اوزجان و سرکان، دو برادر، برای وصول بدهیای که عموشان مُسلم به آنها بدهکار است میروند تا بتوانند بدهیهایشان به قرضخوارها را تسویه کنند. همینکه عموشان دستش را در جیبش میکند تا پول را به آنها بدهد، دچار حملهٔ قلبی میشود و فوت میکند. پول متعلق به آنهاست، اما هنوز آن را از جیبش خارج نکرده بود. برادران که پول را از جیب عمو بیرون میآورند و عازم پرداخت بدهی به قرضخوارها میشوند، با شگفتی بزرگی روبهرو میشوند؛ پول تقلبی است. وقتی میبینند تنها راه خلاص شدن از پول تقلبی این است که آن را همانجا بگذارند، برادران به موسسهٔ تشییع جنازه میروند تا پول را در جیب کت عمؤ مردهشان بگذارند و خود را درگیر ماجرایی غیرقابلبازگشت مییابند.
اوزجان و سرکان، دو برادر، برای وصول بدهیای که عموشان مُسلم به آنها بدهکار است میروند تا بتوانند بدهیهایشان به قرضخوارها را تسویه کنند. همینکه عموشان دستش را در جیبش میکند تا پول را به آنها بدهد، دچار حملهٔ قلبی میشود و فوت میکند. پول متعلق به آنهاست، اما هنوز آن را از جیبش خارج نکرده بود. برادران که پول را از جیب عمو بیرون میآورند و عازم پرداخت بدهی به قرضخوارها میشوند، با شگفتی بزرگی روبهرو میشوند؛ پول تقلبی است. وقتی میبینند تنها راه خلاص شدن از پول تقلبی این است که آن را همانجا بگذارند، برادران به موسسهٔ تشییع جنازه میروند تا پول را در جیب کت عمؤ مردهشان بگذارند و خود را درگیر ماجرایی غیرقابلبازگشت مییابند.
دیدگاه های کاربران