میگویند «تقلید بالاترین شکل تحسین است»، اما وقتی این تحسین صادقانه به آستانهٔ تبدیل شدن به یک نسخهٔ کپیشده نزدیک میشود، بخش زیادی از جادو و جذابیت از بین میرود. و این دقیقاً نقطهضعف این کمدی-رمانتیک موردانتظار به کارگردانی کت کویرو است؛ کارگردانی که عمدتاً بهخاطر فیلمهای کوتاه، موزیکویدئوها و کارهای تلویزیونیاش شناخته میشود. آنا (هَلی بیلی) زنی جوان است که آرزوی آشپزی حرفهای دارد...
میگویند «تقلید بالاترین شکل تحسین است»، اما وقتی این تحسین صادقانه به آستانهٔ تبدیل شدن به یک نسخهٔ کپیشده نزدیک میشود، بخش زیادی از جادو و جذابیت از بین میرود. و این دقیقاً نقطهضعف این کمدی-رمانتیک موردانتظار به کارگردانی کت کویرو است؛ کارگردانی که عمدتاً بهخاطر فیلمهای کوتاه، موزیکویدئوها و کارهای تلویزیونیاش شناخته میشود. آنا (هَلی بیلی) زنی جوان است که آرزوی آشپزی حرفهای دارد و پس از مرگ نابهنگام مادر الهامبخش آشپزیاش، بهعنوان خانهنگهدار در نیویورک روزگار میگذراند. جدا از غم، او واقعاً باید زندگیاش را سامان دهد و زندگیای که واقعاً میخواهد را بسازد؛ اما چون مسئولیتپذیر نیست، غوطهور در مشکلات مالی، تصمیمهای نابجا و بیهدفی میشود.
یک ملاقات تصادفی در بار هتلی با «ماتئو» (لورِنزو دِ مور)، یک تاجر ثروتمند املاک اهل ایتالیا که مدام در سفر است، او را به ماجراجوییای رومانتیک میکشاند و باعث میشود بیاختیار به ویلای خلوت و شیک ماتئو در توسکانی سفر کند — هرچند بدون دعوت هم هست، که احتمالاً تصمیمی بحثبرانگیز است. آنا این سفر را جرقهای برای تغییر زندگیاش میبیند، اما وقتی مجبور میشود برای توضیح دربارهٔ حضور ناگهانیاش در خانهٔ ماتئو روایتی بسازد تا اعضای خانوادهٔ شکاک او را قانع کند، ماجرا پیچیده میشود. توضیح او؟ او نامزد ماتئو است؛ ادعایی که بدون اطلاعِ «نامزد»ش با آغوش باز پذیرفته میشود. در همین حین، آنا با برادر خواندهٔ ماتئو، «مایکل» (رجه-ژان پیج)، مالک زیبای یک تاکستان توسکانی آشنا میشود و میان آنها کششی دوطرفه شکل میگیرد. حالا چگونه باید خود را توضیح کند وقتی جرقههای علاقه میان او و برادرِ نامزدش زده میشود؟
کلِ داستان در پسزمینهای از مناظری سرسبز توسکانی، جشنوارهٔ تابستانی پرجنبوجوش یک شهر کوچک و زندگی با اقوام رنگارنگ و طنزآمیزِ برادران رخ میدهد — که شاید بهترین نقطهٔ قوت فیلم هم همین اقوام باشند. مشکل اساسی اما این است که روایت چندان تازه نیست؛ از قالبهایی استفاده میکند که قبلاً در کمدیهای رمانتیک ایتالیایی مثل «ماهگرفتگی» (1987) و «تحت آفتاب توسکان» (2003) دیده شده و آنها قصهشان را بسیار مؤثرتر گفتهاند، بنابراین این اثر در قیاس کمرنگ مینماید. علاوه بر این، «تو، من و توسکان» آنقدرها خندهدار هم نیست؛ خنده یکی از عناصر کلیدی کمدی-رمانتیک است که در اینجا کموبیش غایب است. در حقیقت، لحظات واقعاً بامزه کماند. در نهایت، این فیلم بیشتر شبیه چیزی است که در شبکههایی مثل لایفتایم، We TV یا هالمارک میبینید — قابلقبول اما سبک، نه چندان نوآورانه و چندان درگیرکننده. شاید نباید توقع بیشتری میداشتهام، اما بهنظر میرسد سازندگان میتوانستند تلاش بیشتری برای ارائهٔ داستانی کمتر قابلپیشبینی، کمتر کلیشهای، و باورپذیرتر به خرج دهند. بعضیها این را فیلمی ایدهآل برای قرار دونفره میدانند، اما بهنظر من ناتوانی فیلم در کشاندن تماشاگر به دلِ داستان باعث میشود بیشتر شبیه فیلمی باشد برای تماشای جمعهشب روی کاناپه، لباس راحتی و یک جعبه شیرینی، فیلمی پسزمینهای که زیاد چیز دوستداشتنیای برای ارائه ندارد.
