند قهرمانانی هستند که برای تعقیب پادشاه شیاطین، در عصر حاضر تناسخ یافتهاند. در حالیکه هارامی و بقیه زندگی آرام و بیدغدغهای دارند و دیگر مأموریتی ندارند، ران—که در گذشته پادشاه شیاطین بوده و بهخاطر شکست در تناسخ، حالا شبیه دختربچهای دبستانی شده—ناگهان ظاهر میشود. داستان زمانی آغاز میشود که ران از آنها میخواهد تکههای پادشاه شیاطین را جمعآوری کنند.
دیدگاه های کاربران