بیوگرافی
دختر یک مقام راهآهن، کامیلا هورن در آلمان و سوئیس تحصیل کرد. او ابتدا هنر خیاطی آموخت و اولین تجربهٔ کاریاش را در یک سالن مد در اِرفورت بهدست آورد. این تنها سکوی پرشی برای حرفهٔ نمایشی او بود که با درسهای رقص در برلین آغاز شد و سپس آموزش...
دختر یک مقام راهآهن، کامیلا هورن در آلمان و سوئیس تحصیل کرد. او ابتدا هنر خیاطی آموخت و اولین تجربهٔ کاریاش را در یک سالن مد در اِرفورت بهدست آورد. این تنها سکوی پرشی برای حرفهٔ نمایشی او بود که با درسهای رقص در برلین آغاز شد و سپس آموزش بازیگری زیر نظر لوسی هوفلیش را دنبال کرد. کامیلا که لاغر، بور و بهشکل چشمگیری زیبا بود، بهزودی در نمایشهای کابارهای به کارگردانی رودولف نِلسون ظاهر شد. تا سال ۱۹۲۶، او بهعنوان بازیگر معمولی در اوفا (Ufa) استخدام شده بود، جایی که توسط کارگردان ف. و. مورناو دیده شد؛ مردی که در او نمایندهٔ ایدهآل گرتشن برای تولید بنیادینِ فاوستو (۱۹۲۶) را یافت. این نقش کامیلا را به ستارهای آنی بدل کرد. ظرف یک سال، او توسط یونایتد آرتیستز در هالیوود قرارداد بست و با چارلز چاپلین و، مهمتر، رئیس استودیو، جوزف م. شِنک، دوست شد. این دوستی ممکن است، بسته به اینکه کدام داستان را باور کنید، به رابطهای عاشقانه منتهی شده باشد، اما در هر صورت منجر به دو نقش برجسته و پرآوازه در کنار جان بریمور در ملودرامهای پرشور تمپستاد (۱۹۲۸) و آمور اترنو (۱۹۲۹) شد، که هر دو توسط شِنک تهیه شدند. هیچیک از این فیلمها موفقیت تجاری کسب نکردند.
با آمدن فیلمهای صداگذاریشده، کامیلا به اروپا بازگشت و برای مدت کوتاهی روی صحنه در لندن و پاریس ظاهر شد، پیش از آنکه کار سینماییاش را در آلمان از سر بگیرد. با گذشت دههٔ ۱۹۳۰، او به ندرت نقشی را رد میکرد و از بارونسها و مدلهای مد تا ومپها و «زنان سقوطکرده» را بازی میکرد. کیفیت فیلمهای او متغیر بود، اما چند اثر قابلتوجه وجود داشت، مانند Hans in allen Gassen (۱۹۳۰) (در کنار هانس آلبرز)، Fiesta en palacio (۱۹۳۴) و Payasos (۱۹۳۸) (در نقش یک هنرمند سیرک، دوباره با آلبرز).
در طی این دههٔ پرتلاطم، کامیلا رابطهٔ طولانیمدتی با خوانندهٔ لوئیس گراور داشت که پانزده سال از او بزرگتر بود. این رابطه در ۱۹۳۸ به پایان رسید، زمانی که گراور از سوی گِستاپو مظنون به جاسوسی شد و از طریق کوت دِ آزور به انگلستان گریخت. پس از آنکه ویلای مجلل او در برلین برای جستجوی سرنخهای ناموجود غارت شد، انتقادهای آشکار او از رژیم نازی به حدی رسید که او را به دردسر جدی انداخت. او نیمهٔ اولِ حرفهاش را با سه فیلمِ مدتها فراموششده که در ایتالیا ساخته شده بودند به پایان برد. پس از ناکامی در تلاش برای فرار به سوئیس، او آرامتر زندگی کرد و حتی به کشاورزی هم پرداخت. پس از جنگ، مدتی بهعنوان مترجم برای نیروهای اشغالی آمریکا در آلمان کار کرد. کامیلا با بازگشتی موفق به صحنه در اجرای فرانکفورتِ ۱۹۴۸ از نمایشِ ژان کوکتو «L'Aigle a Deux Tetes» (معروف به «The Eagle Has Two Heads») بازگشت. او نیمهٔ دومِ دوران بازیگریاش را به ایفای نقشِ زنانِ اشرافی، مادربزرگان و بانوانِ دنیادیده با پسزمینههای رنگارنگ، هم در فیلمها و هم در تلویزیون، گذراند. در ۱۹۷۴ به او «Filmband in Gold» (که به نام «لولا» نیز شناخته میشود) برای دستاورد یک عمر در صنعت فیلم آلمان اهدا شد. در اتوبیوگرافیِ ۱۹۸۵ خود، «Verliebt in die Liebe» («شیفتهٔ عشق») او با خوشحالی از ازدواجها و روابط عاشقانهاش روایت کرد.
نمایش بیشتر