یادتان «Made in Italy» (2020) هست؟ این فیلم حالوهوایی مشابه دارد؛ زیبایی زندگی روستایی سنتی ایتالیا را بهعنوان پردهپسزمینهٔ یک عشق کمی عجیبتر از حد معمول نشان میدهد. آنا (هَلی بیلی) تا قبل از مرگ مادرش بر اثر سرطان، آشپز در حال رشد بود، اما بعد از آن راهش را گم کرده — هم کار و هم خانهاش را از دست داده. بهترین دوستش او را تشویق کرده از بلیط هواپیما برای سفر به ایتالیا استفاده کند، اما او مقاومت کرده تا اینکه در بار هتلی با ماتئو آشنا میشود. او بهاندازهای از خودش و تاکستانش در توسکانی تعریف میکند که آنا دلبهسفر میدهد. وقتی به یک شهر کوچک زیبا میرسد، درست همان موقع جشنوارهٔ تابستانی آغاز شده و هیچ اتاق خالیای در هتل پیدا نمیشود؛ حتی بهخاطر «مایکل» آخرین ساندویچِ محل هم نصیبش نمیشود! آنا بهخاطر یادآوریِ اینکه ماتئو ویلایی خالی در نزدیکی دارد، تصمیم میگیرد یک شب آنجا بماند. اما او در خانهٔ دیگران کمی فضول است، و وقتی صبح ناگهان مادر و مادربزرگ ماتئو او را پیدا میکنند و انگشتری الماسداری که در کشو یافته به انگشت دارد، بهسرعت به این نتیجه میرسند که او نامزد ماتئو است و آنا چندان تلاش نمیکند آنها را منصرف کند.
با سوءتفاهمهایی که همهجا رخ میدهد، آنا درمییابد همانکس که ساندویچ آخر را برداشته، پسر خواندهٔ آنهاست و در پارچهٔ خیسِ کتان هم بسیار خوشتیپ بهنظر میرسد. ما قبلاً میدانیم ماتئو از خانوادهاش دور است، پس وقتی او عصبانی میرسد که آنا با خانوادهاش بازی کرده، تصمیم میگیرد حقیقت فاش شود. آیا این به نفع اوست؟ یا به نفع آنا؟ یا به نفع هیچکس؟ همهچیز در این فیلم برای چشم خوشایند و کموبیش بازیگوشانه طراحی شده و از این نظر سخت بتوان از آن بد گفت. شخصیتها بیشتر نپخته و خاماند؛ نماهای طولانی از پیج، از مناظر، دوباره از پیج و مناظر وجود دارد — یک فرمول ساده و قابلپذیرش. فیلم بیضرر است و کمی طنز دارد، اما بعید است پس از دیدن آن چیز زیادی در ذهنتان بماند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران