بیوگرافی
لاریسا یفیمونا شپیتکو (۶ ژانویه ۱۹۳۸، آرتمیفسک، جمهوری شوروی سوسیالیستی اوکراین – ۲ ژوئن ۱۹۷۹، استان کالینین) کارگردان سینمای شوروی اوکراینی بود. او به مؤسسه دولتی سراسری سینماتوگرافی در مسکو (VGIK) رفت و شاگرد الکساندر دوژنکو شد. او به مدت هجده ماه شاگرد دوژنکو بود تا زمانی که او در...
لاریسا یفیمونا شپیتکو (۶ ژانویه ۱۹۳۸، آرتمیفسک، جمهوری شوروی سوسیالیستی اوکراین – ۲ ژوئن ۱۹۷۹، استان کالینین) کارگردان سینمای شوروی اوکراینی بود. او به مؤسسه دولتی سراسری سینماتوگرافی در مسکو (VGIK) رفت و شاگرد الکساندر دوژنکو شد. او به مدت هجده ماه شاگرد دوژنکو بود تا زمانی که او در سال ۱۹۵۶ درگذشت. شپیتکو در سال ۱۹۶۳ از VGIK فارغالتحصیل شد با فیلم دیپلمی برنده جایزهاش «گرما» که زمانی ساخته شده بود که او ۲۲ سال داشت. این فیلم داستان یک جامعه کشاورزی جدید در آسیای مرکزی در اواسط دهه ۱۹۵۰ را روایت میکند.
فیلم بعدی شپیتکو «بالها» درباره یک خلبان جنگنده زن بسیار تزئینشده در جنگ جهانی دوم است. این خلبان که اکنون مدیر یک کالج فنی حرفهای است، با دخترش و نسل جدید بیگانه است. این فیلم در آن زمان در مطبوعات اتحاد شوروی جنجال قابلتوجهی برانگیخت، زیرا قرار نبود فیلمها به نمایش تعارض بین فرزندان و والدین بپردازند (Vronskaya, 1972 p 39).
سومین فیلم شپیتکو «تو و من» (۱۹۷۱) بود. این تنها فیلم رنگی او بود. این فیلم در جشنواره فیلم ونیز با استقبال مواجه شد، اما در اتحاد شوروی نمایش عمومی مناسبی نیافت.
«صعود» (۱۹۷۶) آخرین فیلم او و فیلمی بود که بیشترین توجه را در غرب به خود جلب کرد. در این فیلم شپیتکو بار دیگر به رنجهای جنگ جهانی دوم بازمیگردد و سختیها و مشقات گروهی از پارتیزانها در بلاروس در زمستان سرد ۱۹۴۲ را ثبت میکند. دو تن از پارتیزانها توسط نازیها اسیر میشوند و سپس توسط یکی از همکاران محلی که نقش آن را آنتولی سولونیتسین ایفا میکند، مورد بازجویی قرار میگیرند و پیش از آن یکی از آنان در ملا عام اعدام میشود. این تصویر از شهادت روسها به شدت مدیون نمادپردازیهای مسیحی است. «صعود» در سال ۱۹۷۷ خرس طلایی را در بیستوهفتمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین کسب کرد.
اعتبار بینالمللی فزاینده شپیتکو منجر به دعوت او برای حضور در هیئت داوران بیستوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین در سال ۱۹۷۸ شد. با این حال، او نتوانست فیلم دیگری را کامل کند. شپیتکو در سال ۱۹۷۹ در یک تصادف رانندگی همراه با چهار عضو گروه فیلمبرداریاش در حالی که در حال شناسایی لوکیشنها برای اقتباس برنامهریزیشده از رمان «وداع با ماتیورا» اثر والنتین راسپوتین بود، درگذشت. همسرش الم کلیموف، که او نیز کارگردان بود، این کار را برای او به پایان رساند.
نمایش بیشتر