در حالی که امپراتوری کهکشانی و اتحاد سیارات آزاد بیش از یک قرن و نیمه که درگیر جنگی بیپایان هستن، در دل این آشوب، دوستیای سرنوشتساز شکل میگیره. در امپراتوری، پسری جوان به نام زیگفرید کیرکایس با رینهارت فون موزل و خواهر بزرگترش آنِرُزه آشنا میشه. کیرکایس خیلی زود با این خواهر و برادر خوشسیما و موطلایی، دوستی صمیمیای برقرار میکنه. اما روزی فرا میرسه که پدر دائمالخمر و اشرافزادهی بیاعتبار خانواده، تصمیم میگیره آنرزه رو بهعنوان معشوقه به دربار قیصر بفروشه. رینهارت که از خشم میسوزه، کاری از دستش برنمیاد و تسلیم خواستهی دربار میشه. مدتی بعد، او بههمراه پدرش از آن منطقه نقل مکان میکنه و کیرکایس تنها میمونه. چند سال بعد، رینهارت در لباس نظامی بازمیگرده؛ با تصمیمی قاطع: ارتقاء در ارتش، کسب قدرت، و آزاد کردن خواهرش از اسارت درباری. کیرکایس هم با شور و وفاداری، به این مأموریت خطرناک ملحق میشه—تا همیشه در کنار دوستان عزیزش باقی بمونه. Golden Wings پیشدرآمدی تأثیرگذار بر داستان اصلی افسانه قهرمانان کهکشان است؛ روایتی از آغاز راه جاهطلبانهی رینهارت و پایهگذاری پیوندی ناگسستنی که سرنوشت کهکشان را دگرگون خواهد کرد.
در حالی که امپراتوری کهکشانی و اتحاد سیارات آزاد بیش از یک قرن و نیمه که درگیر جنگی بیپایان هستن، در دل این آشوب، دوستیای سرنوشتساز شکل میگیره. در امپراتوری، پسری جوان به نام زیگفرید کیرکایس با رینهارت فون موزل و خواهر بزرگترش آنِرُزه آشنا میشه. کیرکایس خیلی زود با این خواهر و برادر خوشسیما و موطلایی، دوستی صمیمیای برقرار میکنه. اما روزی فرا میرسه که پدر دائمالخمر و اشرافزادهی بیاعتبار خانواده، تصمیم میگیره آنرزه رو بهعنوان معشوقه به دربار قیصر بفروشه. رینهارت که از خشم میسوزه، کاری از دستش برنمیاد و تسلیم خواستهی دربار میشه. مدتی بعد، او بههمراه پدرش از آن منطقه نقل مکان میکنه و کیرکایس تنها میمونه. چند سال بعد، رینهارت در لباس نظامی بازمیگرده؛ با تصمیمی قاطع: ارتقاء در ارتش، کسب قدرت، و آزاد کردن خواهرش از اسارت درباری. کیرکایس هم با شور و وفاداری، به این مأموریت خطرناک ملحق میشه—تا همیشه در کنار دوستان عزیزش باقی بمونه. Golden Wings پیشدرآمدی تأثیرگذار بر داستان اصلی افسانه قهرمانان کهکشان است؛ روایتی از آغاز راه جاهطلبانهی رینهارت و پایهگذاری پیوندی ناگسستنی که سرنوشت کهکشان را دگرگون خواهد کرد.
دیدگاه های کاربران