اوزان پس از آنکه معشوقهاش او را ترک میکند، دچار رنجِ عشق میشود و در هیچجا آرامش نمییابد. اوزان یک روز تصمیم میگیرد خودکشی کند. خودکشی قانونی است تا زمانی که تحت کنترل دولت انجام شود، اما تنها یک استثنا وجود دارد: هیچکس نباید عاشق فردی بشود که قصد خودکشی دارد یا چنین درخواستی ارائه میدهد. وقتی اوزان به مرکز پایان دادن به زندگی مراجعه میکند، درخواستش بررسی شده و رد میشود، زیرا زنی به نام اکین عاشق اوزان است، درحالی که او هرگز این را نمیدانست. به همین دلیل شاعر نمیتواند بمیرد. تنها راهحل او این است که این دختر بهنام اکین را پیدا کند و او را از عشقش منصرف سازد.
اوزان پس از آنکه معشوقهاش او را ترک میکند، دچار رنجِ عشق میشود و در هیچجا آرامش نمییابد. اوزان یک روز تصمیم میگیرد خودکشی کند. خودکشی قانونی است تا زمانی که تحت کنترل دولت انجام شود، اما تنها یک استثنا وجود دارد: هیچکس نباید عاشق فردی بشود که قصد خودکشی دارد یا چنین درخواستی ارائه میدهد. وقتی اوزان به مرکز پایان دادن به زندگی مراجعه میکند، درخواستش بررسی شده و رد میشود، زیرا زنی به نام اکین عاشق اوزان است، درحالی که او هرگز این را نمیدانست. به همین دلیل شاعر نمیتواند بمیرد. تنها راهحل او این است که این دختر بهنام اکین را پیدا کند و او را از عشقش منصرف سازد.
دیدگاه های کاربران