بیوگرافی
فیلیپ نوآره (۱ اکتبر ۱۹۳۰ – ۲۳ نوامبر ۲۰۰۶) بازیگر سینمای فرانسه بود.
نوآره در شهر لیل، فرانسه متولد شد؛ پسر لویسی (هیرمان) و پیر نوآره، نماینده یک شرکت پوشاک. او دانشآموزی بیانگیزه بود و در چند مدرسه مطرح پاریس از جمله لیسه ژانسون دو سایلی تحصیل کرد. چندین بار در...
فیلیپ نوآره (۱ اکتبر ۱۹۳۰ – ۲۳ نوامبر ۲۰۰۶) بازیگر سینمای فرانسه بود.
نوآره در شهر لیل، فرانسه متولد شد؛ پسر لویسی (هیرمان) و پیر نوآره، نماینده یک شرکت پوشاک. او دانشآموزی بیانگیزه بود و در چند مدرسه مطرح پاریس از جمله لیسه ژانسون دو سایلی تحصیل کرد. چندین بار در امتحانات بکلوره رد شد، بنابراین تصمیم گرفت تئاتر بخواند. او در مرکز دراماتیک ناحیه غرب آموزش دید و بهمدت هفت سال با تئاتر ملی عامهپسند (Théâtre National Populaire) به تورهای نمایشی رفت، جایی که با مونیک شومه آشنا شد و در سال ۱۹۶۲ با او ازدواج کرد. در آن دوران او بهعنوان کمدین کاباره در یک دوئت با ژان-پیر دارّاس هم کار کرد؛ در این اجراها نوآره نقش لویی چهاردهم را با کلاهگیس افراطی بازی میکرد و در برابر دارّاس که نقش نمایشنامهنویس ژان راسین را داشت قرار میگرفت. در این نقشها آنها سیاستهای شارل دوگل، میشل دبری و آندره مالرو را به طنز میگرفتند.
ظهور نوآره روی پرده سینما (۱۹۴۹) با نقشی بدون اعتبار در فیلم گیگی بود. در ۱۹۵۵ او در فیلم لا پوانت کورت به کارگردانی آگنِس واردا حضور یافت. واردا بعدها گفت: «در او گستردگی استعدادی را کشف کردم که در یک بازیگر جوان نادر است.» با مدل موی کاسهای، نوآره نقش یک جوان دلباخته را در بندر ماهیگیری جنوبی سِت بازی کرد. او بعدها اعتراف کرد: «وحشتزده بودم و نقش را دستپاچه بازی کردم—من در فیلم کاملاً غایب هستم.» پس از آن تا سال ۱۹۶۰ و فیلم زازی در مترو دوباره انتخاب نشد. پس از بازی در نقشهای فرعی در تِرز دِسکورُیُ در سال ۱۹۶۲ به کارگردانی ژُرژ فرانژو و در لو کاپیتن فراکاس از ماجرای رمانتیک تئوفیل گوتیه، او بهطور منظم روی پردهٔ فرانسه ظاهر شد، اما تا فیلم «مقابلهای برای مقاومت» به کارگردانی ژان-پل راپنئو در ۱۹۶۶ در نقشهای بزرگ انتخاب نشد. او با فیلم الکساندر خوشبخت (اثر ایو روبر) در فرانسه ستاره شد.
«وقتی شروع کردم به موفقیت در فیلمها»، نوآره به منتقد سینما جو لیدون در جشنواره کن ۱۹۸۹ گفت، «برایم خیلی تعجبآور بود. برای بازیگران نسل من—همه مردان پنجاه یا شصت ساله حالا در سینمای فرانسه—همهٔ ما فکر میکردیم بازیگر تئاتر باشیم. حتی آدمهایی مثل ژان-پل بلموندو، همهٔ ما، هیچوقت فکر نمیکردیم ستارهٔ سینما شویم. پس، در ابتدا، من فقط برای پول و چون از من خواسته بودند این کار را میکردم. اما بعد از دو یا سه سال کار در سینما، شروع کردم به لذت بردن از آن و خیلی به آن علاقهمند شدم. و هنوز هم خیلی علاقهمندم، چون هرگز واقعاً نفهمیدهام که چگونه کار میکند. منظورم این است، بازیگری برای سینما چیست؟ من هرگز واقعاً نفهمیدهام.»
نوآره عمدتاً در نقش انسان عادی (Everyman) بازی میشد، اگرچه از پذیرفتن نقشهای بحثبرانگیز دریغ نداشت، مانند فیلم لا گرانده بوف، فیلمی دربارهٔ خودکشی از طریق پرخوری که در کن ۱۹۷۳ جنجالبرانگیز شد، و در ۱۹۹۱ آندره تِشینه نوآره را در فیلم «من نمیبوسم» (J'embrasse pas) در نقش یک نوجوانخواه پیر و اندوهگین که به جوانان مرد علاقهٔ افراطی دارد، انتخاب کرد. و در ۱۹۸۷، در فیلم «عینکهای لبهطلایی» بر اساس رمان جورجو باسانی دربارهٔ زندگی اجتماعی محدود پس از جنگ در فرِرا ایتالیا، او نقش پزشکی سالخورده و محترم را بازی کرد که بهتدریج مظنون به همجنسگرایی مخفی با اشتیاق نسبت به یک جوان زیبا (روپرت اورِت) میشود. نوآره اولین جایزه سزار خود را برای نقش در ویو فیوزیل در ۱۹۷۶ بهدست آورد. سزار دومش در ۱۹۹۰ برای نقش در فیلم «زندگی و بس» بود. ...
منبع: مقاله «Philippe Noiret» از ویکیپدیا به زبان انگلیسی، تحت مجوز CC-BY-SA.
نمایش بیشتر