بیوگرافی
اِدگارد وارِزِه یا اِدگار وارِزِه (هر دو نوشتار نام توسط خودِ آهنگساز در دورههای مختلف زندگیاش بهکار میرفت) آهنگسازی فرانسویالاصل که تابعیت آمریکایی گرفت، بود. او در ۲۲ دسامبر ۱۸۸۳ در پاریس زاده شد و در ۶ نوامبر ۱۹۶۵ در نیویورک درگذشت.
وارِزِه که ابتدا در اسکولا کانتوروم و کنسرواتوار پاریس...
اِدگارد وارِزِه یا اِدگار وارِزِه (هر دو نوشتار نام توسط خودِ آهنگساز در دورههای مختلف زندگیاش بهکار میرفت) آهنگسازی فرانسویالاصل که تابعیت آمریکایی گرفت، بود. او در ۲۲ دسامبر ۱۸۸۳ در پاریس زاده شد و در ۶ نوامبر ۱۹۶۵ در نیویورک درگذشت.
وارِزِه که ابتدا در اسکولا کانتوروم و کنسرواتوار پاریس آموزش دید، در کنار هنرمندان مستقلتری مانند دبوسی و بوزونی تشویق لازم برای بیان شخصیاش را یافت.
در واقع، خیلی پیش از ۱۹۱۴ وارِزِه به ترک روشهای کلاسیک آهنگسازی، دستگاه برابر شده و سازهای موسیقی سنتی فکر میکرد تا «خود ماده صوتی» را بهکار گیرد. این ایده او را واداشت که برخی از نخستین نتنوشتههایش را از بین ببرد و تا آمریکا پیش رود — جایی که او پیش از آن از اصواتی با فرکانس و شدت مدولهشده مانند آژیر استفاده میکرد — و پژوهش در زمینه آکوستیک را از دیناموفون تا آثار لئون ترمین و موریس مارتنو تشویق کند.
وارِزِه از زمانِ آرکانا ارکستر را رها کرد و به سوی گروههای سازبندی کوچکتر و فردیتر رفت. با این حال، فقدان وسایل فنی، استودیو ضبط یا لابراتوار او را برای مدت جنگ جهانی دوم و تا اوایل دهه ۱۹۵۰ ساکت نگه داشت، تا اینکه تکنیکهای ضبط استودیویی (ازجمله تجربیات پیر شفر و پیر هنری) توسعه یافتند. در آن زمان وارِزِه توانست اثری چون Poème électronique را برای نمایشگاه جهانی بروکسل در ۱۹۵۸ تولید کند.
وارِزِه که روابط نزدیکی با نمایندگان برجسته جامعه علمی زمان خود داشت، علاقهاش به علم در عناوینی که بر آثارش مینهاد منعکس است—ارجاع به ریاضیات (Intégrales)، متالورژی (Densité 21,5)، بلورشناسی (Hyperprism)، گیاهشناسی (Octandre)، شیمی (Ionization) و حتی کیمیاگری (Arcana). در ابتدا آثار وارِزِه بسیار انتزاعی بهنظر میرسیدند، اما موسیقی او هرگاه صدای انسانی وارد میشود (Offerings، Écuatorial، Nocturnal) نیرویی افسونگر و ستایشبرانگیز پیدا میکند.
رسوایی اجرای Déserts در ۲ دسامبر ۱۹۵۴ در پاریس او را برای نسل تازهای از آهنگسازان کلاسیک (از جمله یانیس زِناکیس و برونو مادرنا) و محبوب (مانند فرانک زاپا) شناساند؛ کسانی که در او چیزی بیش از یک «پیشگام» میدیدند—الگویی برای پیروی و یکی از نوآوران بزرگ قرن بیستم در کنار استراوینسکی، بارتوک، هنری کاول و آنتون وبرن.
نمایش بیشتر